عقل و عشق

http://rezap502.epage.ir

حرفم را زدم
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸۸
 

یکی از موضوعاتی که

 در زندگی ما وجود دارد به نام توجیه اعمال است

که برای خودمان هم اتفاق افتاده

 انتخاب یکی از میان بد و بدتر

نظرم را نوشتم

خواستی ادامه مطلب را بخون

یا روی لینک کلیک کن نظرت رابنویس


چندتا نوشته قبلی من را اگر خونده باشید می خوام جمع بندی کنم و به یک نتیجه دو دوتا چهارتایی برسم نمی دونم چقدر درسته اما ارزش فکر کردن را داره  شاید هم فقط یک توجیه و یا بنا به قول دکتر علی شریعتی در کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی یک بدعت در دین باشه!!!
در خانواده و جامعه و محل کار و یا توی ضرب المثل های افراد با احتیاط زیاد شنیده اید که می گویند: از میان بد و بد تر یکی را انتخاب کردم
خوب چندتا سوال برایم پیش آمده که با مطالعه آنها موضوع را بیشتر درک خواهید کرد:
سوال 1- در شرایطی شخصی قولی میدهد و قسمی می خورد بعد از مدتی می فهمد این شخص ارزش رفاقت ندارد و یا با او بودن باعث بد نامی و یا از دست رفتن وقت و پول و آبرو می شود چه کنم اگر قسمم را بشکنم کفاره دارد ؛ اگر بد قولی کنم روزه باید بگیرم؛ اگر دلش را بشکنم گناه کردم ؛ اگر  .... چه کنم؟
سوال 2- کسی می گوید اگر من خود ارضایی کنم بهتر است تا در جامعه وارد گناه شوم و به فساد بدتر بیفتم؛ این گناه مانع افتادن من به گناه بزرگتر نمی شود . میشود؟؟
سوال 3- من اگر جواب سلام این آقا را ندهم و با او حرف نزنم نهایت به من می گویند بی ادب ؛ بهتر از اون نیست که فردا من را بیندازد به دام خودش؟
سوال 5- من اگر دزدی کنم و به فقرا بدهم جرم کردم و یا اگر چندتا بچه فقیر ببینم و دست رو دست بگذارم و کاری نکنم و اونها از گرسنگی بمیرند؟
سوال 5- من برای رضای خدا اینکارو کردم اگر من با او رفیق نمی شدم و جذب خودم نمی کردم توی این محیط ناجور گیرآدم های گرگ صفت می افتاد من پرو بالش رو گرفتم خوب بجاش من گناه اول و آخرش بودم کار بدی کردم؟
سوال ماقبل آخر- یادتان هست؟ در فیلم اخراجی های یک ؛ حاجی گرینوف است که می‌گوید «امروز بزرگ‌ترین مصلحت در شکست‌خوردن است»، از مفهوم «دفع افسد به فاسد» برای توجیه خطاهای تعمدی‌اش استفاده می‌کند و از ترس بعثی‌ها به مفهوم «تقیه‌کردن» متوسل می‌شود. ده‌نمکی با هم‌این چند دیالوگ زیرکانه نشان داده است که چه‌گونه می‌توان پای جدی‌ترین مباحث فکری و اجتماعی را به یک فیلم طنز با مخاطب عمومی باز کرد. هنوز که هنوز است، برداشت غلط از مفهوم دفع افسد به فاسد، بهانه‌ی برخی از مسئولین و مدیران شده است (مثلاً برای دفع اصلح در ....). این بدعت نبود؟
سوال آخر- آقا من که باید به یکی رای میدادم ؛ یکی از این نامزد ها و خواستگارها را انتخاب میکردم. چاره ای نداشتم .نمی شد که در جلسه رآی ندهم و یا سکوت کنم. تکلیف شرعی است باید شرکت میکردم و من تشخیص دادم ایشان خوب است و باید از او حمایت هم بکنم. و تا پای جان با او باشم چون قول دادم راه برگشتی هم ندارم . ( اصلا آقا جان ما با هم قرار گذاشتیم نمی شه زیرش بزنم؛ مرد و حرفش)کار بدی کردم؟
یک موضوعی در اسلام و در فقه وجود دارد به نام دفع افسد به فاسد مثلاً شما در شرایطی قرار گرفته اید که دو گناه پیش روی شماست ( موضوع را سیاسی نکنید منظورم انتخابات و کاندیداتوری نیست) باید یکی را انتخاب کنم یکی بد است و یکی بدتر و هیچ راه در رفتنی هم ندارم از میان بد و بدتر بد را انتخاب می کنم تا ضرر و زیان کمتری رسیده باشد اما اگر بتوانیم تشخیص دهیم ( این مهم تر است؛ تشخیص دهیم).
این را از کتاب فقه استخراج کردم: قاعده فقهی ای وجود دارد به نام دفع افسد به فاسد. بدین معنی که اگر یک زن نامحرم در دریا در حال غرق شدن است و یک مرد نامحرم در آنجا وجود دارد بر آن مرد تکلیف است که برای نجات آن زن اقدام کند. اگر چه دست زدن به نامحرم اشکال دارد ولی نجات جان آن زن واجب است.بنابراین دست زدن به نامحرم فاسد و از بین رفتن جان آن زن افسد می شود و فقه اسلامی می گوید فاسد را برای دفع افسد انجام بده
گاهی نه تنها بدتر را کنار نمی گذاریم برای اجرای امر بد و توجیه انتخاب خود 100گناه دیگر هم به آن چاشنی میکنم و کلاه شرعی روش می گذاریم تا جنبه عقلی و شرعی پیدا کند.
این سوال را یک دانشجو از من پرسیده: معضل بد حجابی فساد است ولی حکم برخورد و اهانت به یک زن مسلمان و برخورد با او در ملا عام در سطح شهر به منظور مبارزه با بدحجابی چیست؟ چه کسی مجوز می دهد که  یک زن نامحرم را کشان کشان در حالیکه روسری نیم بند او را از سرش ربوده اند و همچنین مورد ضرب و شتمش قرار داده اند به درون ماشین بصورت ناجوانمردانه پرت نماید؟ آیا بدحجابی افسد است یا برخورد وحشیانه یک مشت مرد اجنبی با یک زن افسد است؟

از چندین نفر از علما ؛ استفتا کردم با دفتر ایشان تماس گرفتم و حتی از اهل قضاوت پرسیدم آیا با این دلیل محکمه پسند و عقلانی می توانم خودم و ووجدانم را توجیه کنم جواب بسیاری از آنها منفی بود. (البته بسیاری که اصلا به کل چون افراد معمولی نمی توانند ضرورت و دلایل عقلی آنرا تشخیص دهند و باب گناه در جامعه باز می شود حرام داستند بعضی جایز ندانستند و برخی هم آنقدر کلمات سخت بکار بردند که نتوانستم درک کنم) در مجموع برخی را ذکر می کنم
قاعده دفع افسد به فاسد و دلالت های حقوقی ـ جرم شناختی آن

درتاریخ 20 آبان 1388از سوی انجمن علمی حقوق، کارگا ه آ‌موزشی باعنوان "دفع افسد به فاسد"  درتالار دکتر کی‌نیا برگزارشد.دراین کارگاه که حدود150 نفر از دانشجویان وتعدادی از استادان رشته حقوق شرکت داشتند  دکترحاجی ده آبادی از اساتید دانشکده حقوق سخنرانی نمود

  محمدعلی حاجی ده آبادی
چکیده:
از جمله قواعد فقهی که در حقوق کیفری و جرم شناسی، به ویژه جرم شناسی پیشگیرانه کاربردهای قابل توجهی دارد، قاعده دفع افسد به فاسد است. ادله ای که قواعدپژوهان از کتاب، سنت و سیره معصومین بر حجیت این قاعده اقامه کرده اند، کافی به نظر نمی رسد. گرچه در دلالت عقل بر این قاعده بحثی نیست، ولی تشخیص حدود و ثغور آن کار آسانی نیست. این قاعده به لحاظ حقوقی با قواعدی همچون ضرورت، اضطرار، امر آمر قانونی و... تا حدودی در برخی مصادیق همپوشی دارد و به نظر می رسد قانونگذار کیفری ایران، این قاعده را به طور مستقل به رسمیت نشناخته است و مصادیق مورد پذیرش قانونگذار را باید در ذیل عناوین یاد شده جست وجو کرد.
در حوزه جرم شناسی، به ویژه جرم شناسی پیشگیرانه و نیز در مباحث اصلاح و درمان مجرمان، این قاعده می تواند کاربردهای قابل توجهی داشته باشد، ولی مهم ترین مسئله مرجع تشخیص 
 افسد و فاسد و نیز تشخیص حالت تزاحمی است که مسئولان را به روا دانستن فاسد برای دفع افسد متقاعد می سازد

 آیا دفع افسد به فاسد از نظر شرعی جایز است

مساله دفع افسد به فاسد، همان‏طور که یک قانون عقلی است، یک امر شرعی نیز می‏باشد؛ زیرا «کلّما حکم به العقل حکم به الشرع».
همان طور که خود اشاره کرده‏اید، این قاعده تنها در صورتی قابل اجرا است که مساله ضرورت در بین باشد؛ مثلاً اگر در حکم اولیه خوردن میته (مردار) حرام است، لکن زمانی که جان انسان از گرسنگی در خطر افتد، می‏توان میته را هم خورد. ازاین‏رو همواره امر مهم فدای امر مهم‏تر می‏شود و این قانونی است عقلی، شرعی و تکوینی؛ مثلاً در نظام خلقت گناهان با آن که خود موجودات مهمی هستند، ولی فدای موجودات برتر از خود (حیوانات) می‏شوند و همین‏طور حیوانات فدای موجودی برتر از خود (انسان) می‏شود. در مسائل شرعی و عقلی نیز این چنین است؛ لکن نکته مهم آن است که چه کسی افسد بودن یا فاسد بودن امری را تشخیص می‏دهد؟چه بسا شخصی «الف» را افسد بداند و «ب» را فاسد و شخص دیگری برعکس «الف» را فاسد بداند و «ب» را افسد؛ در چنین مواردی میزان عقل شانی است؛ یعنی، آنچه را که عقلا حکم می‏کنند، نه یک فرد به تنهایی و دیگر این که کسی که تعیین ضرورت می‏کند، کیست؟دانستن این امر که کار به حد ضرورت رسیده یا خیر، خود بسیار مهم است. چه بسا نزد فردی ضرورت اقتضا کند که خود را به هلاکت برساند تا دیگران راحت باشند؛ لکن دیگران (عقلای عالم) این را تا به این حد ضرورت نپندارند. پس تشخیص ضروری بودن مساله به اندیشه فرد خاصی وابسته نیست. بنابراین هم در تعیین افسد و فاسد و هم در تعیین ضرورت آن میزان حکم عُقلا است. در آن صورت آنچه را آنان حکم کنند، شرع نیز جایز می‏داند. نکته دیگر آن که در صورتی دفع افسد به فاسد مجاز شمرده می‏شود که دفع افسد منحصر به ارتکاب فاسد باشد.

استفتا بعدی: خوب در اینجا این قاعده پیاده شد اما اولا این فرد تشخیص درستی داد یعنی متوجه شد که کدام فاسد و کدام فاسدتر است ثانیا باید ریزه کاری‌های اجرای آن را بداند تا مرتکب حرام اضافه‌ای علاوه بر طرفی که انتخاب کرده است نشود. مثلا در اینجا بیش از حد نیاز گوشت حرام نخورد.
این نکته مهمی است، اگر فردی که در چنین موقعیتی گرفتار شده آشنا به مسائل شرعی نباشد نمی‌تواند تصمیم صحیحی انتخاب کند چون همه جا به این روشنی نیست که به راحتی بتوان گفت کدام طرف فاسدتر است تا طرف فاسد انتخاب شود و البته فرد مکلف مرتکب گناه هم نشده باشد.
برای مثال فردی را در نظر بگیرید که برای رفع مشکلش می‌خواهد رشوه بدهد. آیا می‌توان با توجیه امثال این قاعده این کار را انجام داد؟ لذا در مشابه این مثال باید با یک فرد مطلع به مسائل شرعی مشورت کرد یا از دفتر مرجع تقلید خود سوال نمود.
آنچه شما در سوال خود مطرح کردید که آیا جایگزین کردن یک گناه کبیره با یک گناه صغیره صحیح است, با توجه به توضیحات معلوم شد که در شرایطی که بین انجام این دو گرفتار شده باشیم و راه فراری هم از انجام دادن گناه نباشد, در این صورت طرفی که گناه صغیره است مقدم می‌شود. البته تاکید می‌کنم که این مجوز شرعی در جایی است که همه جوانب امر رعایت شود و ما گرفتار گناهان دیگر نشویم

حالا شما بگید چکنم ؟
دفع افسد به فاسد بکنم؟
و یا کلاً بی خیال این بحث بشم
خودش دفع افسد است؟.