عقل و عشق

http://rezap502.epage.ir

یک پیشنهاد به مسئولین
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

حالا که همگی از مردم ، اولیا ؛ مسئولین فرهنگی و مذهبی سعی خود را کرده ایم و نیاز جامعه و جوانان را دیده ایم و با تحقیق و درایت و صرف هزینه فراوان کسب مقام اول را در دنیا بخود اختصاص داده ایم!!

و به هیچ وجه نمی توان افتخار کسب شده در  این راه سعادت را کتمان کرد و تاثیر عمیق و شگرف خود را حتی در ادارات و دانشگاه ها و مجالس مختلف گذاشته است و  از طرفی فراوانی ابزار و گرانی مواد اولیه و شهریه بالای آموزش بهره وری کارآمد در این رشته از تائتر و هنر بسیار بالاست لذا از آقایان و مسئولین دست اندر کار درخواست دارم .... که یارانه نان ما را قطع کرده ما گرسنگی را تحمل می کنیم و پول آنرا برای خرید وسایل ؛ ابزار و لوازم مورد نیاز در اختیار این هنرمندان که دستی بر آتش هدایت جوانان و اشاعه فرهنگ غنی ایران را دارند ، قرار دهید.

ببخشید روم نشد عکس های مرتبط را قرار دهم در ادامه کمی هست

 


روانشناسی آرایش

منبع: وبسایت داکتر غلامحسین معتمدی

ویرایش: داکتر اسماعیل درمان

آرایش چهره و بدن با رنگ‌ها و موادِ خاص تاریخی دیرینه دارد. در ابتدا از آرایش در جنگ‌ها و مناسک و مراسم آئینی استفاده می‌شد. درکنارِ آن، مصرف برخی مواد آرایشی برای زیبایی یا آراستن چهره نیز وجود داشت. مصری‌ها مواد آرایشی را نیز همراه سایر ملزومات زندگی در مقبره‌ها درکنار مومیایی‌هــا قرار می‌دادند. یکی از کُهن‌ترین مواد آرایشی شناخته شده سُرمه یا کحل (kohl) است که آن‌را به‌صورت دایره‌هایی در دورِ چشم‌ها به‌کار می‌بردند. البته سُرمه علاوه بر زیباسازی، از پوست در برابر آفتاب سوزندۀ صحرا نیز محافظت می‌کرد و ضمناً سُرب موجود در آن هم خاصیت ضدِ میکروبی داشت. به‌عبارت دیگر، ظهور استفاده از لوازم آرایش هم مانند دیگر پدیده‌ها درتاریخِ تکاملی بشر در ابتدا نقشِ کارکردی داشته است.

استفاده از سُرمه از زمان‌های بسیار دور مروج بوده است

یونانی‌ها و رومی‌ها نیز از پودر صورت استفاده می‌کردند. در قرون وسطی در اروپا، از رنگارنگی آرایش‌ها کاسته شد و برعکس صورتِ رنگ‌پریده ارجِ بیشتری داشت، تا جایی‌که زنانِ طبقات بالا از مخلوطی از سُرب و سرکه به‌نام سروس (ceruse) استفاده می‌کردند که چهرۀ آنان‌را سپید و رنگ‌پریده می‌ساخت. نقاشی‌های به‌جای‌مانده از ملکۀ الیزابت اوّل این نوع آرایش را به‌خوبی نشان می‌دهد. درآن دوران، تنها روسپی‌ها و زنان طبقات فرودست جامعه لبان خود را به سرخی می‌آراستند. در ۱۷۷۰ میلادی پارلمان بریتانیا قانونی وضع کرد که در آن استفاده از لوازم آرایش جُرمی مشابه جادوگری تلّقی می‌شد، زیرا آن‌را موجب فریبِ مردان در انتخاب همسر می‌دانستند!

آرایش به شکل امروزی آن و همراه استفاده از ماتیک، ریمل ، کریم، پودر، رنگِ ناخن و… با طلوع قرن بیستم آغاز می‌شود. سه عامل اصلی در تولد صنعت لوازم آرایش مؤثر بودند: یکی عکاسی از چهره (portrait photography) که به‌دنبال اختراع دوربین عکاسی رواج یافت. در چهره‌نگاری که گاه درآن تنها یک عکس در طول زندگی فرد از او گرفته می‌شد، استفاده از لوازمِ آرایش تقریباً استاندارد شده بود.عاملِ دیگر رواجِ بهره‌مندی از آینه در خانه‌ها بود. قبلِ از قرن بیستم به‌ندرت در خانه‌ها آینه وجود داشت. بنابراین، افراد بر اثر این دو عامل بیشتر از گذشته با تصویر خود روبرو می‌شدند.

امّا مهم‌ترین علتِ رواجِ آرایش درکنار دو عامل فوق، ظهور صنعت سینما بود. در حقیقت انتقال هنرپیشگان از صحنۀ تئاتر به صفحۀ سینما با آرایشِ سنگین همراه شد. برای این‌که تماشاچیان ردیف‌های وسط و آخر چهرۀ هنرپیشه‌ها را بهتر و متمایزتر ببینند، از آرایش استفاده می‌شد. اولین بار درسال ۱۹۱۴ ماکس فاکتور (Max Factor) برای پوشاندن چروک صورت هنرپیشه‌ها از کریم پودر استفاده کرد. او به دنبال این تجربه نخستین کسی بود که محصولات خود را به بازار عرضه نمود. سپس شرکت‌های دیگر نیز وارد صحنه شدند و صنعتی به وجود آمد که امروزه با ۴۰ میلیارد دالر گردشِ مالی سالیانه روبروست.

عواملِ فرهنگی مختلفی در رواج آرایش در دوران ما مؤثر بوده است. اصولاً در فرهنگ جهان‌شمول امروزی، زیبایی و جوانی به نحوی وسواس‌گونه مورد ستایش قرار می‌گیرد و ایده‌آل شمرده می‌شود. تقریباً تمام رسانه‌های مدرن از قبیل سینما، تلویزیون، نشریات، و وجه رسانه‌ای صنایع و کسب‌ و کارها یعنی تبلیغات در راستای ایده‌آل‌سازی جوانی و زیبایی فعالیت می‌کنند. فرآیند جهانی‌شدن به موازات سایر تأثیرات خود موجب خلق الگوها و مدل‌های یکسان زیبایی و جوانی در سراسر جهان شده است. جوان‌نمایی، جوان‌انگاری و جوان‌پنداری پدیده‌ی فراگیر در گروه‌های میانسال به بالای جامعه است. امّا گویی جوانی به تنهایی کافی نیست و زیبایی نیز باید در هم‌زیستی با آن حضور داشته باشد. بدیهی است که غلبۀ چنین رویکردی در جوامع گوناگون به مصرف مواد آرایشی دامن می‌زند. تضاد و تناقض موجود درآن است که درعین حال متوسط سن و اوسط انتظار عمر در کشورها بالاتر رفته و با افزایش جمعیت میانسال و کهنسال روبرو هستیم. طبیعی است که رویکرد فوق تمام این گروه‌های سنی را درگیر چالشی پایان‌ناپذیر می‌کند که درهرحال و به هرشکل سرانجام با شکست روبرو می‌شود. ناگفته نماند در دورانی که انکار مرگ به صورت‌های مختلف فردی، اجتماعی، و فرهنگی به چشم می‌خورد، ایده‌آل‌سازی جوانی و زیبایی و شوق تداوم آن با استفاده از انواع آرایش‌ها، اعمال جراحی زیبایی، روش‌های گوناگون بدن‌سازی و چهره‌پروری، نوعی اطمینان و ایمنی کاذب در برابر مرگ ایجاد می‌کند که موجب استفاده بیشتر از دستاویزهای ذکر شده می‌شود.


عامل فرهنگی دیگر که وجهی ژرف‌تر دارد غلبۀ تصویر بر جهان مدرن و امروزی ماست. جهان از شکل جهان مفهومی که درآن مفاهیم و کلمات غلبه داشتند به جهانِ دیداری که تحت سلطۀ تصویر است استحاله یافته و در حقیقت در حال غرق شدن در سیلاب تصاویر است که توسط انواع رسانه‌ها انسان و جهان را همچون طوفان نوح دیگری با تهدیدی جدی مواجه ساخته اند. کلمات و مفاهیم در برابر تصاویر پاپس می‌گذارند که پی‌آمد این وضع فتور و سستی تفکّر و اندیشه‌ورزی و نزول سطح فرهنگی فردی و اجتماعی است. گویی حتی زبان نیز به حاشیه رانده می‌شود و تنها تصاویر با هم سخن می‌گویند. در چنین شرایطی تصویر خویشتن نیز محور فرایند‌های درونی و بیرونی وجود انسان شده و بر رفتارهای او تأثیر می‌گذارد. نتیجۀ همۀ این‌ها توجه بیشتر به ظاهر و غفلت فزونتر از باطن است؛ ظاهری که باید زیبا باشد و جوان به نظر رسد.

ظاهر (appearance) افراد که بخش عمده‌ی از رفتار غیرکلامی آنان را در برمی‌گیرد نقش تعیین‌کننده‌ی در چگونگی و کیفیت مواجهه و تعامل آنان با دیگران بازی می‌کند. ظاهر فرد منبع اطلاعات مهمی دربارۀ جنسیت، سن، فرهنگ، طبقۀ اجتماعی، شغل، تعلق گروهی، گرایش‌ها و شخصیت اوست. آن‌چه به‌ نظر می‌آئیم منعکس‌کنندۀ چگونه دیده‌شدن ما توسط خودمان و دیگران است و در اصل به نوعی نمایندگی از نگاه و نگرش ما و آن‌ها می‌کند. لوازمِ آرایش و چگونگی استفاده از آن نیز منبع مهمی از اطلاعات غیرکلامی است که فرد با نوع آرایش خود به دیگران منتقل می‌کند. منتهی در این‌جا یک وجه دست‌کاری کننده (manipulative) نیز در کار است، زیرا استفاده از لوازم آرایش با هدف افزایش جذابیّت و یا پوشاندن ضعف‌های احتمالی در ارائۀ تصویری بهتر و جذاب‌تر از خویش است، لذا مصرف لوازم آرایش همیشه دارای دو جنبۀ استتاری و اغوایی است.

با آن‌که استفاده از لوازم آرایشی برای حفظ جذابیت کارآمد است، روانشناسان افراط در استفاده از آن‌ها را تشویق نمی‌کنند

در اصل، آرایش راهی برای برجسته کردن سیمایه‌های زنانه صورت است. پسر و دختر تا هنگام بلوغ چهره‌های مشابهی دارند و پس از آن تحت تأثیر هورمون‌ها ظاهر آن‌ها تفاوت می‌یابد. مردها صورت زاویه‌ای و پیشانی و بینی برجسته پیدا می‌کنند و زن‌ها با مژه‌های بلند‌تر، بینی کوچک‌تر، چشم‌های بزرگ‌تر، گونه‌های برجسته و لبان برآمده‌تر مشخص می‌شوند. لوازم آرایش این سیمایه‌ها را تشخص و تمایز می‌بخشند. البته فلاسفه و حکما در کتاب‌های خود از معیارهای زیبا‌شناختی ذاتی زیبایی و تناسب‌های عناصر تشکیل‌دهندۀ آن سخن می‌گویند، ولی امروزه تجسمِ ایده‌آل زیبایی توسط نیروهایی مانند سینما، تلویزیون، تبلیغات و مُدل‌سازی ناشی از آن‌ها شکل می‌گیرد و بدون تردید صنعت لوازم آرایش نیز دراین میان نقش خود را ایفا می‌کند.

نتیجۀ همۀ این حرف‌ها تأکید بیش از اندازه و گاه وسواس‌گونه بر جذابیّت فیزیکی و ظاهری (physical attraction) است که دائماً توسط رسانه‌ها به افراد بخصوص به زنان پیام داده می‌شود که ناکامل هستند و نیاز به ترمیم ودست‌کاری دارند. پس پایۀ اصل استفاده از لوازم آرایش افزایش جذابیّت فیزیکی است. چنان‌که گفته شد این امر نوعی مقابله ظاهری با روند پیر شدن و مبارزه ناخودآگاه با مرگ نیز هست. البته این گرایش در موارد بسیار از قلمرو لوازم آرایش هم فراتر رفته و جراحی زیبایی و سایر روش‌های ترمیم فیزیکی ظاهر، رژیم‌های غذایی گوناگون و استفاده از انواع دواهای مضر لاغرکنند ه و نرمش‌ها و روش‌های ورزشی مربوطه را هم در بر می‌گیرد.


از طرفی روانشناسان معتقدند که استفاده از رنگها ی تند و براق و استفاده از ابزارها و پودر های برق زننده و اکلیل گونه نشانه سطح خاصی از وسواس و نشانه بسیاری از بیماری های خود کم بینی و حقارت و سر خوردگی های روانی است که ریشه در شخصیت ناپخته و ضعیف این افراد دارد. و اگر به عمد باشد برای نقش بازی کردن و یا فریب بکار می رود.

ناگفته نماند که طرح این مباحث به معنی غفلت از ظاهر و آراستگی و پیراستگی آن نیست. برعکس نباید فراموش کرد که غفلت از خویشتن (self-neglect) نه‌تنها نکوهیده و به دوراز شئونات اجتماعی است، بلکه در مواردی نشانۀ بیماری محسوب می‌شود. در بسیاری از بیماران افسرده یا مبتلا به جنونِ مزمن (اسکیزوفرنیا) این عدم توجه به چهره و ظاهر خود به نحوی بیمارگونه و اسفبار به چشم می‌خورد. این امر جنبه فرهنگی نیز داشته و دارد. از دیرباز سلامت با چهره‌ی سرخ و مریضی با رنگِ پریده و زرد قرین بوده است. امروزه حتی از آرایش درمانی برای برخی از سالمندان مبتلا به افسردگی استفاده می‌شود که تأثیرات مثبت دارد.


از سوی دیگر، مطالعات روان شناختی نشان می‌دهند که افزایش جذابیت فیزیکی فرد که هدف استفاده از لوازم آرایش است تأثیر سازنده و مثبتی بر تمام ابعاد زندگی او می‌گذارد. به‌عبارت دیگر، افراد زیبا و جذاب بهتر از آن‌چه هستند انگاشته می‌شوند، از موفقیت بیشتری در عرصه‌های زندگی برخوردارند و بیشتر مورد محبت و دوست داشتن دیگران واقع می‌شوند. علاوه بر آن تصویر بدنی (body-image) آنان که در ارتباط مستقیم با درک فرد از خود (self-perception) و خـود انـگاره (self-image) و خودپنداره (self-concept) اوست، ارتقاء می‌یابد. در نتیجه فرد از عزّتِ نفس (self-esteem) و  اعتماد به خویشتن (self-confidence) بیشتری برخوردار خواهد شد و چــــون به نوعی مدیــریت تـأثیر اجتمــاعی (social impression management) کارآیی را اعمال کرده است در روابط اجتماعی خود نیز تواناتر و بهتر عمل خواهد کرد.

بنابراین، به‌مانند سایر عرصه‌های زندگی، آن چه در مصرف مواد آرایشی نیز توصیه می‌شود رعایت اعتدال و خودداری از افراط و تفریط است، تا هم از تأثیرات مثبت آن بهره‌مند شد و هم از وجوه منفی آن برکنار ماند.