عقل و عشق

http://rezap502.epage.ir

تپــــش یا تبـــــــش
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٢
 

 

گاهی این طوفان؛ نتیجه عمل ماست

تا زندگیمان به تلاتم می افتد و ذهن پریشان میشود!!

تکه کلام ما می شود:

خدایا کمکم کن ؛ خودم را می سپارم به تو

سوره عنکبوت، آیه 65


انسان بنابر بعضی نظریات از ریشه ی«نَسِیَ» به معنی نسیان و فراموشکار می‌باشد.[1]از طرفی انسان دارای دو بعد روح و جسم، است. در عین حال که می‌تواند روح خود را کامل کند و به کمال برساند، همچنین می‌تواند خود را از انسانیت ساقط کند، حتی از حیوانات هم پست‌تر شود. منتهی انسان در برخورد با مادّه و مادّیات از روح خود، غافل می‌شود و در مرتبه­ی بعد، از آفریننده ی خود غافل می‌شود. لذا موقعی که نعمتی به او داده می‌شود، خود را لایق می‌داند و می‌گوید‌: «پروردگارم مرا گرامی داشت.»[2] ولی وقتی که مورد امتحان قرار گرفت و روزیش محدود شد، می‌گوید:‌ «پروردگارم،‌ مرا خوار ساخت»[3]
در بیشتر موارد، زمانی به یاد خالق خود می‌افتد که گرفتاری و مشکلی برای او پیش آید، تا فطرت او بیدار شود، والّا گرد و غبار، فطرتش را می‌پوشاند و پروردگار را فراموش می‌کند. در آیاتی از قرآن کریم، به این نوع از روحیه ی انسان اشاره شده که بعد از رفع گرفتاری، شروع به ناسپاسی می‌کند که در ذیل به آنها اشاره می‌شود:
1 . سوره ی یونس،‌ آیه ی 12: «و اذا مَسَّ الانسان الضُرُّ دعانا لِجَنبه أوقاعِداً اَوقائماً فلمّا کشفنا عنه ضُرَّه مرَّ کَأن لم یدعُنا إلی ضُرٍ مَسَّه، کذلک زُیّنَ للمسرفین ما کانوا یعملون و هرگاه آدمی به رنج و زیانی در افتد همان لحظه بهر حالت باشد از نشسته و خفته و ایستاده، فوراً ما را به دعا می‌خواند. آنگاه که رنج و زیانش برطرف شود باز بحال غفلت و غرور چنان باز می‌گردد که گوئی هیچ ما را برای دفع ضرر و رنج خود نخوانده،‌همین کفران و غفلت است که اعمال زشت تبه‌کاران را در نظرشان زیبا نموده است.»
2 . سوره ی یونس، آیه ی 22 و 23: «... جآئتها ریحٌ عاصف و جآئهم الموج من کلّ مکانٍ و ظَنُّوا أنَّهم اُحیط بِهِم دَعَوا الله مخلصینَ له الدّین، لَئن أنجَیتَنا من هذه لَنکونَنَّ من الشاکرین فلمّا أَنجیهم إذا هم یبغون فی الأرض بغیر الحق... که ناگاه باد تندی بوزد و کشتی از هر جانب به امواج خطر در افتد و خود را در ورطه ی هلاکت ببینید، آن زمان خدا را به اخلاص و دین فطرت بخواند که بارالها! اگر ما را از این خطر نجات بخشی دیگر همیشه شکر و سپاس تو خواهیم کرد. پس از آنکه ما نجاتشان دادیم، باز در زمین بناحق ستمگری آغاز کنند...».
3 . سوره ی نحل، آیة 53 و 54: «و ما بکم من نعمةٍ فَمِنَ الله، ثمَّ إذا مَسًّکُمُ الضّرُ فألیهِ‌تَجأرون ثُمَّ إذا کشَفَ الضرُّ عنکم إذا فریقٌ منکم بربِّهم یشرکون؛ و شما بندگان با آنکه هر نعمت که دارید همه از خدا است و چون بلایی رسد بدرگاه او پناه جسته و به او در رفع بلا استغاثه می‌کنید. باز و قتی که بلا را از سر شما رفع کرد، گروهی از شما بخدای خود شرک می‌آورد.»
4 . سوره اسراء، آیه ی 67: «وَ إذا مسَّکُمُ الضُّرُّ فی البحر ضلَّ مَن تدعون إلّا ایّاهُ فلمّا نجیّکم إلی البَرِّ أعرَضتُم و کان الانسان کفوراً؛ و چون در دریا به شما خوف و خطری می‌رسد در آن حال بجز خدا همه را فراموش می‌کنید، آنگاه که خدا شما را از خطر نجات داد باز از خدا روی می‌گردانید و انسان،‌کفر کیش و ناسپاس است.»
5 . سوره عنکبوت، آیه 65: «فاذا رَکِبوا فی الفلکِ دَعَوُا الله مخلِصینَ‌ له الدّینَ فَلَمّا نجّیهُم إلی البَرِّ إذا هم یُشرکون؛ این مردم مشرک نادان چون به کشتی نشینند (و به خطر افتند)‌در آنحال تنها خدا را با اخلاص کامل می‌خوانند و چون از خطر دریا به ساحل نجات رسیدند، باز به خدای یکتا، مشرک می‌شوند.».
6 . سوره ی روم، آیه ی 33: «و إذا مسَّ الناسَ ضُرٌّ دعَوا رَبّهم منبین إلیه ثمّ اذا أذاقَهُم منه رحمةً أذا فریقٌ منهم برَبّهم یُشرکونَ؛ و مردم هر گاه رنج و درد سختی به آنها رسد در آنحال خدای را به دعا می‌خوانند و به درگاه او با تضرع و اخلاص روی می‌کنند و پس از آنکه خدا به آنها رحمت خود را چشانید؛ آنگاه باز گروهی از آنها به خدای خود مشرک می‌شوند.»
7 . سوره ی زمر، آیه ی 8: «و أذا مسَّ الإنسان ضُرٌّ دعا ربَّه منیباً إلیه ثمَّ إذا خَوَّلَهُ نعمةً مِنهُ نسِیَ ما کانَ‌ یدعوا إلیه من قبلُ و جَعَلَ‌ للّهِ اَنداداً لیُضِلَّ عَن سَبیله..»؛ و (بیچاره) انسان را هر گاه فقر و مصیبت و رنجی پیش آید، در آن حال به دعا و توبه بدرگاه خدا رود چون نعمت و ثروت به او عطا کند، خدائی را که از پیش می‌خواند به کلی فراموش سازد و برای خدای (یکتا)‌شریک و همتا قرا دهد تا خلق را از راه خدا گمراه سازد....».
8 . سوره ی زمر، آیه ی 49: «فإذا مَسَّ الإنسانَ ضُرٌّ دعانا ثُمَّ إذا خَوَّلناه نِعمَةً مِنّا قال إنّما أٌُوتیتُهُ علی علمٍ بَل هی فتنةٌ و لکنَّ اکثرهم لایعلمون»
آدمی چون رنج و دردی به او رسد ما را بدعا می‌خواند و باز چون نعمت و دولت به او دادیم گوید:‌این نعمت دانسته (و به استحقاق)‌نصیب من گردید. (چنین نیست) بلکه آن امتحان وی است و لیکن اکثر مردم آگاه نیستند.»
لازم به ذکر است آیاتی با مضمون دیگر در قرآن بیان شده است که از حوصله این نوشتار خارج است.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. قرآن کریم، ترجمه: مهدی الهی قمشه‌ای، همچنین ترجمه مکارم شیرازی.
2. معجم المفهرس، محمد فؤاد عبدالباقی، طبع، دارالکتب المصریة، القاهرة.