عقل و عشق

http://rezap502.epage.ir

آموزش ریاضی با ریاضت
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠
 
حالا که مجبورم غذایی که تهرانی ها پخته اند ما در شهرستان بخوریم و هنوز نگاه کلی نگری و همسو سازی یعنی ماله کشیدن به عدالت آموزشی و هر چه دیکته کردند بپذیرم قبل از غرق شدن یک دست و پایی بزنم که دلم فردا نسوزه:
اصلا با نگاه پنتاگونی قضیه که حیطه یادگیری آنها بر روی ستاره 5 پر طراحی شده مشکل دارم بماند اما چون مجبورم این کتاب را تدریس کنم این مطلب را نوشتم:
بعد از بررسی اهداف مخفی در چند صفحه اول کتاب و مطالعه نسبی از سیاست نهفته در صفحات این کتاب تصمیم گرفتم که روش تدریسم را تغییر دهم برای معلمان علاقمند این نظر را می نویسم شاید بکار خورد:
در مورد نظریه یادگیری فعال گانیه چیزی شنیده اید؟
اگر نه این لینک را کلیک کنید تا با آن آشنا شوید
و یا قسمت ادامه را مطالعه فرمایید
در این نوع یادگیری فعال ابتدا مهارت کلامی آموزش داده میشود که این کار در پیش دبستانی صورت می گیرد سپس به یادگیری مهارت ذهنی می پردازند که در آن از تمیز و تشخیص دادن بوسیله حواس کمک می گیرند و ابتدا تشخیص وجودی و فیزیکی اشیا و سپس جا و مکان مناسب آنها آموزش داده می شود.
در این مرحله از اشیاء واقعی استفاده می گردد و بعد اینکه مطمئن شدیم که فراگیر به سطح یاد گیری رسید از اشیاء نیمه مجسم استفاده می کنیم
شکل ها و تصاویر  برش خورده در روی مقوا و مانند پازل می تواند یادگیری را عمیق تر کند . در مرحله بعد از تمیز دادن مفاهیم غیر ملموس و مفاهیم پایه را به فراگیر آموزش می دهیم همان مفاهیمی که به اصطلاح ما در لوح های ریاضی و به قول تهرانی ها در تم اول تا 14 وجود دارد.
مثل مفاهیم پشت سر هم؛ بالا؛ پایین؛ جلو؛ عقب؛ برروی و ....که از روش مکاشفه ای یا تدریس اعضای تیم و یا دریافت مفاهیم آموزش می دهم.
در گام بعد که برای من بسیار مهم است و به سطح یادگیری و درک و و فهم کودک بستگی دارد آموز شمفاهیم انتزاعی و قراردادی است :
اینجاست که کودک قانون پذیری؛ ادب برای خودش آداب دارد؛نظم؛ مقرارات؛ عدالت و ...را فرا می گیرد.... برای من مهم است که کودک خودش بدآموزی های داخل این تصاویر و غلط ها را کشف کند و با راهنمایی من به آنها برسد تا در مرحله بعد با زنجیر کردن این مفاهیم به قاعده برسد یکی از این قاعده ها این است ادب از که آموختی؟ از بی ادبان
نظم را از که آموختی از تهرانی ها
اگر این ارتباط منطقی بین مفاهیم خوب در فراگیر صورت بگیرد ما شهد تغییرات زیر خواهیم بود:
الف- بدی ها و خوبی ها را منطقی و عاقلانه تشخیص دهند
ب- عرف جامعه را از نا هنجار باز شناسند.
ج-راحت تر به سطح خود یادگیری برسند.
د-
در برخورد با دیگران و بزرگتر ها احترام و نظم در کار را مد نظر قرار دهند.
به سطح حل مسئله رسیده و با مرتب کردن مفاهیم و قاعده ها و بررسی نقاط قوت و ضعف این ارتباط و پیوند ها مسائل و مشکلات اطراف خود را تحلیل کنند
 

بررسی روش های یادگیری رابرت گانیه

 

 مقدمه

پیش از آن که به بررسی روش های روان شناسی در فرایند یادگیری بپردازیم لازم است مفهعوم یادگیری را روشن ساخته و به تعریف علمی آن بپردازیم . یادگیری را می توان به راه های گوناکون تعریف کرد . کسب اطلاعات و اندیشه های  تازه ، عادتهای مختلف ، مهارت های متنوع  و راه های گوناگون حل کردن مسئله . همچنین یاد گیری را می توان به صورت کسب رفتار و اعمال پسندیده  یا حتی کسب رفتار و اعمال ناپسند نیز تعریف کرد . پس یادگیری حوزه ی بسیار گسترده ای را شامل می شود . هرگنهان و السون گفته اند : « یادگیری یکی از مهمترین زمینه ها  در روانشناسی امروز  ودر عین حال یکی از مشکلترین مفاهیم برای تعریف کردن است .» به سبب  اهمیت وپیچیدگی مفهوم یادگیری ، از آن تعریف های مختلفی به دست داده اند . با این حال معروفترین تعریف برای یادگیری این است : یادگیری به فرایند ایجاد تغییر نسبتا پایدار در رفتار یا توان رفتاری که حاصل تجربه است  گفته می شود  و نمی توان به حالت های مو قتی بدن  مانند آنچه بر اثر بیماری ، خستگی  پدید می آید نسبت داد . ( روانشناسی پرورشی – علی اکبر سیف- ص 30)

روانشناسان مفاهیم مختلفی برای یادگیری ارائه داده اند . یکی از مفاهیم که مورد قبول بسیاری از روانشناسان آمریکایی نیز می باشد مفهومی از یادگیری است که توسط رابرت گانیه ارائه شده است . ما در این مقاله به بررسی این مفهوم  یادگیری می پردازیم .

 شرایط یادگیری گانیه

رابرت گانیه استاد روانشناسی  تربیتی دانشگاه فلوریدا در کتاب شرایط یادگیری مفهومی از یادگیری ارائه می کند که غالب روانشناسان آمریکایی نیز آن را تایید کرده اند .او خاطر نشان می کند که برای درک چگونگی تغییر نوزاد به بزرگسالی ، باید به  عواملی که قسمت اعظم آن تکوینی است (رشد) و آنهایی که اساسا مربوط به تجارب محیطی است ( یادگیری ) توجه شود . گانیه نظریه های گوناگون یادگیری دانشمندانی را که چنین مطالعاتی کرده اند مرور می کند و پیش نمونه های بدست آمده را چنین شرح می دهد که :

همه ی پیش نمونه های یادگیری از این لحاظ تاریخچه ی یکسانی دارند : هر کدام از آنها در آغاز نماینده نوع خاصی از موقعیت های یادگیری بو ده اند . ثوراندیک قصد داشت تداعی را در حیوانات مطالعه کند . پاولوف انعکاس ها را مطالعه می کرد ... کلهر حل مسئله بوسیله ی حیوانات را مطالعه می کرد . این نمونه ها از طریق فرایند معنا شتاختی خاصی به پیش نمونه های یادگیری بدل شدند (1970، ص 20).

این دیدگاه شبیه نظریه ای است که دیوی در کتاب تجربه و تعلیم و تربیت بر آنها تاکید کرده است . که اگر از شیوه های مبتنی بر نظریه های متفاوت به طور انتخابی استفاده کنید ، به احتمال زیاد از یافته های بدست آمده برای یادگیری بیشتر استفاده خواهید کرد  تا این که خود را فقط به یک دید محدود کنید .( کاربرد روانشناختی در آموزش- رابرت بیلر – ص 294) گانیه برای تسهیل چنین شیوه ی عملی مجموعه شرایط متفاوتی را که در آن یادگیری انجام می شود  توضیح می دهد که :

به تعداد شرایط متفاوت یاد گیری ، انواع یادگیری وجود دارد .هر نوع یادگیری با توانایی های متفاوت فردی شروع می شود  و برای کاربرد موثر آن به شرایط بیرونی متفاوت نیز است .پیش نمونه های مفید یادگیری آنهایی است که بر اساس تشریح شرایط یادگیری شکل گرفته است .( شرایط یادگیری ص 24)

گانیه براساس تحلیلی که از یادگیری می کند سلسله قرابتی را از هشت نوع یادگیری پیشنهاد می کند که عبارتند از :

1. نشانه آموزی : این یادگیری در آزمایشهای پاولوف آمده است . ( مثلا وقتی زنگ به صدا در می آید بزاق سگ ترشح می شود .)

2. یادگیری محرک- پاسخ : نمونه ای از این مورد در آزمایشهای اسکنیر است . اعمال ارادی به وسیله ی تقویت شکل می گیرد .( مثلا نوک زدن دقیق کبوتر برصفحه با پاداش غذا همراه است و کبوتر یاد می گیرد بر صفحه نوک بزند .)

3. زنجیره بندی : اعمالی که وقتی به طور متوالی و منظم اتفاق بیفتد و به تقویت منجر شود ، با هم ترکیب می شوند .( مثلا راننده مبتدی یاد می گیرد تا با ترکیب مهارتها و مشاهدات که قبلا کسب کرده ماشین را براند .)

4. تداعی کلامی : زنجیره های  از طریق فرآیندی کسب می شود که شامل عناصر زیر است : ارتباط رمزی بین لغات  جدید و قدیم .(مثلا دانش آموز رشته ی فرانسه یاد می گیرد که لغت alumette یعنی کبریت و به خود می گوید کبریت برای روشن کردن است و از این رو alumette در مقابل کبریت به کار می رود. )

5. یادگیری افتراقی : دانش آموز یاد می گیرد که  همچنان که خزانه تداعی های کلامی او  متعدد و پیچیده تر می شود ، به پاسخ های خود به تداعی های کلامی تنوع بخشد . مهمترین شکل در تسلط بر این نوع یادگیری تداخل بین زنجیره های قدیم و جدید است .( مثلا دانش آموز زبان فرانسه ممکن است وقتی لغات جدید را یاد می گیرد ، تداعی های کلامی قبلی را فراموش کند . )

6. یادگیری مفهوم : یادگیرنده به چیزها یا رویدادها به صورت یک رده پاسخ می دهد (مثلا کودک مفهوم وسط را به این طریق یادمیگیرد که در معرض مجموعه های زیادی از اشیاء مختلف قرار می گیرد  و می فهمد که وسط به هر چیزی  بین چیزهای دیگر اطلاق می شود.)

7. یادگیری قوانین : دانش آموز یاد میگیرد که حلقه های مفاهیم یادگرفته شده قبلی  را با هم ترکیب کند و یا ارتباط دهد.(مثلا کودک  مفاهیم گرد و توپ را وقتی ترکیب می کند که بیاموزد اشیاء گرد می چرخند .)

8. حل مسئله : فرد می آموزد که  قوانین را به نحوی ترکیب کند که بتواند آنها را درموقعیت های جدید متنوعی به کار برد .(مثلا کودکی که می فهمد چیزهای گرد می چرخند توپ را در جایی قرار می دهد که حرکت نکند) (روانشناسی در آموزش – رابرت بیلر-ص296).

گانیه  معتقد است که یادگیریهای پیشرفته تنها وقتی  اتفاق می افتد که فرد انواع زیادی از  تداعی های کلامی را به طور کامل یاد گرفته باشد، احتمال یادگیری یک مفهوم وقتی برای یک دانش آموز بیشتر است که با تداعی های کلامی متنوعی آشنا باشد، درک قوانین وقتی راحتتر است که مفاهیم مناسب را کسب کرده باشد. حل مسئله وقتی آسانتر است که با  قوانین بیشتری آشنا باشد.

توصیف گانیه  از انواع یادگیری به عنوان چهارچوب برای بقیه ی این مقاله به کار برده شده است.

آموزش تداعیهای کلامی

همانطور که قبلا اشاره شد برای اینکه دانش آموزان بتوانند به یادگیریهای پیشرفته بپردازند باید به تعداد قالبل ملاحظه ای از تداعیهای کلامی به عنوان شرط ضروری تسلط پیدا کنند .قبل از اینکه کودک خواندن را یاد بگیرد لازم است نام چیز های زیادی را بداند .قبل از اینکه محصل دبیرستانی بتواند آزمایشهایی را در شیمی انجام دهد ،یادگیری ها یی در زمینه ی عوامل شیمیایی و اصطلاحات فنی لازم است .قبل از اینکه معلم در ایجاد نظریه  ی آموزشی موفق شود .باید در مورد خصوصیات دانش آموزان و ماهیت یادگیری مطالبی آموخته باشد. برای اینکه تداعیهای کلامی یاد گرفته شود باید این شرایط ،که از توضیحات گانیه مشتق شده است موجود باشد .

1-  هر ارتباطی بین محرک و پاسخ که قسمتی از تداعی کلامی را تشکیل می دهد باید قبلا یاد گرفته شده باشد ،(مثلا اگر دختری می خواهد عروسک من را یاد گیرد باید تجربه ای با عروسک داشته باشد و بتواند کلمه ی من و عروسک را بیان کند ).

2-  هر اتصال خاص در زنجیره باید به طور متوالی و با تقدم و تاخر مناسبی ارائه شود (باید کسی به دختر بچه عروسکش را بدهد و فقط عروسک من را به کار ببرد ).

3-  خود یاد گیرنده باید فعالانه زنجیره ی پاسخ ها را بسازد (دختر بچه باید بگوید :عروسک من )).

4-  در بیشتر موارد  زنجیره باید بیش از یکبار تکرار شود تا یاد گرفته شود .

5-  برای پاسخ ها ی صحیح باید تصدیق و تایید وجود داشته باشد (مثلا وقتی دختر بچه می گوید :«عروسک من » )یکی لبخند بزند و بگوید «درست است ،عروسک من »).

6-  اگر یاد گیرنده یک تداعی کلامی را با دیگری اشتباه کند ،برای رفع ان اشتباه به تقویت انتخابی نیاز است (اگر دختر بچه چیز دیگری را عروسک من خطاب کند لازم است کسی بگوید اشاره به عروسک این «عروسک من » است )0

7-  اگر تداعی کلامی بعد از یاد گرفته شدن یا گهگاه به کار نرود و تایید نشود امکان فراموش شدن وجود دارد .(کاربرد روانشناسی در آموزش صحفحه 289)

پیشنهادهایی  برای آموزش تداعیهای کلامی

اکنون  با همه ی مفاهیم مقدماتی لازم به ط.ر متوالی آشنا شدید شما می توانید با افزون کارکرد هایی از خودتان به این پیشنهاد ها نقش فعالی در یادگیری به عهده بگیرد .

1- در صورت لزوم ،برای اینکه دانش آموزان بر موضوعی معین تسلط یابند از تداعیهای کلامی مورد نیاز آنها فهرستی تهیه کنید .

2- سعی کنید تداعیهای کلامی را فهرست کرده اید سازمانبندی کنید .

3- برای تداعیهای کلامی که در برابر سازمانبندی مقاومت می کنند یا مفهوم پیدا نمی کنند .از پیوند های واسطه ای خاصی استفاده کنید .

4- در هر فرصت ،برای دانش آموزان توضیح بدهید و دلیل بیاورید که چرا از آنها می خواهید تداعیهای کلامی را یاد بگیرند .

5- وقتی مطلبی یاد گرفته شد ،ازطریق تقویت و با همراه کردن تکرار گهگاه ،از خاموشی جلوگیری کنید .از دانش آموزان بخواهید از این فرا گرفته در بحث های کلاسی و امتحانات استفاده کنند .

الف – در صورت لزوم ،برای اینکه دانش آموزان بر موضوعی تسلط یابند از تداعیهای کلامی مورد نیاز آنها فهرستی تهیه کنید .اگر تهیه این فهرست همیشه ممکن نیست توصیه می شود اوقاتی را صرف تحلیل موضوعات معینی بکنید که لازم است دانش آموزان دانند ،تا آنها را برای یادگیری معینی آماده کنید .

ب- سعی کنید تداعیهای کلامی ای را که فهرست کرده اید سازمانبندی کنید .حداکثر کوشش خود را به کار ببرید تا دانش آموزان را از حفظ کردن طوطی وار مطالب بریده بریده بر حذر دارید .چنانچه ممکن است تداعیهای کلامی جدید را به چیز های آشنا ارتباط دهید و بر  ایجاد روابط تاکید کنید به این نکته توجه داشته باشید برای بعضی از مطالب ساخت لازم نیست اگر معلمی وقت خود را صرف ایجاد ساخت برای این مطالب بکند –خصوصا ساختی که خارج از فهم دانش آموزان باشد –این سازماندهی احتمالا بیشتر از آنکه مفید باشد مضر است .البته در غالب موارد برای شما و دانش آموزان بهتر است که تا حد ممکن ،از وسایلی که برای سازماندهی است به عنوان  پیوند های واسطه ای استفاده کنید .مثلا اگر از دانش آموزان می خواهید که اسم و محل استانهای کشور را یاد بگیرند ،نام استانها را به ترتیب قرارگرفتن آنها در نقشه تنظیم کنید ،نه براساس حروف الفبا .

ج- برای تداعیهای کلامی ای که در برابر سازمانبندی مقاومت می کنند و یا مفهوم پیدا نمی کنند از پیوند های واسطه ای خاصی استفاده کنید .علی رغم همه ی کوشش های شما ،ممکن است سازمانبندی هر چیزی امکان نداشته باشد بعضی چیز ها قرار دادی اند .برای مثال هیچ گونه دلیل منطقی برای اینکه چرا حرف a به این صورت نوشته می شود وجود ندارد ،در چنین مواردی می توانید ابزار های یادیار استفاده کنید .مثل بپیمود اقیانوس را کلمپو به سال هزارو چهار صدو نود و دو د- در هر فرصت ، برای دانش آموزان توضیح بدهید و دلیل بیاورید که چرا از آنها می خواهید تداعیهای کلامی را یاد بگیرند .مثلا برای دانش آموزان دوره ی ابتدایی توضیح دهید که یاد گیری صحیح و کامل الفبا در خواندن اسامی موجود در دفتر چه ی تلفن ،لغات لغت نامه و ... یاری خواهد کرد .

ﻫ- مطالب را به اندازه ی کافی تکرار کنید،یعنی از تمرین استفاده کنید ولی تا حد ممکن آن را متنوع ،فعال و لذتبخش کنید .مهم ترین عاملی که باید در نظر بگیرید این است که یادگیری را تا جایی که ممکن است فعال کنید . تا جایی که می توانید از خواص مختلف استفاده کنید . مثلا از فلاش کارت   ( کارت مصور یا  حاوی کلما ت ) استفاده کنید (دو به دو یا بازیهای گروهی ) یا از امتحانات غیر رسمی که خود دانش آموزان آنها را تصحیح می کنند ،استفاده کنید .

و- وقتی مطالبی یاد گرفته شد ،با تکرار گاه و بیگاه و نیز با تقویت از خاموشی جلوگیری کنید از دانش آموزان بخواهید از این یادگیریها در بحث های کلاسی و امتحانا ت استفاده کنند .

(کاربرد روانشناسی در آموزش صفحات 313-310)

 

آموزش حل مسئله

درست است که یادگیری کامل  تداعی های کلامی  زمینه لازم برای یادگیری مفاهیم  و اصول است ، ولی کافی نیست . بلکه دانش آموز باید میل به انجام این کار  را هم داشته باشد  .گانیه بر این نکته تاکید می کند «که این مکیل و فعالیت  یادگیرنده است  که منجر به یادگیری می شود » (الگوی یادگیری ، صفحه 274) مفاهیم در صورتی  برای مدت طولاانی تر در خاطر می ماند  که یادگیرنده  فعالانه  جمع آوری و آماده کردن  یافته ها  بپردازد.برای این منظور روش  حل مسئله پیشنهاد می شود.حل مسئله  پیشنهاد می شود. حل مسئله تشخیص  و کار برد دانش و مهارتهایی است  که منجر به پاسخ  درست یادگیرنده  یا رسیدن او به  هدف مورد   نظرش می شود و عنصر اصلی  حل مسئله  به کار بستن دانستنیها  و مهارتهای  قبلا آموخته شده در  موقعیتهای   تازه است  و وقتی   این اتفاق افتاد یعنی یادگیری صورت گرفته است.(روانشناسی پرورشی  علی اکبر سیف  صفحه 554)

پیشنهادهایی برای  افزایش  تواناییهای  حل مسئله در یادگیرندگان

پیشنهادهای زیر می تواند معلمان را در پرورش توانائیهای حل مسئله  در دانش آموزان خود یاری  دهند.

1- در قدم اول ، تداعیهای کلامی ، مفاهیم ، اصول  و معلومات ضروری  پایه برای مواجهه با یک  حوزه ی  معین مطالعه را  به دانش آموزان خود بیاموزید.

2-  در کلاس درس محیط مساعدی ایجاد  کنید  که موجب پژوهش آزاد  شود.

3- بیان آزاد و اندیشه های دانش اموز  در برابر دیگران تشویق کنید.

4- اختلاف فردی  را در توانایی حل مسئله  را به خاطر  داشته باشید.

5- دانش اموزان را در پیدا کردن اطلاعات مربوط به مسئله تشویق  و یاری کنید.

6- برای ایجاد پشتکار در حل مسئله از مسائل ساده ای که به سرعت قابل حل هستند  شروع کرده سپس به مسائل پیچیده بپردازید.

7- به دانش آموزان  بیاموزید که پافشاری در حل مسئله  مطلوب است ولی لجاجت و یکدندگی  مانع یادگیری  می شود. انتقاد سازنده را پرورش دهید.

8- عشق به یادگیری  را ایجاد کنید .به عبارت دقیقتر رفتار هر دانش آموزی  را که علائمی از ابتکار  را نشان می دهد ، تشویق و قدردانی  از کوششهای  وی تشویق کنید.

9- تکالیف ناتمام بدهید تا حداکثر فرصت برای  اکتشاف ، فردیت و ابتکار فراهم شود.

10-از تحمیل یک الگو بر حذر باشید.

11-از دانش آموزان بخواهید تا حل مسئله ای را  که در خارج از مدرسه  اتفاق افتاده است  گزارش کنند(یک راه تشویق  انتقال آموزش به خارج کلاس)

12-اجازه دهید  دانش آموزان قبل از جواب دادن به سوال به تفکر مستقل  بپردازند.

13-سعی کنید  برای افراد با انواع تفکرهای  متفاوت، انواع مختلف  حل مسئله را طرح کنید (انعطاف پذیر، کاوشگر،مبتکر،حساس، خلاق و...)

14-دانش آموزان را تشویق کنیدتا در حل مسایل  با یکدیگر همکاری کنند.

15-و خودتان شیوه های  حل مسئله  را در موقع مناسب بیاموزید(برگرفته از  کاربرد روانشناسی در آموزش، رابرت بیلر)

یادتان باشد برای اینکه دانش آموز به مرحله  ای برسد  که مستقلا مسائل را حل کند، لازم است برتداعیهای کلامی، مفاهیم و اصول  زیادی تسلط پیدا کند.اگر چنین نباشد مطمئن باشید که احتمال شکست دانش آموزان وجود خواهد داشت.

سخن آخر

در این مقاله با شش طبقه یادگیری  گانیه آشنا شدیم. سلسله مراتب گانیه  در یاری ما به منظور  انتخاب الگوهای  متناسب با گونه های مختلف اهدافبرنامه درسی سودمند است . این سلسله مراتب انواع چندگانه ی یادگیری و نیز توجهی را که دانش آموزان  هنگام مطالعه  درباره ی هر  موضوع مهمی نسبت  به انواع عملکرد  باید  معطوف دارند، متذکر  می شود ، استفاده از چهارچوب نظری  کابینه همراه  با الگوهای تدریس به ما  این مکان را می دهد  که دروس خود را  برای افزایش احتمال یادگیری  ان بخش از مطالب که از دیدما بالاترین ارزش یادگیری  را دارند ، طراحی کنیم و خلاصه اینکه در این چهارچوب  می توان تغییر نسبتا پایدار در رفتار  یا توان رفتاری ایجاد نمود و به فرآیند یادگیری  دست یافت.