عقل و عشق

http://rezap502.epage.ir

سیمرغی شدم
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٢
 

یکی از دوستان قدیمی را نصیحت  کردمی ؛ که

نه چندان در احوالات دیگران تجسس و

نه صواب و ثواب احوال خود را بازگو

هر دو گناهی کبیره و منفورِ خداوند بخشنده

کمی اندیشید و گفت:

برو سایه شوم خویش از

من و خانواده برکش

با خود گفتمی ؛ مردم از شنیدن نصیحت کامل شدندی

و یا جسارت بر بزرگتر رسم گشتی

بدو گفتمی :

پر کاهی را بادی بلند کرد

با خود اندیشید که سیمرغی شده

این باد که از کله افتاد کمی بیندیش؛

قبل از اینکه وقت فوت شود و باد گَرد تو را از زمین بلند کند.