عقل و عشق

http://rezap502.epage.ir

تلویزیون و سینما
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ آبان ۱۳٩٠
 
یک سوال ساده و تکراری می پرسم و دوست دارم کمی در مورد آن فکر کنید.
چند مدتی با این دید به تلویزیون و سینما نگاه کنید تا متوجه سوال من بشوید
هر وقت که مشغول دیدن تلویزیون و و یا نمایش فیلم سینمایی می شویم زمان از حد معمول زودتر م یگذرد چرا؟
هر بار که جذب برنامه های تلویزیون می شویم از اطراف خود طوری غافل می شویم که گریه بچه و یا زنگ درب و یا بوی سوختن غذا را حس نمی کنیم. چرا؟
هر بار که خودمان را برای دیدن تلویزویون و یا فیلم سینمایی آماده می کنیم خودمان را جای قهرمان فیلم م یگذاریم و با او مشتمان را گره می کنیم و حتی عضلاتمان را منقبض می کنیم و هنگام پریدن حتی با خیز بر می داریم چرا؟
وای به حال کسی که درلحظه حساس و یا در قسمت آخر یک  سریال یا فیلم محبوب بیاد دم درو با ما کار داشته باشه و با تلفن زنگ بزنه خونه چه می کنیم؟
چرا چند وقته که مادر بزرگها با اون قصه های زیباشون و پدر بزرگها با اون خاطرات مهیج و تکراریشون گوشه اتاق ساکت نشسته اند و آروم به شیشه مات و پر نور تلویزیون که جای اونها رو گرفته نگاه می کنند؟
چرا بی اختیار وقتی فیلم تموم  میشه از چشمانمان اشک سرازیر میشه و برای اینکه کسی نینه مخفیانه اونو پاک می کنیم؟
چرا وقتی وارد  فروشگاهی میشیم برایخرید؛ بی اختیار دستمون میره طرف اون مایه ظرفشویی و یا پودری که توی تلویزیون آنقدر اسمشو شنیدیم که فکر می کنیم آشنای ماست؟
چرا اجازه می دهیم این عمر و وقت گران بهامون جای مطالعه و صله رحم و ... به دیدن سریالهایی که همش موضوعاتش تکراریه بپردازیم میدونی این چندتا جمله زیر را چند باراز فیلمهای تلویزیون و سینما شنیدیم؟:
حاجی بدو سیدت رو کشتن
من فقط با اون دختر ازدواج می کنم
نه من می دونم تو با کسی دیگه مشغولی
چرا دیراومدی بازم جلسه داشتی؟
اینها رو بگو از کجا آوردی ؟ فکر می کنیمن خرم نمی دونم دزدی کردی؟
من تلاق می خوام ...... تموم
ما نباید بزاریم این پول برسه دست اون دادشمون
من رو تو نمی بینی من روح هستم و در کمام

تورو خدا کمی فکر کنید چرا اجازه می دهیم چند تصویر متحرک و  کمی موسیقی و چندتا دیالوگ تکراری و بازی چند هنرپیشه دلخوش و معلوم الحال ؛هرچی می خواد بده توی مخ ما و جای ما فکر کنه جای ما تصمیم بگیره و ما هم هیپنوتیزم اون بشیم و مثل آدم آهنی کنارش بشینیم حتی سفره غذا رو جمع نکنیم و گاهی نمازمون قضا بشه که چی داره فیلم میده و داره فوتبال پخش میکنه
این تازه مال ایرانشه وای بحال ماهوارش که بدتره
راحت اجازه می دیم با احساسات و عقل و شعور ما بازی کنه و هر وقت می خواد مارو بکشونه به هر طرفی که دلش می خواد اگر چند مدتی بزاریمش کنار می فهمیم که اینها که میگند حباب نیست واقعیت است و اونهایی که میگند حبابه میفهمیم واقعیت است...
 مگه .... عمرمون ، اعصابمون، آبرومون را از سر راه آوردیم؟ میدونی این فیلم ها چقدر آمار تلاق را اضافه کرده و بدبینی را بین شرکا ایجاد کرده و ارزش والدین را کم کرده و بسیاری از گناهان  را رواج داده؟  مگه من خودم اجازه فکر کردن ندارم؟
به این عکس ها نگاه کنیم کمی بفکر خودمون باشیم که انتر و منتر یک جعبه شدیم عمرمون رو گذاشتیم وسط فردا می خواهیم به  این سوال جواب بدیم ؟  عمرت رو چگونه تلف کردی؟
این همون حضرت مریم تلویزیونه
این هم همسر حضرت یوسف پیامبر تلویزیونی ماست
؟؟؟؟
بقیه عکس ها را که اصلا روم نمیشه نشون بدم فقط میدونم
ما ایرانی ها چند سالیه که یا در فیلمهامون
دزدیم یا معتاد یا دنبال پولیم از راه خلاف و یا همسر می خواهیم
خوب خوبش اینه که خواب می بینیم ماه رمضون ها ، روح میشیم و توبه می کنیم