عقل و عشق

http://rezap502.epage.ir

یک پیشنهاد دارم
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳٩۱
 

خواهشاً فقط مدیران ،

کارشناسان و معلمان آموزشی

ادامه را مطالعه نمایند


نویسنده طرح : رضا پورشیخ


 
 
لحظات بزرگ زندگی
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۱
 

لحظات بزرگ عمرت آن لحظاتی نیست

که دیگران برایت هورا می کشند!!!

آن لحظاتی بزرگ است که تو تنها مانده ای

و هیچ کس به تو اعتقادی ندارد...


و تو تصمیم گرفته ای توکل کنی و بمانی

 


 
 
التماس دعا
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۱
 

از خرج یک تلفن کمتر

از وقت قدم زدم هم کمتر

از هزینه پیامک کوتاه تر

به حق قدم زدن و مصاحبت و رفاقت

فقط از دوستان التماس دعا دارم


 
 
دستگیر بی ادعا
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ آبان ۱۳٩۱
 

خدایا

برای همه ی داده ها و نداده هایت شکر

برای همه ی داده  ها و پس گرفته هایت هم شکر

خدایا شکر بابت مهربانی و بخشندگیت

خدایا صدهزار مرتبه شکر که .....

 


 
 
محرم
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ آبان ۱۳٩۱
 

ماه محرم رسید

التماس دعا ای عاشقان


 
 
کارشناس
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ آبان ۱۳٩۱
 

یک نصیحت می کنم در این شب اول ماه

تا حق الناس گردن دوست کارشناسم نیفتاده

کار خوب کردن با خوب کار کردن فرق می کنه

این را درک کن بعد مدعی شو کارمند نمونه هستی


 
 
دانایی
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ آبان ۱۳٩۱
 


 
 
ما همه خاطره ایم
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ آبان ۱۳٩۱
 


 
 
مسئولی
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ آبان ۱۳٩۱
 


 
 
ای خاطرات رهایم کن
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ آبان ۱۳٩۱
 


 
 
من تغییر نمی کنم
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ آبان ۱۳٩۱
 


 
 
محرم آمد
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ آبان ۱۳٩۱
 














 
 
عقل و عشق
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ آبان ۱۳٩۱
 


 
 
پیشواز محرم
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩۱
 

در محرّم ، مردمان خود را دگرگون می کنند

از زمین آه و فغان را زیب گردون می کنند

گاه عریان گشته با زنجیر میکوبند پشت

گه کفن پوشیده ،‌ فرق خویش پرخون می کنند

گه به یاد تشنه کامان زمین کربلا

جویبار دیده را از گریه جیحون می کنند

وز دروغ کهنه ی « یا لیتنا کنّا معک» 

شاه دین را کوک و زینب را جگرخون می کنند

خادم شمر کنونی گشته، وانگه ناله ها

با دو صد لعنت ز دست شمر ملعون می کنند

بر “یزید” زنده میگویند هر دم، صد مجیز

پس شماتت بر یزید مرده ی دون می کنند

پیش ایشان صد عبیدالله سر پا، وین گروه

ناله از دست “عبیدالله مدفون” می کنند

حق گواه است، ار محمد زنده گردد ورعلی

هر دو را تسلیم نوّاب همایون می کنند

آید از دروازه ی شمران اگر روزی حسین

شامش از دروازه ی دولاب بیرون می کنند

حضرت عباس اگر آید پی یک جرعه آب، 

مشک او را در دم دروازه وارون می کنند

گر علی اصغر بیاید بر در دکانشان

در دو پول آن طفل را یک پول مغبون می کنند

ور علی اکبر بخواهد یاری از این کوفیان

روز پنهان گشته، شب بر وی شبیخون می کنند

لیک اگر زین ناکسان خانم بخواهد ابن سعد

خانم ار پیدا نشد، دعوت ز خاتون میکنند

گر یزید مقتدر پا بر سر ایشان نهد

خاک پایش را به آب دیده معجون می کنند

سندی شاهک بر زهادشان پیغمبر است

هی نشسته لعن بر هارون و مامون میکنند

خود اسیرانند در بند جفای ظالمان

بر اسیران عرب این نوحه ها چون می کنند؟

تا خرند این قوم، رندان خرسواری می کنند

وین خران در زیر ایشان آه و زاری می کنند

 


 
 
نمونه فرم نوشتن طرح درس
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩۱
 

فرم  طرح درس مبتنی بر نظریه فرا شناختی( یاددهی و یادگیری)

عنوان بندی:  موضوع – پایه – مقطع – صفحه- ماده درسی- زمان پیش بینی شده – تعداد فراگیران و...

هدف های جزیی:

هدف های رفتاری(فراگیر پس از یادگیری): معیار- شرایط- فعل قابل مشاهده و اندازه گیری

حیطه های یادگیری: دانش – مهارت - نگرش

سوالات ارزشیابی : ورودی - تشخیصی- تکوینی - تکمیلی

رسانه های آموزشی مورد نیاز: رسانه گرافیکی( نقشه – تصاویر و .....) رسانه های نورتاب و ....

راهبرد های یاددهی و یادگیری با رویکرد فراشناخت

الف- فعالیت مربی یا معلم

1-   برقراری ارتباط

2-   ارزشیابی تشخیصی

3-   ایجاد انگیزه: قصه -  نمایش – فیلم – تصاویر – سوال و....

4-   گروه تدریس: گروه بزرگ – گروه کوچک – یادگیری انفرادی

5-   مدل کلاس: آزمایشگاهی- سنتی - نیم دایره و....

ارائه گام های تدریس و انتقال دانش - مهارت و نگرش مشخص شده
رهبری و راهنمایی کلاس برای حصول نتیجه

6-   ارزشیابی تکوینی

7-   رفع اشکال

8-   ارزشیابی پایانی

ب- فعالیت فراگیران

1-   فعالیت گروهی: مسئولیت پذیری- شرکت در بحث و...

2-   شرکت در فعالیت کلاسی: تمیز دادن - دریافت مفاهیم-  حل مسئله و....

3-   مشارکت در پاسخگویی به سوالات

4-   مطالعه محتوای آموزشی

فعالیت ها ی مکمل و تکالیف (تمرینی- آماده سازی- خلاقیتی – بسطی و...)


 
 
التماس دعا
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩۱
 

ضریح جدید ضریح امام حسین(ع)

بقیه تصاویر در ادامه مطلب


 
 
گردو
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ آبان ۱۳٩۱
 

یکی از دوستانم که مطالب این 4 تا وبلاگ منو خونده

و به درد دلهای من گوش داده

یک پیام قشنگ گذاشته و خواسته منو به صبر دعوت کنه

گفتم پیام قشنگشو برای تفکر اهلش بگذارم تو این وبلاگم

برهنه ات می کنند تا بهتر بشکنی

نترس گردوی کوچک

آنچه سیاه میشود

دست آنهاست

نه روی تو

نیما یوشیج


 
 
برو خدا را شکر کن
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ آبان ۱۳٩۱
 

زندگی را از این دختر بیاموزید

فریبا معصومی 27 ساله ساکن روستای صالح سرا شولم از توابع شهرستان فومن حدود 11 سال است که با کمترین امکانات و در اوج معلولیت به خلق اثاری با ارزشهای هنری میپردازد.از توانایی های برجسته او میتوان به پولک دوزی کاموا بافی عروسک سازی نقاشی گل سازی و .......اشاره کرد. 

 در ادامه مطلب تصویر را ببینید

امید به زندگی را از این دختر بیاموزید !!
امید به زندگی را از این دختر بیاموزید !!

 
 
زنجیر چرخ
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آبان ۱۳٩۱
 

پشت یک نیسان نوشته شده بود

جاده جوانی بسیار لغزنده است

پس زنجیر تقوی ببندید


 
 
دعوا شده
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۱
 

بین عقل حسابگر و حسابدار و حسابرس

با دل سر به هوا و دلتنگ و دلداده دعوا شده

با نظرات خودتون این دو را آشتی بدهید

فقط عشق

rp502.persianblog.ir

فقط عقل

rp47.persianblog.ir


 
 
سادات بحرانی
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۱
 

 

 تصاویری از حرم مطهر حضرت سید میر محمد

جد سادات بحرانی مرودشت


 
 
دفتر نقاشیم
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ آبان ۱۳٩۱
 

داشتم انباری رو جابجا می کردم

دفتر نقاشیمو پیدا کردم

چندتا از نقاشی های 20 سال قبل رو

اسکن کردم گذاشتم تو وبلاگم


 
 
غصه جدید من
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩۱
 

تا دیروز همه غصه من این بود که مسئول بالا سر من که سوادش؛ مدرکش و تجربه اش از من خیلی کمتر است

اصلاً چگونه انتخاب شده ؟نه سوادش و نه تخصصش

به ابلاغ؛ پُست و میزی که گرفته مرتبط نیست!!

حالا چگونه طرحم را برایش تشریح کنم و یا چگونه تصمیمات غلطش را برایش توضیح دهم؟

یکی به من گفت : ازاین گونه مدیران زیاد داریم دنبال دردسر نگرد بهم نزن گندش در می آد!!

غصه جدید من اینه که چطور چشمم رو ببندم که اون رو نبینم ؛ اونهم نفهمه که مجبورم تحملش کنم


 
 
تولید محتوای الکترونیکی
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٦:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩۱
 

داستان واقعی از آخر تصمیم سازی توسط کارشناسی آموزشی

آخر مدیریت و برنامه ریزی آموزشی

اتمام تکنولوژی و مدیریت زمان و مکان برای هدفگذاری نیروی انسانی


 
 
غم مخور
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۱
 

نه تو می مانی و نه اندوه...

و نه هیچ یک از مردم این آبادی...

به حباب نگران لب یک رود قسم،

.

.

.


و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،

غصه هم می گذرد،

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...

لحظه ها عریانند.

به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.

 
 

 
 
برنده- بازنده
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۱
 

آدولف هیتلر:


وقتی برنده میشوی،

نیازی به توضیح نداری! ....

وقتی می بازی نباید آنجا باشی که توضیح دهی!ا.......


 
 
عقل بدون عشق
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳٩۱
 

به مناسبت عید سعید و مبارک غدیر خم

عید سادات و شیعیان

می خواهم وبلاگ جدیدم را معرفی کنم 

 


 
 
عید مبارک
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ آبان ۱۳٩۱
 

عید سعید غدیر خم

عید بچه شیعه ها

عید سادات

عید ولایت حضرت علی(ع)

عید عاشقان مبارک


 
 
مسلمان
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩۱
 

بخدا قسم

جای مهر روی پیشانی

انداختن پیراهن رو شلوار

ته ریش داشتن

حفظ کردن قرآن

نماز را با غلظت و سر وقت خوندن

روز ها روضه و شب ها نماز شب 

نشانه بهشت رفتن نیست.


پس خدا چی رو نگاه میکنه؟ می فرسته بهشت

نظرتون برام مهمه


 
 
دعای دلتنگی هام
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ آبان ۱۳٩۱
 

خدایا من را ببخش

من آدم خوبی نبودم

بهانه ام اینه که بر سر راهم یک آدم خوب نبود

که تو لحظه های بحرانی راهنمایی ام کنه و

همراه من باشه ویا دوستانه نصیحتم کنه

و یا در وقت تنهایی و نداری دستم را بگیره

فقط امیدم توی زندگی تو بودی


 

پشیمان نیستم از اینکه تکیه گاه من؛ تو بودی اما

افسوسم اینه که خودم رو هم سر راه یک آدم خوب قرار ندادم ...

در مسیر هر کسی قرار گرفتم از من سواری گرفت تا به مقصد برسه


من دنبالش نرفتم ؛ منو دنبال خودش کشید ،

نفرینش نمی کنم .... اما فراموشش نمی کنم

حلالش می کنم .... اما زخمش رو پیکرمه

به من ایمان بده تا راه را از چاه بشناسم و فریب نخورم و بازیچه نشم


از تو می خواهم ای خدای بزرگ مرا از مسیر آدم های

بدقول؛ بد اخلاق، بد گفتار، بد کردار، بد پندار،

بی ایمان ؛ بی دین ، بی حیا ، بی مرام ، بی معرفت

نمک نشناس، نامرد، مغرور، کوته بین، حسود

مخصوصاً ریاکار مردم فریب و دولت مرد ظالم؛دور نگهدار


این آرزوی امسال منه در شب عید غدیر

 


 
 
تبریک
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ آبان ۱۳٩۱
 

قصد مزاحمت ندارم فقط می خواستم خودم از خودم قدر دانی کنم مثل بسیاری از ادارات ؛ سازمان ها و بانک ها ..... در این مدتی که نمی دونم 4 یا 5 سال است که سایت و وبلاگ هایم را مدیریت می کنم، امروز تعداد پست ها از مرز 1010 متن گذشت . متن های خود ساخته نه کپی از دیگران رو گذاشتم توی اینترنت از طراحی های آموزشی گرفته تا درد دل ها ؛ شعر ها و مقالات علمی و قرآنی و تعداد بازدید کنندگان از مرز 110 هزار نفر در این مدت گذشتنیشخند

به خودم خواستم تبریک بگم و یک ماشینی؛ خونه ای، سکه طلایی، سفر خارج از کشور ، بورس تحصیلی ، پست و یا .... هدیه بدم محض ریا و جهت اطلاعآخ

البته هنوز راه طولانی مونده تا بتونم بگم من هم حرفی واسه گفتن دارمخجالت

این آدرس سایت من است

rezap502.epage.ir

این آدرس وبلاگ عمومی من است

rezap502.persianblog.ir

این آدرس وبلاگ سیاسی من است

r502p.persianblog.ir

و این هم آدرس وبلاگ عقل بدون عشق است

rp47.persianblog.ir



 
 
دعای دفع غم
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ آبان ۱۳٩۱
 

این دعا را منتشر کنید و ببینید چطور غمهایتان از بین میرود:

 

سبحان الله یا فارج الهم و یا کاشف الغم فرج 

همی و یسر امری و ارحم ضعفی و

 قله حیلتی و ارزقنی من حیث لا احتسب یارب العامین

حضرت محمد (ص) فرمودند :هرکس مردم را از این دعا با خبر کند در گرفتاریش گشایش پیدا میکند.....

 

p style=


 
 
مطالعه شخصیت از رو امضاء
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ آبان ۱۳٩۱
 

نیمی گم متن زیر کاملا درسته اما مطالعه اش بد نیست

کسانی که به طرف عقربهای ساعت امضاء می‌کنند انسان‌های منطقی هستند 
کسانی که بر عکس عقربه‌های ساعت امضاء میکنند دیر منطق را قبول می‌کنند و بیشتر غیر منطقی هستند 
کسانی که از خطوط عمودی استفاده میکنند لجاجت و پافشاری در امور دارند 
کسانی که از خطوط افقی استفاده میکنند انسان‌های منظّم هستند 
کسانی که با فشار امضاء می‌کنند در کودکی سختی کشیده‌اند 
کسانی که پیچیده امضاء می‌کنند شکّاک هستند 
کسانی که در امضای خود اسم و فامیل می‌نویسند خودشان را در فامیل برتر می دانند 
کسانی که در امضای خود فامیل می‌نویسند دارای منزلت هستند 
کسانی که اسمشان را می‌نویسند و روی اسمشان خط می‌زنند شخصیت خود را نشناخته‌اند 
کسانی که به حالت دایره و بیضی امضاء می‌کنند ، کسانی هستند که میخواهند به قله برسند


 
 
بدترین سیلی که خوردم
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ آبان ۱۳٩۱
 
( بدترین سیلی که خوردم! )


آخر هفته قبل بود شب عرفه ، پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن همراهم صحبت می کردم و برای طرفم شاخ و شونه می کشیدم که نابودت میکنم ! به زمین و زمان می کوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! مگه احساسات و شخصیت من باغ باباته که هر وقت دلت خواست شخمش می زنی.... فکر کردی که من آدامسم تا شیرینیش تموم شد تف کنی بیرون ... من غرورم را خرد کرد برات بخاطر ندانم کاری و خریت تو بارها اومدم عذر خواهی کردم....از شدت عصابانیت نفسم تند شده بود و همین طور که داد و بیداد می کردم.


یه دختر بچه یه دسته  گل رز قرمز دستش بود و چون قدش به سختی به پنجره ی ماشین می رسید هی می پرید بالا و می گفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید....


منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد می زدم و هیچی به این بچه ی مزاحم نگفتم !

اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمی خـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی می خواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و....


طفلی دخترک ترسید... کمی عقب رفت ! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم ! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!


ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم ، اومد جلو و با ترس گفت :


آقا! من گل نمی فروشم! من با برادرم که اونور خیابونه برای هیات محبان امام حسین داریم گل پخش می کنیم  !شب عیده  نذر کردیم


این گل قرمز رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من می برنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره...


من دیگه واقعا نمی شنیدم!

 

خدایا! چه کردی با من! این فرشته چی می گه؟!


حالا علت سکوت ناگهانی مو فهمیده بودم!


کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود ، توان بیان رو ازم گرفته بود!  و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد! یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمی کنه! ...

اگر ناراحتت کرده ویا  باهاش تفاهم نداری و یا صلاح نیست ادامه بدی این دندن لق را بکن بینداز بیرون با خودت چه داری می کنی مگه چقدر ارزش داره اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!
تا اومدم چیزی بگم ، فرشته ی کوچولو ، بی ادعا و سبکبال گل را گذاشت لبه پنجره ماشین و ازم دور شد!


حتی بهم نگاه هم نکرد!  چیزی بهم نگفت فقط با چشمانی خیره رفتنش رو نظاره کردم


هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبم مونده ! چه قدرتمند بود!!!


مواظب باشید هیچ کس ارزش نداره که ایمانت را براش به حراج بگذاری یا ببخش و یا برو اگه نادان است که هر کاری کنی نمی فهمه اگه دوستت داشته باشه ، مدتی سکوت کن چند روز بعد خودش عذر خواهی می کنه وگرنه که راحت شدی با این سکوت

 


 
 
گالری عکس
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ آبان ۱۳٩۱
 

برای نمایش تصاویر گالری کلیک کنید

گالری عکس های رضا پورشیخ


 
 
عید قربان
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٧:٥۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ آبان ۱۳٩۱
 


 
 
التماس دعا
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ آبان ۱۳٩۱
 


 
 
سه چیز
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ آبان ۱۳٩۱
 

سه چیز چیز را با احتیاط برداریم : قدم ,قلم ,قسم

سه چیز را پاک نگه داریم: جسم ,خیال ,لباس

از سه چیز کار بگیریم: عقل ,همت ,صبر

سه چیز را نشکنیم : دل ، قسم ، پیمان

سه چیز را هرگز نخوریم : حسرت، افسوس ، غصه

خود را به سه چیز آلوده نکنیم: خیانت ، قمار ، اعتیاد

از سه چیز خود را دور نگه داریم: حسادت ، حماقت،غرور

با سه چیز کار انجام ندهیم : ترس ، ریا ، غضب

از سه چیز فرار کنیم : تنبلی ، شک ، تعصب

 سه چیز را  راحت نریزیم: اشک ،خون ، آبرو

به سه چیز عادت نکنیم : دوست ؛ تلویزیون، اینترنت

از سه چیز نون نخوریم : دزدی، قرض ، تملق

سه کار را زیاد انجام دهیم: زیارت ، عبادت ، سیاحت