عقل و عشق

http://rezap502.epage.ir

یک پیشنهاد دارم
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳٩۱
 

خواهشاً فقط مدیران ،

کارشناسان و معلمان آموزشی

ادامه را مطالعه نمایند


نویسنده طرح : رضا پورشیخ


یک پیشنهاد دارم

ممکنه کمی عجیب باشه

اما چندین حُسن داره که کارشناسان محترم اداری می توانند ؛ تو جلسات خودشون هر قسمتش رو به نام خود مطرح  و توی نظام پیشنهادات برای خود تشویقی و گروه و سکه و ... بگیرند

بجای این نظام ارزشیابی که بسیار تبعیض بر انگیز است و حق کشی توش فراوان دیده می شود ... فقط حسادت ؛ بخل و کینه را در بین معلمان اشاعه داده و گاهی برای یکسری سخت و برای کارشناسان اداری سهل است امتیاز گرفتن و یا گاهی برای کارشناسان اداری سخت و برای معلمان ساده است ؛امتیاز از دست دادن ...بیاید این ارزشیابی یکصد امتیازی را محدود کنیم به این طرح و یا نمرات این طرح را در آن لحاظ کنیم

در سال 1386 یکبار این طرح را مطرح کردم یک حرکت هایی هم در سطح استان شد اما با اعتراض کارشناسان و تعداد ی از معلمان این طرح مسکوت ماند ولی اکنون با توجه به سرعت روز افزون علم  و ارتقاء رسانه های آموزشی و هوشمند شدن کلاس ها و حرکت آموزش دنیا بسوی آموزش الکترونیکی و برگزاری ویدئو چت های آموزشی بصورت خارج از کلاس  و... سخت به این طرح نیاز است اگر می خواهیم آموزش و پرورش را از این وضع فلاکت بار در جا زدن ؛ صرف  وقت و هزینه و انجام کارهای غیر آموزشی نجات دهیم

با یک مقدمه کوتاه این موضوع را مطرح می کنم فرض کنیم در اداره ای که سر کار کارکنانش با قانون و تبصره های مالیاتی و حتی بودجه و ارز است از بانک گرفته تا کارمندان ساده امور مالیاتی و حتی وکلا باید علم خود را بروز نگه دارند و یا آنچه از قبل می دانسته اند را تعمیق بخشیده و کامل نمایند به اصطلاح امروزی ها آپدیت شوند. البته نه در دانشگاه با کتاب هایی که گاهاً بیست سال قبل ترجمه شده اند و با حضور اساتیدی که گاهاً موریانه سالها قبل نیم یاز مدرک ایشان را جویده است ....بلکه با نشریات ؛ اساتید ؛ کتب بروز  و اما بصورت  خود آموخته نه ضمن خدمت با هزینه دولتی

 

خوب حالا تعداد زیاد ی از مردم نوگلان باغ زندگی خود و حتی تنها دسته گل خانه ی خود را به بوستان تعلیم و تربیت می فرستند تا یک معلم در کلاس درس ؛  3 معاون و مدیر در مدرسه و 250 کارشناس در اداره و 500 کارشناس در سازمان و 2000 کارشناس و برنامه ریز در وزارتخانه همگی همکاری کنن ؛ حقوق ؛ ارتقاء شغلی ؛ اضافه کار؛ ضریب شغلی و ... بگیرند تا این معلم خوب و مثمر اثر درس بدهد با بیشترین تاثیر و کمترین هزینه

هر روز هم نظریه های تعلیم و تربیت و سیاست های آموزش و پرورش و حتی فنون تدریس و رویکرد های آن  تغییر می کند و برای تکمیل دکترین آقایان یک نظام و یکمیلیون دانش آموز و سرنوشت ایشان بازیچه نظریه پردازی خام می گردد... یکروز پیش دبستانی وصل میشود از آن طرف پیش دانشگاهی قطع میشود ؛ روز دیگر ششم پیدا می شود راهنمایی کم می شود معلم راهنمایی مازاد می شود و.... این ها کم نیست 




خوب فکر نمی کنید بیشتر از آن داروغه و یا مالیاتچی و یا بانکدار این معلم است که باید علمش بروز باشد ... تجربه شخصی من می گوید بسیاری از معلمان با مدارک غیر مرتبط و گاهاً برای فرار از بار مسئولیت و آموزش با مدارک غیر تخصصی در دانشگاه آزاد ؛ پیام نور و حتی علمی کاربردی در صدد فرار از مدرسه به اداره و یا حتی بسمت مقاطع بالاترهستند؟ و هرکه نازش بیشتر درجه کارشناسی و منسب مدیریتش بالاتر است

چرا نباید هر سال و یا هر دوسال یکبار یک آزمون ارتقاء شغلی و یا ارتقائ علمی از فنون و علوم تعلیم و تربیت از معلمان و کارشناسان آموزشی ما گرفته شود؟ چرا فقط کارشناسان ما تجربی و به روش سینه به سینه و گاهاً موروثی و جناحی انتخاب می شوند؟ چرا نباید تجارب و سواد معلمان ما ثبت و ضبط شود؟ چر ا برای معلم برای دریافت نمره ارزشیابی بالاتر خودش را به جناب کارشناس در اداره و یا مدیر آموزشگاه بچسباند نه به علوم کاربردی؟ چرا معلمان ما بجای مدیر کلاس خود مجری کلاس خود شده اند و چند سال هم هست که مجری طرح های ساختگی و گاهاً نخ نمای اداره و سازمان شده اند از این طرح ها معلم یار ، آزمون هماهنگ , آزمون خارج از مدرسه و یا ... می باشد که در این سالها یاخیر کم هم نبوده

   

چرا مانند بسیاری از کشوران اروپایی معلم و یا کارشناسی را بعلت نداشتن تجربه و علم لازم توبیخ نمی کنیم؟ چرا طرح ها را بازخورد گیری و حذف نمی کنیم ؛ چرا اشتباه را چند بار تکرار می کنیم؟ چرا شعار شایسته سالار ی می دهیم در عمل رفیق سالاری می کنیم ؟  چرا آموزش و پرورش را خصوصی سازی می کنیم و بجای کنترل و نظارت از روش ترمز و مچ گیری استفاده می کنیم ؟  چرا از حقوق معلمان کاهل و بی خیال که هیچ دلسوزی ندارند کم نمی شود ؟ چرا و چرا های دیگر 

روانشناسی رشد و تربیتی هرگز وارد کلاس درس معلم نمی شود !! معلم معتقد است فراگیران فقط شنونده هستند و کنترات برداشته تا کتاب را تمام کند هنوز تفاوتی برای آموزش و یاددهی قائل نیست ...هنوز معتقد است هوش همان  آی کیو است گاهاً نمی داند این هوش 9 سر دارد که باید در 3  حیطه بصورت فعال در هر درس مورد تقویت قرار گیرد و یا برنامه ریزی آموزشی وارد طرح های مسئولین و کارشناسان نمی گردد و هنوز ما منتظریم از سازمان و یا وزارتخانه چه حکم می شود ما اجراء کنیم خبری از ابتکار ؛ نو آوری و خلاقیت نیست چون مدیریت زمان و حتی مدیریت مبتنی بر هدف فقط شعار است تا می توانیم بدویم برای همایش ؛ نمایشگاه؛ سمینار و جدیداً هم افطاری دادن

چرا هر کار و یا طرح قبل از تحقیق و آزمایش اول باید وارد مدرسه شود مگر دانش آموز موش آزمایشگاهی است؟ اینها از بی سوادی و نا آشنایی کارشناسان به اهداف تعلیم و تربیت قرن بیست و یکم است!! یک معلم که بیست سال قبل مدرک گرفته چگونه می تواند امروز دانش آموزی را تربیت کند که بیست سال بعد در این جامعه زندگی کند ؟؟ اگر کارشناسان برنامه ریز و حتی معلم دیدگاه و سواد او چند سال جلو تر را نبیند ما با تغییر کتاب و تغییر تعداد پایه و مقطع تحصیلی به در جا زدن و عقب افتادن از علوم دنیا کمک می کنیم

تا معلم خود اهل تحقیق و مطالعه نباشد چگونه دانش آموزان او می توانند با هدایت او محقق و دانشمند شوند به همین خاطر من توصیه می کنم با اینکه خیلی ها کارشان ؛ پستشان و حتی القابشان به خطر می افتد هر معلمی باید در آزمون هماهنگ شرکت کند و حداقل 60 درصد سوالات تخصصی خود را پاسخ دهد وگرنه یا از درصد شغلی و یا سنوات خدمتی او کسر گردد ... معلم و کارشناسان تعلیم و تربیت باید با علوم زیر  بصورت کامل و کاربردی آگاهی داشته باشند وگرنه حقوقی که می گیرد کمی بی انصافی است

روانشناسی رشد

روانشناسی تربیتی

فنون نوین تدریس

فنون کلاسداری

طراحی آموزشی

برنامه ریزی درسی و آموزشی

تکنولوژی و رسانه های آموزشی

مدیریت زمان

اخلاق و آداب اسلامی

مدیریت یادگیری

و فلسفه تعلیم و تربیت

پورشیخ / تکنولوژیست آموزشی