عقل و عشق

http://rezap502.epage.ir

باز هم عجله کردی
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٦:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ تیر ۱۳٩۳
 

هیچ دقت کردی

تا موضوعی پیش می آید و

با کسی یا چیزی

تضاد و درگیری پیدا می کنیم چه می کنیم؟

در ادامه مطالعه فرمایید


 

گروهی از مردم دعوا می کنند و برای اثبات اینکه برتر هستند و برای اینکه غرورشان  زخمی نشود و عذر خواهی نکنند  مشاجره می کنند و گاهی بدتر فحش می دهند

و شاید بدتر به کسی بعنوان گله و شکایت ؛ غیبت می کنند

از این هم دریده تر برای بحق نشان دادن خودشان و خواباندن وجدان نیمه آگاه خود تهمت و افترا هم می بندند و اسرار دارند که خودشان را هم نجات دادند و همه تقصیر ها را می اندازند گردن دیگری

اینها که بدون حساب و کتاب معلوم است کجایند خوب شد رفتندخنده

 

گروهی دیگر از مردم صحنه را با عصبانیت ترک می کنند و می روند در گوشه ای قیافه متفکرانه به خود می گیرند

 

گروهی دیگر قهر می کنند به اصطلاح روی خود را می کنند آنطرف و حتی سیم کارت خود را خاموش می کنند و مخفی می شوند

 

گروهی ناز می کنند و از مدتی منت می گذارند و تحقیر می کنند ؛ مظلوم نمایی کرده و اگر  جواب نداد کولی بازی در می آورند و همه چیز را کات می کنند

 

گروهی اول شرع می کنند به شکستن و دور ریختن خاطرات و اگر نشد یادگاری ها و هر چیزی که ممکن است وی را به خاطرات آن چیز یا شخص پیوند زند را به سطل زباله یا انباری منتقل می کنند

 

اما کسی را می شناسم که همه این کارها را در عرض یکروز انجام می دهد... حالا سوال من این است دیدگانت را بستی

وجدان را خواباندی

سرت را به کاری و یا زندگی مشغول کردی

خدا را چه می کنی اگر قرار باشد او داور باشد روز قیامت

از تو بپرسد: حق با که بود؟

نتوانی دروغ بگویی و نقش بازی کنی و دلیل بتراشی و کولی بازی دربیاوری و به دیگری گله کنی و ...

چه می گویی؟

من کلاًً به خدا واگذار می کنم

و می روم به انتظار می نشینم

اگر خدا صلاح ندید که هیچ

اگر او تقدیر دانست همه چیز درست می شود

دنیا ارزش این عجله را ندارد چون من به فشار قبر اعتقاد دارم

و حق الناس کردن بد عذابی دارد