عقل و عشق

http://rezap502.epage.ir

اعمالمان را کوک کنیم
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۱
 

 گاهی از خود می پرسم که بسیاری از ما قرآن می خوانیم؛ مانند مسلمانان رفتار می کنیم؛ با ایشان نشست و برخاست می کنیم
و در نماز های جماعت ایشان شرکت می کنیم و با آنها دعا می خوانیم و در خانه در تنهایی حال نماز  عبادت نداریم و شاید اصلاً نماز صبح هم نخوانیم ....
سپس در ادارات و محل کار خود یادمان می رود وظیفه ما بعنوان مسلمان چیست و راه راست کدام است  !



از قران خواستم مرا راهنمایی کند که آیا ما مسلمانیم یا واقعاً ایمان آورده ایم و یا مسلمان کاهلیم و یا مسلمان بی ایمانیم و یا اصلاً ما منافقیم و بد از کفاریم؟
کمتر کسی به خود جرآت می دهد این سوال را از خودش و یا خدایش بپرسد

ابتدا سوره حجرات آیه 14

قَالَتِ الْاَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُوْمِنُوا وَلَکِن قُولُوا اَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ وَإِن تُطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا یَلِتْکُم مِّنْ اَعْمَالِکُمْ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿۱۴

بادیه‏ نشینان گفتند ایمان آوردیم
بگو ایمان نیاورده‏اید لیکن بگویید اسلام آوردیم و هنوز در دلهای شما ایمان داخل نشده است
و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید از [ارزش] کرده‏هایتان چیزی کم نمی‏کند خدا آمرزنده مهربان است 14 حجرات

سپس سوره حضرت یوسف آیه 101 را مطالعه کردم

یکی از دعای حضرت یوسف(ع) کنار پدر که ایشان دعا می کردند و پدر آمین می گفتند:

رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ الْمُلْکِ وَعَلَّمْتَنِی مِن تَاْوِیلِ الاَحَادِیثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالاَرْضِ اَنتَ وَلِیِّی فِی الدُّنُیَا وَالآخِرَهِ تَوَفَّنِی مُسْلِمًا وَاَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ ﴿۱۰۱

پروردگارا تو به من دولت دادی و از تعبیر خوابها به من آموختی ای پدیدآورنده آسمانها و زمین
تنها تو در دنیا و آخرت مولای منی مرا مسلمان بمیران و مرا به شایستگان ملحق فرما
(101 یوسف

متوجه شدم که حضرت یوسف کاملا به قدرت؛ فضل و حکمت و ... خدا ایمان داشت که به مقام پیامبری رسید
ایشان از خدا می خواست که حالا که ایمان دادی مرا مسلمان بمیران ... یعنی چه؟

یعنی اینکه مسلمانی خودش سخت تر و بالاتر از گروه مومنین بودن است ...
خوب حالا تعدادی از صفات م
ومنین را بررسی کنیم ببینیم اعمالمان با ایمان کوک شده است مسلمانیش بماند

پاره ای از فضایل و ویژگی های اخلاقی مومنین عبارتند از :

مومن تسلیم محض خداست ( وقوموا لله قانتین ) سوره بقره آیه 238

مومن فداکار است ( و یوثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه ) سوره حشر آیه 9

مومن انفاق می کند ( و انفقوا خیرا لانفسکم ) سوره تغابن آیه 16

مومن عفت و حیا دارد ( وان یستعففن خیر لهن و الله سمیع علیم ) سوره نور آیه 60

مومن عفو و گذشت می کند ( فمن عفا و اصلح فاجره علی الله ) سوره شوری آیه 40

مومن حلم و بردباری دارد ( انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب ) سوره زمر آیه 10

مومن راستی و صداقت دارد ( والذی جاء بالصدق و صدق به اولئک هم المتقون ) سوره زمر آیه 33

مومن مهربان و دلسوز است ( محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم ) سوره فتح آیه 29

مومن عدالت دارد ( واقصدفی مشیک ) سوره لقمان آیه 19

مومن آنچا را نمی داند می پرسد ( فاسالوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون ) سوره نحل آیه 43

مومن به عهد و پیمانش وفا می کند ( والموفون بعهدهم اذا عاهدوا ) سوره بقره آیه 177

مومن در برابر مشکلات پایداری می کند ( والصابرین فی الباساء و الضراء و حین الباس اولئک الذین صدقوا و اولئک هم المتقون ) سوره بقره آیه 177

مومن در برابر نعمت پروردگار سپاسگزار است ( لو نشاء جعلناه اجاجا فلولا تشکرون ) سوره واقعه آیه 70

مومن باتقواست ( و لکن البر من اتقی ) سوره بقره آیه 189

مومن عاشق خداست (یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه ) سوره مائده آیه 54

مومن اهل حکمت و دانش است ( یوتی الحکمه من یشاء و من یوت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا و ما یذکر الا اولواالا لباب ) سوره بقره آیه 269

مومن در گفتار منطقی اش استوار است ( فلیتقوا الله و لیقولوا قولا سدیدا) سوره نساء آیه 9

مومن در گفتارش باصدای آرام سخن می گوید ( لایحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و کان الله سمیعا علیما ) سوره نساء آیه 148

مومن در برابر مومن متواضع است ( اذله علی المومنین اعزه علی الکافرین ) سوره مائده آیه 54

مومن اهل نظافت و پاکیزگی است ( و ثیابک فطهر و الرجز فاهجر ) سوره مدثر آیه 4-5

مومن بدی را به نیکی پاسخ می دهد ( ادفع بالتی هی احسن السیئه نحن اعلم بما یصفون ) آیه سوره مومنون آیه 96

مومنین مخلصند ( و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین ) سوره بینه آیه 5

مومن با دیگران برخورد نیکو و شایسته دارد ( و قولوا للناس حسنا ) سوره بقره آیه 83

مومن پر تلاش و جدی است ( روزی که انسان سعی خود را به یاد می آورد ) سوره نازعات آیه 35

مومن همواره به دنبال کسب علم است ( انما یخشی الله من عباده العلماء ) سوره فاطر آیه 28

خوب بد نبود حالا فهمیدم که بسیاری از اعمالم با  ایمان هماهنگ نیست خوب پس من منافقم؟
چند از نظرات قرآن را در مورد منافقین بدان بد نیست ...
بعد از مطالعه آن می توانم
تشخیص دهم اعمالم با قرآن هماهنگ است یا با شیطان

ویژگی های اخلاقی منافق

نـخـسـتـین سخنی را که قرآن در اینجا درباره منافقان مطرح می کند همان اظهار ایمان دروغـیـن آنـهاست که پایه اصلی نفاق را تشکیل می دهد،
خداوند در سوره منافقون (آیات 11-1) می فرماید: هنگامی که منافقان نزد تو آیند می گویند،
ما شهادت می دهیم که حتما تو رسول خدائی! (اذا جـاک المنافقون قالوا نشهد انک لرسول اللّه ).
سـپـس مـی افـزایـد: خداوند می داند که تو فرستاده او هستی، ولی خداوند شهادت می دهد که مـنـافـقـان دروغـگو هستند و
به گفته خود ایمان ندارند (واللّه یعلم انک لرسوله واللّه یشهد ان الـمـنــافـقـیـن لـکـاذبـون ) چـرا کـه آنها نمی خواستند،
خبر ازرسالت پیامبر(ص ) بدهند، بلکه می خواستند از اعتقاد خود به نبوت او خبر دهند و مسلما در این خبر دروغگو بودند.
و از اینجا نخستین نشانه نفاق، روشن می شود و آن دوگانگی ظاهر و باطن است که با زبان موکدا اظـهـار ایـمان می کنند، ولی در دل آنها مطلقا خبری از ایمان نیست،
این دروغگوئی محور اصلی نفاق را تشکیل می دهد
.
سپس به دومین نشانه منافقین پرداخته، چنین می گوید: آنهاسوگندهایشان را سپر ساخته اند، تا مردم را از راه خدا باز دارند.
سپس به علت اصلی این گونه اعمال ناروا پرداخته، می افزاید: این به خاطر آن است که آنـها نخست ایمان آوردند، سپس کافر شدند،
و لذا بردلهای آنها مهر نهاده شده و حقیقت را درک نمی کنند (ذلک بانهم آمنوا ثم کفروافطبع علی قلوبهم فهم لا یفقهون).

و سومین نشانه از نشانه های آنها این است که از درک حقائق روشن غالبا محرومند. آیه بعد نشانه های بیشتری را از منافقین ارائه داده،
می گوید
: هنگامی که آنها را می بینی جسم و قیافه آنان تو را در شگفتی فرو می برد (واذارایتهم تعجبک اجسـامهم ) ظاهری آراسته و قیافه هائی جالب دارند.
علاوه بر این چنان شیرین و جذاب سخن می گویند که اگر سخن بگویند به سخنانشان گوش فرا می دهی! (وان یقولوا تسمع لقولهم ).
جائی که پیامبر(ص ) ظاهرا تحت تاثیر جذابیت سخنان آنها قرار گیرد تکلیف دیگران روشن است.
ایـن از نـظـر ظـاهـر و امـا از نـظر باطن، گوئی چوبهای خشکی هستند که به دیوار تکیه داده شده اند (کانهم خشب مسنده ).
اجسامی بی روح، و صورتهائی بی معنی و هیکلهائی توخالی دارند، نه ازخود استقلالی، نه در درون نـور و صفائی و نه اراده و تصمیم محکم و ایمانی دارند،
درست همچون چوبهائی خشک تکیه زده بر دیوار!. سپس می افزاید:
آنها چنان توخالی و فاقد توکل بر خدا و اعتماد بر نفس هستند که هر فریادی از هر جا بلند شود آن را بر ضد خود می پندارند (یحسبون کل صیحه علیهم ).
تـرس و وحـشـتـی عجیب همیشه بر قلب و جان آنها حکم فرماست، و یک حالت سوظن و بدبینی جانکاه سرتاسر روح آنها را فراگرفته است.
و در پایان آیه به پیامبر(ص) هشدار می دهد که اینها دشمنان واقعی تو هستند پس از آنها برحذر باش (هم العدو فاحذرهم).

نشانه های دیگری از منافقان
در آیـات بـعـد مـی فـرماید: هنگامی که به آنها گفته شود: بیائید تا رسول خدا برای شما استغفار کند،
سرهای خود را (از روی استهزا و کبر و غرور) تکان می دهند و آنها را می بینی که از سخنان تو اعراض کرده و تـکبر می ورزند

(
واذا قیل لهم تعـالوا یستغفر لکم رسول اللّه لووا روسهم ورایتهم یصدون وهم مستکبرون ).
روشن است که روح اسلام، تسلیم در برابر حق است و کبر و غرور همیشه مانع این تسلیم است،
به هـمـین دلیل یکی از نشانه های منافقان، بلکه یکی ازانگیزه های نفاق را همین خودخواهی و خود برتربینی و غرور می توان شمرد.
سپس می افزاید: به فرض که آنها نزد تو بیایند و برای آنها استغفار کنی، زمینه آمرزش در آنها وجود ندارد بنابراین برای آنها تفاوت نمی کند که،
خـواه اسـتغفار کنی یا نکنی، هرگز خداوند آنان را نمی بخشد! سپس به یکی از گفته های بسیار زشت آنها که روشنترین گواه نفاق آنها محسوب می شود اشـاره کـرده،
می فرماید: آنها کسانی هستند که می گویند
: به افرادی که نزد رسول خدا هستند انـفـاق نـکنید (و از اموال و امکانات خود در اختیارآنها قرار ندهید)
تا پراکنده شوند (هم الذین یقولون لا تنفقوا علی من عندرسول اللّه حتی ینفضوا).غـافـل از ایـن کـه خـزائن آسمانها و زمین از آن خداست
ولی منافقان نمی فهمند (وللّه خزائن السموات والا رض ولکن المنـافقین لا یفقهون
).

منافقین کیانند ( الان هم منافق داریم؟)؟

منافقین کسانی هستند که متظاهر به اسلامند ولی در قلبشان و در عمق روحشان مسلمان نیستند، کافرند، غیر مسلمانند و
در نتیجه مردمی هستند دو چهره: یک چهره شان چهره مسلمانی و چهره دیگرشان چهره کفر است.
وقتی با مسلمانان می نشینند اظهار مسلمانی می کنند و عمل مسلمانی انجام می دهند،
و وقتی با کافران می نشینند مانند آنها هستند و خودشان را از آنها به حساب می آورند
.
مساله ای که فوق العاده توجه انسان را به خود جلب می کند این است که در قرآن بیش از هر کتاب دیگری روی احتیاط و حذر از منافقین تکیه شده است
.
در سوره توبه ( آیات 80-50) به صفات منافقان و نشانه های آنها اشاره شده است و می گوید: اگر نیکی به تو رسد آنها را ناراحت می کند (ان تصبک حسنه تسوهم ).
و ایـن نـاراحـتـی دلیل عداوت باطنی و فقدان ایمان آنهاست ولی در مقابل اگرمصیبتی به تو بـرسـد و گـرفـتـار مشکلی شوی با خوشحالی می گویند

:
ما از قبل پیش بینی چنین مسائلی را مـی کـردیـم، و تـصمیم لازم را گرفتیم و خود را از این پرتگاه رهایی بخشیدیم! (وان تصبک مصیبه یقولوا قد اخذنا امرنا من قبل ).
و بـه خـانـه هـای خـود بـاز مـی گـردنـد در حـالـی که (از شکست یا مصیبت یاناراحتی شما) خوشحالند (ویتولوا وهم فرحون ).
ایـن منافقان کوردل از هر فرصتی به نفع خود استفاده و لاف عقل و درایت می زنند که این عقل و تدبیر ما بود که موجب شد در فلان میدان شرکت نکنیم،
این سخن را چنان می گویند که گویی از خوشحالی در پوست نمی گنجند!. سپس به قسمتی دیگر از نشانه های منافقان و نتیجه و
سرانجام کار آنها اشاره کرده و روشـن مـی سـازد کـه چگونه اعمال آنها بی روح و بی اثراست و هیچ گونه بهره ای از آن عایدشان نـمی شود،
و از آنجا که در میان اعمال نیک، انفاق در راه خدا و نماز (پیوند خلق با خالق ) موقعیت خاصی دارد، مخصوصا انگشت روی این دو قسمت گذارده است
.
نشانه دیگر منافقان اینکه: آنها به خدا سوگند یاد می کنند که از شما هستند (ویحلفون باللّه انهم لمنکم ). در حـالـی کـه نـه از شـما هستند (و نه در چیزی با شما موافقند)
بلکه آنها گروهی هستند که فـوق الـعـاده مـی ترسند و از شدت ترس کفر را پنهان کرده اظهار ایمان می کنند مبادا گرفتار شوند
(وماهم منکم ولکنهم قوم یفرقون ).
در ایـن آیـه (لویجدون ملجا او مغارات او مدخلا لولوا الیه وهم یجمحون ) شدت بغض و عداوت و نفرت آنها را از مومنان درعبارتی کوتاه اما بسیار رسا و گـویـا مـنـعکس کرده،
می گوید: آنها چنان هستند که اگرپناهگاهی (همانند یک دژ محکم ) بـیـابـند، یا دسترسی به غارهایی در کوهها داشته باشند، یا بتوانند راهی در زیرزمین پیدا کنند،
با سـرعـت هر چه بیشتر به سوی آن می شتابند تا از شما دور شوند و بتوانند کینه و عدوات خود را آشکار سازند (لویجدون ملجا او مغارات او مدخلا لولوا الیه وهم یجمحون ).
ایـن یکی از رساترین تعبیراتی است که قرآن در باره ترس و وحشت منافقان و یا بغض و نفرت آنان بیان کرده که آنها اگر در کوهها و حتی زیر و روی زمین راه فراری پیدا کنند
از ترس یا عداوت از شـمـا دور می شوند ولی چون قوم و قبیله و اموال و ثروتی در محیط شما دارند مجبورند دندان بر جگر بگذارند و بمانند
!.
خودخواهان بی منطق
در آیه (ومنهم من یلمزک فی الصدقات ... ). به یکی از حالات منافقان اشاره شده و آن این که آنها هرگز راضی به حق خود نیستند.
هـر کس جیب آنها را پر کند عادل است و از او راضی هستند و هر کس به خاطر رعایت عدالت حق دیگران را به آنها نبخشد ظالم و از او ناراضی می شوند.
لـذا مـی گـوید: بعضی از آنها در تقسیم صدقات به تو عیب می گیرند و می گویند عدالت را رعایت نکردی اگرسهمی به آنها داده شود راضیند و خـوشـحـال و تـو را مـجری عدالت می دانند
هر چند استحقاق نداشته باشند (فان اعطوا منها رضوا). و اگـر چـیزی از آن به آنها داده نشود خشمگین می شوند و تو را متهم به بی عدالتی می کنند
.
یـکی از نشانه های منافقان و اعمال زشت و شوم آنها که قرآن کرارا به آن اشاره کرده، این است که آنـهـا بـرای پـوشـانـدن چـهـره خود بسیاری از خلافکاریهای خود را انکار می کردند
و با توسل به سـوگـندهای دروغین
می خواستند مردم را فریب داده و از خود راضی کنند در این آیه و آیه بعد قـرآن مـجید پرده از روی این عمل زشت برداشته و
مسلمانان را آگاه می سازد که تحت تاثیر این گونه سوگندهای دروغین قرار نگیرند. نـخـست می گوید: آنها برای شما سوگند به خدا یاد می کنند
تا شما را راضی کنند (یحلفون باللّه لکم لیرضوکم ). روشـن است که هدف آنها از این سوگندها، بیان حقیقت نیست بلکه می خواهند با فریب و
نیرنگ چـهـره واقعیات را در نظرتان دگرگون جلوه دهند، و به مقاصد خود برسند
.
نشانه های دیگر منافقان
روح نفاق به اشکال مختلف ظـاهـر شـود، مـخصوصا خودنمایی، روح نفاق در یک مرد با یک زن ممکن است متفاوت باشد،
اما نباید فریب تغییر چهره های نفاق را درمیان منافقان خورد. به همین جهت می گوید: مردان منافق و زنان منافق همه از یک قماشند (المنافقون والمنافقات بعضهم من بعض، توبه 67 ).
سپس به ذکر پنج صفت از اوصاف آنان می پردازد
.
اول و دوم: آنـهـا مردم را به منکرات تشوق، و از نیکیها باز می دارند. منافقان دائما سعی می کنند که فساد همه جا را بگیرد، و معروف و نیکی از جامعه برچیده شود.
سوم: آنها دستهایشان را می بندند (ویقبضون ایدیهم) نه در راه خدا انفاق می کنند، نه به کمک محرومان می شتابند، و نه خویشاوند و آشنا را کمک مالی آنها بهره می گیرند.
روشـن اسـت آنـهـا چـون ایـمان به آخرت و نتایج و پاداش انفاق ندارند، در بذل اموال سخت بخیلند
.
چـهـارم: تـمام اعمال و گفتار و رفتارشان نشان می دهد که آنها خدا رافراموش کرده اند (و نیز وضـع زنـدگـی آنها نشان می دهد که )
خدا هم آنها را از برکات و توفیقات و مواهب خود فراموش نموده (نسوا اللّه فنسیهم ) یعنی با آنها معامله فراموشی کرده است و آثار این دو فراموشی در تمام زندگی آنان آشکار است
.
پـنـجـم: ایـن کـه مـنـافـقـان فاسقند و بیرون از دایره اطاعت فرمان خدا (ان المنافقین هم الفاسقون).
منافقان کم ظرفیتند!
قـرآن در ایـنـجا روی یکی دیگر از صفات زشت منافقان انگشت می گذارد وآن این که: به هنگام ضعف و ناتوانی و فقر و پریشانی، چنان دم از ایمان می زنند که هیچ کس باور نمی کند
آنها روزی در صف منافقان قرار گیرند. امـا هـمین که به نوایی برسند چنان دست و پای خود را گم کرده و غرق دنیاپرستی می شوند
که همه عهد و پیمانهای خویش را با خدا به دست فراموشی می سپارند. خداوند میگوید: بعضی از منافقان کسانی هستند که با خدا پیمان بسته اند که اگر از فضل و کـرم خـود بـه مـا
مـرحـمت کند قطعا به نیازمندان کمک می کنیم و از نیکوکاران خواهیم بود. ولی این سخن را تنها زمانی می گفتند که دستشان از همه چیز تهی بود و
به هنگامی که خـداونـد از فضل و رحمتش سرمایه هایی به آنان داد، بخل ورزیدند و سرپیچی کردند و رویگردان شدند (فلما آتیهم من فضله بخلوا به وتولوا وهم معرضون).

منافقان کـارشکن هستند!
یکی دیگر از صفات عمومی منافقان این است که آنها افرادی لجوج، بهانه جو، و ایـرادگـیـر، و کـارشکن هستند.
هر کار مثبتی را، با وصله های نامناسبی تحقیر کرده، و بد جلوه می دهند. قرآن مجید شدیدا این روش غیرانسانی آنها را نکوهش می کند،
و مسلمانان را از آن آگاه می سازد، تا تحت تاثیر این گونه القائات سو قرار نگیرند و هم منافقان بدانند که حنای آنان در جامعه اسلامی رنگی ندارد!
خداوند می فرماید: آنها که به افراد نیکوکار مومنین در پرداختن صدقات و کمکهای صادقانه، عیب می گیرند، و
مخصوصا آنها که افراد با ایمان تنگدست را که دسترسی جز به کمکهای مختصر نـدارنـد، مسخره می کنند، خداوند آنان را مسخره می کند، وعذاب دردناک در انتظار آنهاست
!

منافقان دیگران را مسخره می کنند!
یکی دیگر از صفات عمومی منافقان این است که آنها افرادی هستند بر دیگران اسمها و لقب های زشت می گذارند و برای گروهی از مردم جوک می سازند و
برای خنده و تمسخر دیگران جوک می گویند و سشخصیت و آبرو و لهجه و فهم و شعور دیگران و یا گروهی و یا قومی را به تمسخر می کشند در این میان مرد و زن هم ندارد

 

مشکل که بد تر شد با این همه نوشتن و خواندن یا جرات ندارم بگویم و یا اصلا قضیه را بی خیال می شویم 
می
گویم خواهی نشوی رسوا هم رنگ  جماعت شو

نویسنده :

رضا پورشیخ