عقل و عشق

http://rezap502.epage.ir

اخلاص
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠
 

اخلاص الفش گم شده

باور نداری ادامه را بخون


روزی در مسجد جامع قزوین قدم  می زدم به حجره ها و مساجد تابستانی و زمستانی آن نگاه می کردم کتابخانه بزرگ آن را و دربهای کهنه و قدیمیش با آن منارهای بزرگ و گنبد عظیمش نگاه می کردم با خود می اندیشیدم هشتصد سال قبل چند  معمار با ذوق بزرگترین گنبد خشتی جهان را بدون ستون در اینجا بر روی چهار طاق ساخته اند در شهری که جمعیت آن 1000 نفر هم نمی شده است ....مسجدی را چنین زیبا و محکم ساخته اند که الان ما نگاه میکنیم با خود می گوییم ...  اینها دیگه کی بودند؟
وقتی سنگ نوشته زیر طاق اصلی را که با خط کوفی نوشته شده است و در آن قانون و میزان مالیات شهری را درج کرده ؛ دیدم بیشتر تعجب کردم که مالیات را از خمس و ذکات جدا کرده و هر کدام را واجب دانسته
 

چندی قبل رفته بودم بهمراه دانشجویان رشته معماری برای بازدید گنبد سلطانیه وقتی راهنما توضیح می داد که 1000 معمار وبنا هفت سال در این بیابان زحمت کشیده اند تا بزرگترین گنبد زمان خود را بنا کنند فقط به عشق ائمه آنهم با خاکی که با گاری از کربلا و نجف می آوردند به خودم می گویم این عشق چه کار ها که نمی کند جداً راست می گویند عشق پیدا شد و آتش بهمه عالم زد...مگه میشه باور کرد؟

اما  وقتی که شنیدم سلطان خدابنده به همان معماران دستور داد در طول سه سال ؛روی کاشیکاری های زیبای آنجا گچ بگیرند
و آن کاشیکار ها با اشک و درد و آه روی آثار استادان خود که یکی از زیبا ترین کاشیکارهای معماری جهان اسلام بوده را گچ گرفتند آنهم به ضخامت 5 سانتی متر تا هرگز معلوم نشود و روی آنرا آینه کاری و گچ بری کردند .... شما هم تعجب کردید می دانید حکایت چیست؟
 اینجاست که گاهی کاری انجام می دهیم که تمام زحمات ما معلوم میشود ؛از روی اخلاص نیست و ریگی در کفش داریم یا برای شهرت است و یا برای فریب مردم و یا برای ریا ؛ سلطان خدا بنده برای آوردن بدن مبارک حضرت علی(ع) با تجهیزات آن زمان خود بهمراه چند صد گاری راه می افتد .....که با مخالفت شدید علماء شیعه آن زمان نجف ؛قرار می گیرد و مردم تیغ می کشند و او سر شکسته و سر افکنده و ... باز می گردد و چون کار را برای خدا انجام  نداده بود اسم صوفی خانه را تربت خانه می گذارد و جایی را که برای حرم امام علی(ع) و تعزیه امام حسین (ع) ساخته بود را برای مزار خودش گچ بری می کند و اکنون هم از قبر او هیچ خبری نیست.... چرا؟
در کارهایی که برای خدا و از روی اخلاص انجام می شود انرژی وجود دارد که آنرا ماندگار و جاودان می کند و خودش از آن نگهداری و مراقبت می کند حتی کهنه و قدیمی و یا بلا استفاده میشود ولی باز هم یاد و انرژی آن باقیست و هر گاه وارد خرابه ای دیوار بقیع می شویم و یا وارد قرستان احد می شویم این احساس و انرژی زنده است
اما امروز این اخلاص الفش گم شده و و کارها گاهی برای رضای خدا و یا عشق به او و دوستدارانش انجام نمی شود از رنگی شدن تکیه ها و بلند شدن صدای بلند گوها بگیر تا خیرین ... ساز که  با عکس و دوربین و همایش و جشنواره خودشان را معرفی می کنند و یا آنان که پول می گیرند تا عضوی را هدیه کنند ؛
یا تا دیروز در اینجا پارک کردن خلاف قانون بود
و جریمه داشت
امروز پارک متر گذاشتند و حلال شد
کلیک کن ؛ کمی به اطراف نگاه کن