عقل و عشق

http://rezap502.epage.ir

همیشه لازم نیست به حرف دیگران گوش دهید
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱
 

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند.

بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند: که دیگر چاره ای نیست شما به زودی خواهید مرد.
دو قورباغه این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های دیگر مدام می گفتند: که دست از تلاش بردارند چون نمی توانند از گودال خارج شوند و خیلی زود خواهند مرد. بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت. سر انجام به داخل گودال پرت شد و مرد.

اما قورباغه دیگر با تمام توان برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. هر چه بقیه قورباغه ها فریاد میزدند که تلاش بیشتر فایده ای ندارد او مصمم تر می شد تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد. وقتی بیرون آمد. بقیه قورباغه ها از او پرسیدند: مگر تو حرفهای ما را نمی شنیدی؟

معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فکر می کرد که دیگران او را تشویق می کنند.

 


 
 
سایت من
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱
 

کلیک بفرمایید


 
 
رمضان خوش آمدی
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱
 


 
 
یک سوال از خدا
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ تیر ۱۳٩۱
 

خدایا می دانم تو بخشنده و مهربانی

می دانم تو حکیمی و ستارالعیوبی

می دانم تو از رگ گردن به ما نزدیکتری

می دانم تو چیزهایی را می بینی و می دانی که ما نمی توانیم درک کنیم


خدا می دانم تو بسیار رئوف و مهربانی

از طرفی هم میدانم که به اندازه دانه ی خردلی خوبی و بدی را نادیده نمی گیری و می دانم بقدری حسابگر و دقیقی که هیچ حقی را ضایع نمی کنی و از نیت و آرزو و خواسته های ما آگاهی با این وجود ماه رمضان را برای پاکسازی جسم و روح ما قرار دادی تا بتوانیم بر نفس سرکش خود لجام بزنیم و آنرا مهار کنیم


اما من سوالم این است:

خدایا کسی که در طول سال سر به سجده نگذاشته

و یا حق الناسی به گردن دارد و هنوز بخشش نگرفته

و یا تمام طول سال را گناه کرده و حرام خواری کرده

و یا حرام و حلال تو را در نظر نگرفته و هر کاری خواسته کرده

و یا ....

 کسی که قدمی در 11 ماه گذشته برای رضای تو بر نداشته ، دست مومنی را نگرفته و براحتی با یک ابلاغ با آینده و سرنوشت بندگان تو بازی کرده، برایش بیت المال ارثیه پدر بوده و حرمتی برای آبرو حیثیت مومنین قائل نبوده، دین تو را بازیچه خود قرار داده تا به مقاصد خود برسد و...

خدایا چگونه راضی می شوی کسی را که یکسال گذشته با غیبت و تهمت، دروغ و نیرنگ، مانند روباهی مکار از طریق موبایل و اینترنت با زندگی و احساسات دیگران بازی کرده نیمه شب کنار سفره سحری مهمان تو باشد؟

کسی که  برای روزه نگرفتن ماه رمضان بیمار می شود

و یا برای فرار از روزه در تابستان به مسافرت می رود

باز هم چشمانت را می بندی؟

با این افراد هم مانند مسلمانان رفتار میکنی

یا مانند منافقین و ریاءکاران که در قرآن به آن اشاره کردی؟

خدا،چگونه راضی می شوی

تو را به تمسخر بکشند؟


 
 
دعای روزهای ماه رمضان
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ تیر ۱۳٩۱
 

دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان + متنی و صوتی و تصویری

دعاى روز اول ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمَ  اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ وقیامی فیهِ قیامَ القائِمینَ ونَبّهْنی فیهِ عن نَومَةِ الغافِلینَ وهَبْ لی جُرمی فیهِ یا الهَ العالَمینَ واعْفُ عنّی یا عافیاً عنِ المجْرمینَ.

خدایا قرار بده روزه مرا در آن روزه داران واقعى وقیام وعبادتم در آن قیام شب زنده داران و بیدارم نما در آن از خواب بى خبران و ببخش به من جنایتم را در این روز اى معبود جهانیان و در گذر از من اى بخشنده جنایات کاران.

دعاى روز دوم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ قَرّبْنی فیهِ الى مَرْضاتِکَ وجَنّبْنی فیهِ من سَخَطِکَ ونَقماتِکَ ووفّقْنی فیهِ لقراءةِ آیاتِکَ برحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرّاحِمین.

خدایا نزدیک کن مرا در این ماه به سوى خوشنودیت وبرکنارم دار در آن از خشم وانتقامت وتوفیق ده مرا در آن براى خواندن آیات قرآن به رحمت خودت اى مهربانترین مهربانان.

دعاى روز سوم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ ارْزُقنی فیهِ الذّهْنَ والتّنَبیهَ وباعِدْنی فیهِ من السّفاهة والتّمْویهِ واجْعَل لی نصیباً مِنْ کلّ خَیْرٍ تُنَزّلُ فیهِ بِجودِکَ یا أجْوَدَ الأجْوَدینَ.

خدایا روزى کن مرا در آنروز هوش وخودآگاهى را ودور بدار در آن روز از نادانى وگمراهى وقرار بده مرا بهره وفایده از هر چیزى که فرود آوردى در آن به بخشش خودت اى بخشنده ترین بخشندگان.

دعاى روز چهارم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ قوّنی فیهِ على إقامَةِ أمْرِکَ واذِقْنی فیهِ حَلاوَةَ ذِکْرِکَ وأوْزِعْنی فیهِ لأداءِ شُکْرَکَ بِکَرَمِکَ واحْفَظنی فیهِ بِحِفظْکَ وسِتْرِکَ یـا أبْصَرَ النّاظرین.

خدایا نیرومندم نما در آن روز به پا داشتن دستور فرمانت وبچشان در آن شیرینى یادت را ومهیا کن مرا در آنروز راى انجام سپاس گذاریت به کـرم خودت نگهدار  مرا در این روز به نگاه داریت وپرده پوشى خودت اى بیناترین بینایان.

دعاى روز پنجم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ من المُسْتَغْفرینَ واجْعَلْنی فیهِ من عِبادَکَ الصّالحینَ القانِتین واجْعَلْنی فیهِ من اوْلیائِکَ المُقَرّبینَ بِرَأفَتِکَ یا ارْحَمَ الرّاحِمین.

خدایا قرار بده در این روز از آمرزش جویان وقرار بده مرا در این روز از بندگان شایسته وفرمانبردارت وقرار بده مرا در این روز ازدوستان نزدیکت به مهربانى خودت اى مهربان ترین مهربانان.

دعاى روز ششم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ لا تَخْذِلْنی فیهِ لِتَعَرّضِ مَعْصِتِکَ ولا تَضْرِبْنی بِسیاطِ نَقْمَتِکَ وزَحْزحْنی فیهِ من موجِباتِ سَخَطِکَ بِمَنّکَ وأیادیکَ یا مُنْتهى رَغْبـةَ الرّاغبینَ.

خدایا وا مگذار مرا در این روز در پى نافرمانیت روم ومزن مرا با تازیانه کیفر ودور وبرکنارم بدار از موجبات خشمت بحق احسان ونعمتهاى بى شمار تو اى حد نهایى علاقه واشتیاق مشتاقان.

دعاى روز هفتم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اعنّی فیهِ على صِیامِهِ وقیامِهِ وجَنّبنی فیهِ من هَفَواتِهِ وآثامِهِ وارْزُقْنی فیهِ ذِکْرَکَ بِدوامِهِ بتوفیقِکَ یا هادیَ المُضِلّین.

خدایا یارى کن مرا در این روز بر روزه گرفتن وعبـادت وبرکنارم دار در آن از بیهودگى وگناهان وروزیم کن در آن یادت را براى همیشه به توفیق خودت اى راهنماى گمراهان

دعاى روز هشتم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ ارْزُقنی فیهِ رحْمَةَ الأیتامِ وإطْعامِ الطّعامِ وإفْشاءِ السّلامِ وصُحْبَةِ الکِرامِ بِطَوْلِکَ یا ملجأ الآمِلین.

خدایا روزیم کن در آن ترحم بر یتیمان وطعام نمودن بر مردمان وافشاء سلام ومصاحبت کریمان به فضل خودت اى پناه آرزومندان.

دعاى روز نهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
االلهمّ اجْعَلْ لی فیهِ نصیباً من رَحْمَتِکَ الواسِعَةِ واهْدِنی فیهِ لِبراهِینِکَ السّاطِعَةِ وخُذْ بناصیتی الى مَرْضاتِکَ الجامِعَةِ بِمَحَبّتِکَ یا أمَلَ المُشْتاقین.

خدایا قرار بده برایم در آن بهره اى از رحمت فراوانـت وراهنمائیم کن در آن به برهان وراههاى درخشانت وبگیر عنانم به سوى رضایت همه جانبه ات بدوستى خود اى آرزوى مشتاقان.

دعاى روز دهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
االلهمّ اجْعلنی فیهِ من المُتوکّلین علیکَ واجْعلنی فیهِ من الفائِزینَ لَدَیْکَ واجْعلنی فیهِ من المُقَرّبینَ الیکَ بإحْسانِکَ یاغایَةَ الطّالِبین.

خدایا قرار بده مرا در این روز از متوکلان بدرگاهت ومقرر کن در آن از کامروایان حضرتت ومقرر فرما در آن از مقربان درگاهت به احسانت اى نهایت همت جویندگان.

دعاى روز یازدهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ حَبّبْ الیّ فیهِ الإحْسانَ وکَرّهْ الیّ فیهِ الفُسوقَ والعِصْیانَ وحَرّمْ علیّ فیهِ السّخَطَ والنّیرانَ بِعَوْنِکَ یا غیاثَ المُسْتغیثین.

خدایا دوست گردان بمن در این روز نیکى را و نـاپسند بدار در این روز فسق ونافرمانى  را وحرام کن بر من در آن خشم وسوزندگى را به یاریت اى دادرس داد خواهان.

دعاى روز دوازدهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ زَیّنّی فیهِ بالسّتْرِ والعَفافِ واسْتُرنی فیهِ بِلباسِ القُنوعِ والکَفافِ واحْمِلنی فیهِ على العَدْلِ والإنْصافِ وامِنّی فیهِ من کلِّ ما أخافُ بِعِصْمَتِکَ یا عِصْمَةَ الخائِفین.

خدایا زینت ده مرا در آن با پوشش وپاکدامنى وبپوشانم در آن جامه قناعت وخوددارى ووادارم نما  در آن بر عدل وانصاف وآسوده ام دار در آن از هر چیز که مىترسم به نگاهدارى خودت اى نگه دار ترسناکان .

دعاى روز سیزدهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ طَهّرنی فیهِ من الدَنَسِ والأقْذارِ وصَبّرنی فیهِ على کائِناتِ الأقْدارِ ووَفّقْنی فیهِ للتّقى وصُحْبةِ الأبْرارِ بِعَوْنِکَ یا قُرّةَ عیْنِ المَساکین.

خدایا پاکیزه ام کن در این روز از چرک وکثافت وشکیبائیم ده در آن به آنچه مقدر است شدنى ها وتوفیقم ده در آن براى تقوى وهم نشینى با نیکان به یاریت اى روشنى چشم مستمندان.

دعاى روز چهاردهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ بِعِزّتِکَ یا عزّ المسْلمین.

خدایا مؤاخذه نکن مرا در ایـن روز به لغزشها و درگذر از من در آن از خطاها وبیهودگیها وقرار مده مرا در آن نشانه تیر بلاها وآفات اى عزت دهنده مسلمانان

دعاى روز پانزدهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الخاشِعین واشْرَحْ فیهِ صَدْری بإنابَةِ المُخْبتینَ بأمانِکَ یا أمانَ الخائِفین.

خدایا روزى کن مرا در آن فرمانبردارى فروتنان وبگشا سینه ام در آن به بازگشت دلدادگان به امان دادنت اى امان ترسناکان.

دعاى روز شانزدهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ وَفّقْنی فیهِ لِموافَقَةِ الأبْرارِ وجَنّبْنی فیهِ مُرافَقَةِ الأشْرارِ وأوِنی فیهِ بِرَحْمَتِکَ الى دارِ القَرارِبالهِیّتَکِ یا إلَهَ العالَمین.

خدایا توفیقم ده در آن به سازش کردن نیکان ودورم دار در آن از رفاقت بدان وجایم ده در آن با مهرت به سوى خانه آرامش به خدایى خودت اى معبـود جهانیان.

دعاى روز هفدهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اهْدِنی فیهِ لِصالِحِ الأعْمالِ واقْـضِ لی فیهِ الحَوائِجَ والآمالِ یا من لا یَحْتاجُ الى التّفْسیر والسؤالِ یا عالِماً بما فی صُدورِ العالَمین صَلّ على محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرین.

خدایا راهنمائیم کن در آن به کارهاى شایسته واعمال نیک وبرآور برایم حاجتها وآرزوهایم اى که نیازى به سویت تفسیر وسؤال ندارد اى داناى به آنچه در سینه هاى جهانیان است درود فرست بر محمد وآل او پاکیزگان.

دعاى روز هیجدهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ نَبّهْنی فیهِ لِبَرَکاتِ أسْحارِهِ ونوّرْ فیهِ قلبی بِضِیاءِ أنْوارِهِ وخُذْ بِکُلّ أعْضائی الى اتّباعِ آثارِهِ بِنورِکَ یا مُنَوّرَ قُلوبِ العارفین.

خدایا آگاهم نما در آن براى برکات سحرهایش وروشن کن در آن دلم را به پرتو انوارش وبکار به همه اعضایم به پیروى آثارش به نور خودت اى روشنى بخش دلهاى حق شناسان

دعاى روز نوزدهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ وفّرْ فیهِ حَظّی من بَرَکاتِهِ وسَهّلْ سَبیلی الى خَیْراتِهِ ولا تَحْرِمْنی قَبولَ حَسَناتِهِ یا هادیاً الى الحَقّ المُبین.

خدایا زیاد بگردان در آن بهره مرا از برکاتش وآسان کن راه مرا به سوى خیرهایش ومحروم نکن ما را از پذیرفتن نیکىهایش اى راهنماى به سوى حـق آشکار .

دعاى روز بیستم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ افْتَحْ لی فیهِ أبوابَ الجِنانِ واغْلِقْ عَنّی فیهِ أبوابَ النّیرانِ وَوَفّقْنی فیهِ لِتِلاوَةِ القرآنِ یا مُنَزّلِ السّکینةِ فی قُلوبِ المؤمِنین.

خدایا بگشا برایم در آن درهاى بهشت وببند برایم درهاى آتش دوزخ را و توفیقم ده در آن براى تلاوت قرآن اى نازل کننده آرامش در دلهاى مؤمنان.

دعاى روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ الى مَرْضاتِکَ دلیلاً ولا تَجْعَل للشّیْطان فیهِ علیّ سَبیلاً واجْعَلِ الجَنّةِ لی منْزِلاً ومَقیلاً یا قاضی حَوائِجَ الطّالِبین.

خدایا قرار بده برایم در آن به سوى خوشنودىهایت راهنمایى و قرار مده شیطان را در آن بر من راهى وقرار بده بهشت را برایم منزل وآسایـشگاه اى برآورنده حاجتهاى جویندگان

دعاى روز بیست و دوم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ افْتَحْ لی فیهِ أبوابَ فَضْلَکَ وأنـْزِل علیّ فیهِ بَرَکاتِکَ وَوَفّقْنی فیهِ لِموجِباتِ مَرْضاتِکَ واسْکِنّی فیهِ بُحْبوحاتِ جَنّاتِکَ یا مُجیبَ دَعْوَةِ المُضْطَرّین.

خدایا بگشا به رویم در این ماه درهاى فضلت وفرود آر برایم در آن برکاتت را وتوفیقم ده در آن براى موجبات خوشنودیت ومسکنم ده در آن وسطهاى بهشت اى اجابت کننده خواسته ها ودعاهاى بیچارگان.

دعاى روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اغسِلْنی فیهِ من الذُّنوبِ وطَهِّرْنی فیهِ من العُیوبِ وامْتَحِنْ قَلْبی فیهِ بِتَقْوَى القُلوبِ یا مُقیلَ عَثَراتِ المُذْنِبین.

خدایا بشوى مرا در این ماه از گناه وپاکم نما در آن از عیب ها وآزمایش کن دلم را در آن به پرهیزکارى دلها اى چشم پوش لغزشهاى گناهکاران.

دعاى روز بیست و چهارم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ إنّی أسْألُکَ فیه ما یُرْضیکَ وأعوذُ بِکَ ممّا یؤذیک وأسألُکَ التّوفیقَ فیهِ لأنْ أطیعَکَ ولا أعْصیکَ یا جَوادَ السّائلین.

خدایا من از تو میخواهم در آن آنچه تو را خوشنود کند و پناه مى برم بتو از آنچه تو را بیازارد واز تو خواهم توفیق در آن براى اینکه فرمانت برم ونافرمانى تو ننمایم اى بخشنده سائلان

دعاى روز بیست و پنجم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ محبّاً لأوْلیائِکَ ومُعادیاً لأعْدائِکَ مُسْتَنّاً بِسُنّةِ خاتَمِ انْبیائِکَ یا عاصِمَ قُلوبِ النّبییّن.

خدایا قرار بده در این روز دوست دوستانت ودشمن دشمنانت و پیرو راه و روش خاتم پیغمبرانت اى نگهدار دلهاى پیامبران.

دعاى روز بیست وششم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْکوراً وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً وعَملی فیهِ مَقْبولاً وعَیْبی فیهِ مَسْتوراً یا أسْمَعِ السّامعین.

خدایا قرار بده کوشش مرا در این ماه قدردانـى شده وگناه مرا در این ماه آمرزیده وکردارم را در آن مورد قبول وعیب مرا در آن پوشیده اى شنواترین شنوایان.

دعاى روز بیست و هفتم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ فَضْلَ لَیْلَةِ القَدْرِ وصَیّرْ أموری فیهِ من العُسْرِ الى الیُسْرِ واقْبَلْ مَعاذیری وحُطّ عنّی الذّنب والوِزْرِ یا رؤوفاً بِعبادِهِ الصّالِحین.

خدایا روزى کن مرا در آن فضیلت شب قدر را وبگردان در آن کارهاى مرا از سختى به آسانى وبپذیر عذرهایم وبریز از من گناه وبارگران را اى مهربان به بندگان شایسته خویش.

دعاى روز بیست و هشتم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ وفّر حظّی فیهِ من النّوافِلِ واکْرِمْنی فیهِ بإحْضارِ المَسائِلِ وقَرّبِ فیهِ وسیلتی الیکَ من بینِ الوسائل یا من لا یَشْغَلُهُ الحاحُ المُلِحّین .

خدایا زیاد کن بهره مرا در آن از اقدام به مستحبات وگرامى دار در آن به حاضر کردن ویا داشتن مسائل ونزدیک گردان در آن وسیله ام به سویت از میـان وسیله ها اى آنکه سرگرمش نکند اصرار وسماجت اصرار کنندگان.

دعاى روز بیست ونهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ غَشّنی بالرّحْمَةِ وارْزُقْنی فیهِ التّوفیقِ والعِصْمَةِ وطَهّرْ قلْبی من غَیاهِبِ التُّهْمَةِ یا رحیماً بِعبادِهِ المؤمِنین.

خدایا بپوشان در آن با مهر ورحمت وروزى کن مرا در آن توفیق وخوددارى وپاک کن دلم را از تیرگیها وگرفتگى هاى تهمت اى مهربان به بندگان با ایمان خود.

دعاى روز سى ام ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعَلْ صیامی فیهِ بالشّکْرِ والقَبولِ على ما تَرْضاهُ ویَرْضاهُ الرّسولُ مُحْکَمَةً فُروعُهُ بالأصُولِ بحقّ سَیّدِنا محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرین والحمدُ للهِ ربّ العالمین.

خدایا قرار بده روزه مرا در این ماه مورد قدردانى وقبول بر طبق خوشنودى تو وپسند رسول تو باشد واستوار باشد فرعش بر اصل به حق آقاى ما محمد وخاندان پاکش وستایش خاص پروردگار جهانیان است.


 
 
مناجات نامه
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۱
 

گاهی لازم است با خود کمی خلوت کنیم و به گذشته و آینده نگاهی بیندازیم و

با خدای خود درددل کنیم همچون در ادامه


 
 
معرفی وبلاگ2
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۱
 

وبلاگ سیاسی من



 
 
معرفی وبلاگ1
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۱
 

وبلاگ خصوصی من



 
 
گزارش25-سلام بر کعبه
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
 

روز جمعه بعد از ظهر با یکی از کاروان های مستقر در هتل با سلام و صلوات و چشمانی اشکبار در حالیکه اکثر همکارانم برای بدرقه کنار در هتل ایستاده بودند براه افتادم

ساعتی بعد تنها در مسجد شجره بودم

با آن درخت موز وسط حیاط و بعد از دوش گرفتن و غسل طواف محرم شدم وبعد از نماز مغرب راه افتادیم و ساعت یک بامداد در مکه بودیم .

 

کاروان چاوک مازندران که من را با خود به مکه آورده بود برای استراحت تا اذان صبح به اتاق هایشان رفتند من ساک و سایلم را تحویل استقبال هتل مواکب الششه دادم و راه افتادم طرف مسجدالحرام.

به محض دیدن خانه خدا به سجده شکر رفتم و خدا را به بزرگی عظمتش قسم دادم تا منجی ما را برساند و...

 

تا اذان صبح اعمالم طول کشید و بعد از نماز صبح خسته و خواب آلود به هتل رفتم اتاقی گرفتم و ساعتی خوابیدم

و ساعت 11 رفتم به ستاد مکه تا بلیط برگشتم را بگیرم برای فردا صبح بود فرصتی بود که در حرم باشم بعد از ناهار رفتم حرم تا بعد از نماز عشاء آنجا ماندم

فردایش هم صبح راه افتاد و 10 شب خانه بودم

خداوند به تمامی شیعیان و آرزو مندانش قسمت کند. آمین

 


 
 
گزارش 24- خداحافظ مدینه
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ تیر ۱۳٩۱
 

الان ظهر جمعه است

خدا به همه آرزومندانش قسمت کند

خدایا روزی ما قرار بده؛

در چنین روزی ،در رکاب آقا بطرف مکه برویم

البته اول پختگی و ایمان کافی

بعد بینش و تقوای لازم

سپس لیاقت پوشیدن لباس احرام

و در نهایت توفیق بندگی و طواف

خدایا؛ خودت هم میدانی که ما نقش حاجی را بازی می کنیم

می دانم تو بسیار بخشنده و چشم پوشی

پس به عظمتت قسم گناهانمان بریز

آبرویمان مریز

آمین ،ای خدای کریم

 


 
 
گزارش23- بوی رفتن
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ تیر ۱۳٩۱
 

وقتی همکاران بیکار می شوند

 وقتی دلتنگی ها می آیند

پیری بد دردیه

شب جمعه در حرم

رفاقت

دوستان این سفر

دوستان صمیمی

 

 

 

 


 
 
کعبه دل
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱
 

به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک

چرا باید به دور تو بگردم

ندا آمد،تو با پا آمدی باید بگردی

برو با دل بیا تا من بگردم...


 
 
یک خاطره از کلاس درسم
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱
 

در کلاس برنامه ریزی فنی و حرفه ای پیام نور؛ تعدادی از دانشجویان رشته برنامه ریزی و مدیریت که از کارورزی یکهفته ای بازگشته بودند و بسیار ناراحت بودند ایستاده بودم و به گزارش ایشان دقت می کردم

اکثراً گله می کردند از برخورد بسیاری از مدیران و معاونان آموزش و پرورش که به آنها بعنوان دانشجو کم محلی کرده اند و یا کارهای سخی به آنها سپرده اند و احساس می کردند که مورد تحقیر قرار گرفته اند و بعضی می گفتند حاضر نیستند این تحقیر را بخاطر یک تحقیق قبول کنند.

همه حرف ها را شنیدم و یک اسکناس تراول 50 هزار تومانی از جیب در آوردم و گفتم به یکی از شما این تراول را می دهم اول باید بدانم چند نفر خواهان این هستند.

تقریبا ً همگی دست بلند کردند.

گفتم شرطی دارد ؛ آنهم این است که خوب دقت کنید این درس چند می ارزد

ترول را مچاله کردم و پرسیدم ؛چه کسی هنوز این  را می خواهد؟

باز هم دست ها بالا بودند.

گفتم: خوب. اگر این کار را کنم چه؟

پول را روی زمین انداختم و با کفشهایش آنها را لگد کردم

بعد آن را برداشتم و گفتم:

این تراول مچاله و کثیف است؛ حالا چه کسی آن را می خواهد؟

بازهم دستها بالا بودند

سپس گفتم:

هیچ اهمیتی ندارد که من با پول  چه کردم شما هنوز هم آن ها را می خواستید

چون ارزشش کم نشد و هنوز هم 50 هزار تومان می ارزد.

اوقات زیادی ما در زندگی رها می شویم، مچاله می شویم

و با تصمیم هایی که می گیریم و حوادثی که به سراغ ما می آیند آلوده می شویم . ما فکر می کنیم که بی ارزش شده ایم؛اما هیچ اهمیتی ندارد که چه چیزی اتفاق افتاده یا چه چیزی اتفاق خواهد افتاد. شما هرگز ارزش خود را از دست نمی دهید. کثیف یا تمیز،مچاله یا چین دار می شوید اما،شما هنوز برای کسانی که شما را دوست دارند بسیار ارزشمند هستید.ارزش ما در کاری که انجام می دهیم یا کسی که می شناسیم و یا در شخصیت ما نهفته است، ارزش ما در این جمله است که: هدف ما کجاست و برای ما چقدر ارزش دارد

ما انسان هایی هستیم که می توانیم هم خودمان و هم جامعه اطراف خودمان را بسازیم ما برای متحول شدن آمده ایم نه متحمل شدن ؛ قرار است شما فردا را بسازید نه امروز را ببازید

سپس تراول را گذاشتم در جیبم و گفتم :درس امروز همین بود کاروزی یعنی با ورزه ای به نام کار سر شاخ شدن شما همکارانی خواهید داشت که آنها را شما انتخاب نکرده اید اما باید تحملشان کنید

افرادی حسود، نادان؛ ناتوان؛ خوبین؛ کم بین؛ فرشته ؛ مدیر و ... همه در هم آمیخته اند درس بیاموزید حتی از بی ادبان و در مقابل این اتفاقات و ناملایمتی ها خم شوید اما نشکنید و ضربه بخورید اما مانند پسته لبخند بزنید.... در اطراف ما کسانی هستند با درد و اشک درس می دهند و کسانی هستند با لبخند و نوازش فقط ببین و برو همین ؛ بایستی از روزگار سیلی می خوری شما قرار است یاد بگیرید که علم چگونه به عمل در می آید نه در محیط آزمایشگاه استریل در جامعه ی ما... مدیر زمان و مکان باشید نه روزنامه نگار


 
 
بی نیاز
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱
 

مرد جوانی ، از دانشکده فارغ التحصیل شد . ماه ها بود که ماشین  زیبایی ، پشت شیشه های یک نمایشگاه به سختی توجهش را جلب کرده بود و از ته دل آرزو می کرد که روزی صاحب آن ماشین شود .
 مرد جوان ، از پدرش خواسته بود که برای هدیه فارغ التحصیلی ، آن ماشین را برایش بخرد .
او می دانست که پدر توانایی خرید آن را دارد .
بلأخره روز فارغ التحصیلی فرارسید و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فرا خواند و به او گفت :
من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد هستم و تو را بیش از هر کس دیگری دردنیا دوست دارم .
 سپس یک جعبه به دست او داد . پسر ، کنجکاو ولی ناامید ، جعبه را گشود و در آن یک کتاب قرآن زیبا ، که پشت جلد آن نام پسر طلاکوب شده بود ، یافت .
با عصبانیت فریادی بر سر پدر کشید و گفت : با تمام مال و دارایی که داری ، یک کتاب به من میدهی؟
کتاب مقدس را روی میز گذاشت و پدر را ترک کرد .

 
سالها گذشت و مرد جوان در کار وتجارت موفق شد . خانه زیبایی داشت و خانواده ای فوق العاده .
یک روز به این فکر افتاد که پدرش ، حتماً خیلی پیر شده و باید سری به او بزند .
از روز فارغ التحصیلی دیگر او را ندیده بود .
 اما قبل از اینکه اقدامی بکند ، تلگرافی به دستش رسید که خبر فوت پدر در آن بود و حاکی از این بود که پدر ، تمام اموال خود را به او بخشیده است .
 بنابراین لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور رسیدگی نماید .
هنگامی که به خانه پدر رسید ، در قلبش احساس غم و پشیمانی کرد . اوراق و کاغذهای مهم پدر را گشت و آنها را بررسی نمود و در آنجا، همان قرآن قدیمی را باز یافت .
در حالیکه اشک می ریخت قرآن را باز کرد و صفحات آن را ورق زد و کلید یک ماشین را پشت جلد آن پیدا کرد .
در کنار آن ، یک برچسب با نام همان نمایشگاه که ماشین مورد نظر او را داشت ، وجود داشت .
روی برچسب تاریخ روز فارغ التحصیلی اش بود و روی آن نوشته شده بود :


تمام مبلغ پرداخت شده است 

پسرم داشتن ثروت و خانه و فرزند زینت زندگی است اصل زندگی چیز دیگری است

درسی که روز گار به تو می دهد به قیمت عمر توست

درسی را که والدین و آموزگار می دهند به قیمت عمر خود است

ثروت اصلی کسانی هستند که دوستمان دارند وگرنه با ثروت می توان خوش گذراند نمی توان خوش بود

آدم بی نیاز کسی است که خدا دارد نه ثروت


 
 
گزارش 22- کجا آمدی؟
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱
 

طبق معمول پشت میز کار خود نشسته بودم که یک زوج جوان و یک خانم مسن که غر غر کنان جلو آمدند و آقای مرد که لباس ساده و بلند داشت از من پرسید اینجا ماشین نیست که برویم جده ؟

با تعجب گفتم: جده ؟ چرا جده؟ آخه ...

خانم که با کرم و آرایش کمرنگ خود و مانتو تنگ رنگی و کیف قرمز می گفت برای جنگ از خواب بیدار شده ؛ پرید توی جمله من و گفت: هم برای تماشا و هم برای خرید.

گفتم: حاج خانم الان که ساعت 9 صبح است و فاصله ما تا آنجا 4 ساعت است ... اکثرا از مکه به جده می روند ، از اینجا نفری 50 هزار تومان کرایه باید بدهید و در ضمن هوای آنجا تا 8 درجه از اینجا گرمتر و 40 درصد روطوب آن بیشتر است آنجا کاملا سونا است...

مرد گفت: نگفتم خانم:

زن نگاهی تند به مرد کرد و گفت : تا یکی چیزی میگه دور بر ندار...

با همان اخم رو به من کرد گفت: پدرم جوان بود رفته جده خیلی تعریف کرده من هم بچه شمالم باید بروم دریا را ببینم .

گفتم : حاج خانم از من سوال کردید جواب دادم؛ قبلا جده پایتخت عربستان بود؛ بندر زیبایی است؛ اما خود مردم جده الان اونجا نیستند تو ی این گرما شما هم بروید باید فقط توی پاساژ بمانید ساحل که نمی توانید بروید.. باید پاسپورت خودتان را از مذیر کاروان بگیرید و بروید برای شب هم برگردید اگر خدای ناکرده اتفاقی بیفته و یا پلیس از شما مدارک بگیره مسئولیت شما با سفارت ایران نیست.... داشتم همینطور توضیح می دادم که خانم مسن ؛ چادری گفت : عروس گلم ؛ امروز که بخاطر جده تو از زیارت دوره افتادیم؛ بیا بریم حرم، الان روضه زنانه است

خانم جوان در حالیکه داشت زیر لب غر غر می کرد و فحش کش دار می داد رفت و چند قدم پشت سرش همسر مهربان با دستان دراز و آویزان در حالیکه سرش را تکان می داد راه افتاد


 
 
گزارش 21- سرازیری
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱
 

بعد از تکرار روزهای مکرر و یکنواخت که گاهی این سکوت با سر و صدای یک زائر برای مواردی جزیی مثل تیره بودن رنگ ملحفه و یا بهم خوردن تنظیمات کولر اتاقش و یا نداشتن کانال 3 برای دیدن فوتبال بهم می ریزد و یا با اعتراض مدیر کاروان بخاطر دیر آمدن ماشین های زیارت دوره بهم می ریزد بقیه روز بدون هیجان و با تکراری خسته کننده می گذرد مخصوصاً از دیروز که اعلام شد هر کاروانی که برود دیگر جایگزین نداریم با برگزاری مراسم الوداع ایشان دل ما را هم با خود می برند...

بوی رفتن کم کم می آید حتی کارگران هتل هم مشغول نظافت طبقات شده اند  و قیمت هر اتاق خالی 2 تخته به پول ما شبی 120 هزار تومان است ....لازم به ذکر است دوستان خیلی زحمت کشیدند تا بتوانیم با همین آمار به کار خود ادامه دهیم اما دیگر زائری نبود تا بیاوریم هتل و بزور به او خدمت کنیم و مانند بازی قارچ خور امتیاز جمع کنیم

البته یک جریان بسیار جالب برای من پیش آمد که در گزارش بعدی آنرا می نویسم

آخرین زیارت دوره را فرستادم و کاری هم نبود تا برای کاروان جدید برنامه ریزی کنم .... فرصتی شد تا بعد از ظهر ، همراه آقای درگاهی خانه دار فعال و آقای کدخدازاده معاون محترم گروه برای زیارت و خرید بیرون از هتل ساعاتی را گذراندیم

در مسجد النبی افرادی که روزه بودند سفره پهن کرده بودند از یکطرف تا طرف دیگر مسجد و نان و چای و خرما چیده بودند و قرآن بدست ؛منتظر غروب آفتاب بدوند.... صحنه بسیار جذاب و زیبایی بود و به هر کسی که از کنارشان می گذشت تعارف می کردند.

بعد از شام با ماشین های به نام تاکسی فروشگاه بصورت رایگان زائران را به فروشگاه ها می بردند و (راننده بی ادب و زبان نفهم عرب پول این خدمت رسانی محض رضای خدا را از صاحبان فروشگاه می گیرند و مانند آدم اهنی مسیر مشخص شده را می رود ) .... در فروشگاه جوهره السعید که در حاشیه شهر بود همه چیز از پوشاک تا مالیدنی و آویزان کردنی مردانه و زنانه داشت فروشگاهی بالای مساحت 3500 متر مربع که بدون دوربین کنترل می شد و عرب و فارس در آن لول می خورند... ساعتی گشتم ؛ قیمت ها بالا ؛سفره متری 16 هزار تومان تا کاپشن بالای 60 هزار تومان و ساده ترین تی شرت پسرانه از 17 هزار تومان شروع می شد اگر مارک دار یا اصل بود دلم نمی سوخت برای خرج کردن پول ایرانی و اکثر وسایل پاکستانی و چینی که ما در جمعه بازار آنها را هم نمی خریم

هر چیزی که فکر کنی؛ داشت از مای بی بی تا ایزی لایف . از قیافه آقایان خسته مشخص بود مانند اسیر چگونه با زنجیری نادیدنی در اختیار اهل بیت خود بودند . در تصویر زیر از آقای درگاهی با اون موی فرفری درخواست کردیم برای گرفتن عکس یادگاری بعنوان خرید بروس فیگور خریدار بگیرد.


برای اینکه ماشینها مستقر در آنجا من را به هتل برگردانند مجبور شدم بطری آبم را داخل نایلکس فروشگاه بندازم تا مرا به هتل برگردانند وگرنه نفری 9 هزار تومان باید کرایه تاکسی می دادیم ... دست از پا دراز تر با خستگی ساعت 11 شب برگشتم به هتل

اما چطور هر حاج خانمی از آن فروشگاه می آمد هر دو دست خود و همسر مهربان بانکدار وی پر وسایل بود؟


 
 
نکاتی هر چند کوتاه ، اما مفید برای یک زندگی ایده آل
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩۱
 

۱-آبرو مثل یک کتاب است،چند ثانیه طول می کشد که آتش بگیرد،ولی سالها طول می کشد تا نوشته شود.


۲-دعا لاستیک یدک نیست که هر گاه مشکلی داشتی از آن استفاده کنی،بلکه فرمان است که تورا به راه راست هدایت می کند.


۳-تمام چیزها در زندگی موقتی است. اگر خوب پیش می روداز آن لذت ببر،چون برای همیشه دوام نخواهد داشت.اگر بد پیش میرود ناراحت نباش چون همیشگی نیست.


۴-دوستهای قدیمی، طلا هستند!دوستان جدیدالماس.اگر یک الماس بدست آوردی طلا را فراموش نکن،چون برای نگه داشتن الماس همیشه به پایه طلا نیاز داری.


۵-اغلب وقتی امیدت را ازدست می دهی وفکرمی کنی که این آخر خط است،خدا از بالا بهت لبخند میزند ومیگوید:آرام باش عزیزم این فقط یک پیچ است نه پایان.


۶-وقتی خدا مشکلات تورا حل میکند تو، به توانایی های او ایمان داری،وقتی خدا مشکلات توراحل نمی کند او به توانایی های تو ایمان دارد


۷-شخص نابینایی از بزرگی پرسید:«آیا از نابینایی چیزی بد تر هم هست؟»آن مرد بزرگ جواب داد:«ازدست دان بصیرت.»


۸-وقتی شما برای دیگران دعا می کنید خدا آنها رامی شنود واجابت می کند،بعضی وقتها که شاد وخوشحال هستید بدانید کسی برای شما دعا می کند.


۹-نگرانی ، مشکلات فردا را دورنمی کند بلکه آرامش امروز را دور می کند.


۱۰-می دانی چرا شیشه جلو خودرو آنقدر بزرگ است ولی آینه عقب آنقدر کوچک؟چون گذشته به اندازه آینده اهمیت ندارد.بنابراین همیشه به جلونگاه کن وادامه بده.

 


 
 
لقمان حکیم
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩۱
 

لقمان حکیم، غلام سیاهی بود که در سرزمین سودان چشم به جهان گشود.

گرچه او چهره ای سیاه و نازیبا داشت، ولی از دلی روشن، فکری باز و ایمانی استوار برخوردار بود.

او که در آغاز جوانی برده ای مملوک بود، به دلیل نبوغ عجیب و حکمت وسیعش آزاد شد و هر روز مقامش اوج گرفت تا شهره ی آفاق شد. او مردی امین بود، چشم از حرام فرو می بست، از ادای حرف ناسزا و بی مورد پرهیز می کرد و هیچگاه دامن خود را به گناه نیالود و همواره در امور زندگی شرط عفت و اخلاص را رعایت می کرد. بیشتر وقت خود را در همنشینی با فقها و دانشمندان و پادشاهان می گذراند و مسئولیت خطیر آنها را گوشزد می کرد و آنها را از کبر و غرور برحذر می داشت و خود نیز از احوال ایشان عبرت می گرفت و در این میان فرزند برومند لقمان که نظر پدر را به خود معطوف داشته بود، بیشتر مورد خطاب او قرار می گرفت.

هرچند نصایح لقمان بیشتر جنبه عمومی داشت و سعی لقمان بر این بود که در مناسبت های مختلف فرزندش و همچنین سایر مردم را پند و اندرز دهد که در این رابطه گوشه ای از این پندها را در این فرصت مرور می کنیم :

ادامه در


 
 
گزارش20- شیفت مسجد شجره
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩۱
 

برای کمک به امور حمل و نقل ستاد برای هر هتل در مدینه هنگام خروج کاروان ها از میقات شجره برنامه ای را مشخص کرده اند که از ساعت 6 غروب تا 9 شب ؛  یک نفر بعنوان کمک البته بصورت داوطلبی در محوطه میقات حضور داشته باشد

من از استراحت بعد از ظهر تازه رسیده بودم توی لابی هتل که مسئول حمل و نقل ستاد برای بردن فرد کشیک آمده بود ؛ داخل لیست اسم همکاری بود که شب قبل نگهبان بود و از خستگی روی کانابه خوابیده بود... دلم نیامد بیدارش کنم ..... بجای او رفتم تا شجره

مسجد شجره در محله ای که بنام ابیار علی (ع) معروف است واقع شده و بسیار سرسبز و دارای باغ ها و مزارع است؛ نخلستان هایی باطراوت که می گویند از چاه هایی که حضرت علی در زمان خانه نشینی خود حفر کرده آبیاری می شود ....

مسجد شجره جایی است  که قبل از نماز مغرب همه کاروان هایی که باید به مکه بروند آنجا جمع شده و هر حاجی به کاری مشغول می شود از دعا و نیایش تا استحمام و عکس گرفتن....بعد از نماز و تاریک شدن هوا برای اینکه از ماشین سقف دار بتوانند استفاده کنند محرم و لبیک گویان بطرف مکه می روند

وظیفه ما این بود ابتدا لیست کاروانها؛ محل پارک اتوبوس آنها که قریب به 36 کاروان بود را شناسایی و یادداشت کنیم و بعد از اینکه کاروانها نماز خواندند در مسیر ایشان با ویلچر بایستیم و اگر فردی مسن و یک بیمار دیدیم سوار کرده تا اتوبوس ایشان برسانیم

این کار تا ساعت 9 شب طول کشید کاری بسیار دقت ولی سریع بعد بعنوان تشکر مسئول حمل و نقل ما را برد به محله ابیار علی کنار چاه حضرت علی مسجدی بسیار کوچک بنا شده بود کنار مزرعه چونه و نعناع که بوی آن در فضای خنک شب نخلستان پیچیده شده بود... مسجدی زیبا و تمیز  ولی بسیار قریب که چند نماز گذار شیعه داشت

 

 


 
 
گزارش 19- بقیع
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۱
 

 امروز بعداز 3هفته خدا قسمت کرد بعد از نماز صبح وارد بقیع شدم و بعد از ذکر صلوات و سلام بر ائمه خفته در بقیع به قدم زدن و تماشای حال و هوای آنجا پرداختم.

تعدادی از زائران با یک افغانی که در کنار قبر شوهر حضرت زینب(س) ایستاده بود در خصوص اینکه حضرت نبی(ص) فقط یک میت است و زنده نیست بحث می کردند و پیر مرد ایرانی می گفت نه پیامبر مرا دعوت کرده است ما اعتقاد داریم او زنده است و صدای ما ما می شنود مانند شهیدان.....

او از قرآن آیه می خواند این حدیث می گفت ؛ آنقدر بحث بالا گرفت که هر کسی چیزی می گفت ....تا با کمک پلیس جمعیت متفرق شد.

کمی آنطرف تر مردی زیارت نامه خود را باز کرده بود؛ سر بر دیوار برای خود می خواند و گریه می کرد که مردی با لباس عربی جلو آمد و گفت: حاجی فقط قرآن بخوان ، کتاب دعا بسته

 آنقدر نظامی و سعودی در قبرستان بقیع ریخته بود که گویی وارد پادگان نظامی شده ای نه اجازه یک جا ایستادن داری ، نه زیارتنامه خواندن و نه ....گوشه و کنار ایستاده بودند و با فیلم و کتاب و بلند گو بر علیه شیعیان و خرافی بودن عقاید آنها برای دیگران توضیح می دادند....  آنها معتقد بودند پیامبر کنار قبرستان بقیع می ایستاد برای ایشان دعا می کرد و طلب مغفرت می کرد از خداوند بزرگ؛ بقیع شبیه به موزه و آثار باستانی بود تا بارگاه ائمه و یا مادر حضرت ابوالفضل(ع)؛ ایکاش این فضا را می سپاردند به ما تا بزرگ و زنده بودن و دارای کمالات بودن ائمه خود را در مدینه ثابت می کردیم

 هنوز تیرهایی که بر پیکر امام حسن (ع) زدند روی زمین ریخته است.

هنوز زنجیرهایی که با آن حضرت سجاد (ع) را تا  شام بردند ،

در این شهر پا بر جاست و  تازه قفل شده است،

جداً شیعه باید ،چقدر صبر کند تا منتقم بیاید


 
 
یا قائم آل محمد (عج)
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ تیر ۱۳٩۱
 


 
 
گزارش 18-عنوان ندارم
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ تیر ۱۳٩۱
 

ای رسول خوبی و مهربانی من رو ببخش چون

با دست شکسته

می توان کار کرد

اما با دل شکسته نه

هر کسی که به سفر حج مشرف شد به پختگی لازم نرسیده است ؛ بنده و خالص نشده است به قول پیامبر حج آخر زمان را به چشم سر دیده ام ...هر کسی هم که از این سفر برگشت حاجی نیست این را تجربه کرده ام مخصوصاً در این ایامی که در مدینه بودم نمی توانم اصلاً عکس بگذارم از حضور زائران مخصوصاً خانم ها با مانتو در بازار های مدینه و شب گردی ایشان تا ساعت 2 بامداد و خواب ماندن زائر از نماز صبح و یا پشت در فروشگاه نشستن در اذان مغرب

وقتی زائر خسته و تشنه از بازار و گردش وارد هتل می گردد ، آب خنک و یا آبمیوه  طلب می کند وای بحال استقبال بی چاره اگر بگوید که نداریم ... مخصوصاً اگر جوان باشد و با همسر بانوی تازه خود آمده باش وای بحال موقعی که غذا برای ایشان نگه نداشته باشی و یا سرویس اتاق ایشان دیر شود بیا ببین برای ثابت کردن مردانگی خود به جناب همسر ،چه فحشی و یا متلکی نثار استقبال می کنند.

من متلک حاجی یا حاج خانم را بخاطر کوچک بودن صابون و یا کم رنگ بودن سیب ( به قول ایشان لب ماتیکی نبودن رنگ سیب و گلابی) شنیده ام و یا فحش بخاطر اینکه من در کشوی میز کارم آچار فرانسه ندارم تا ویلچر مادر زنش را تعمیر کنم را خورده ام ... ویا ...

عجب پوست کلفتی باید داشته باشد این استقبال ایرانی هتل ، کنایه همکاران و غرغر زائر یکطرف و توقع مافوق هم یکطرف


 
 
گزارش 17- جشن نیمه شعبان به روایت تصویر
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱
 


 
 
گزارش 16- جلسه دوم
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩۱
 

دیشب بعد از اینکه دوستان و همکاران زحمت سرو شام زائران محترم را کشیدند در لابی هتل دور هم جمع شدیم و دومین جلسه با محوریت مسایل روز بررسی گردید

صورتجلسه کامل در ادامه مطلب




 

 

 

 

 


 
 
عصبانی
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٤:٥۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩۱
 

پسر بچه ای تند خو در روستایی زندگی میکرد. روزی پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت هربار که عصبانی میشود و کنترلش را از دست میدهد باید یک میخ در حصار بکوبد. روز نخست پسر 37 میخ در حصار کوبید. اما به تدریج تعداد میخ ها در طول روز کم شدند. او دریافت که کنترل کردن عصبانیتش آسان تر از کوبیدن آن میخها در حصار است. در نهایت روزی فرا رسید که آن پسر اصلا عصبانی نشد. او با افتخار این موضوع را به اطلاع پدرش رساند و پدر به او گفت باید هر روزی که توانست جلوی خشم خود را بگیرد یکی از میخهای کوبیده شده در حصار را بیرون بکشد. روزها سپری شدند تا اینکه پسر همه میخها را از حصار بیرون آورد. پدر دست او را گرفت و به طرف حصار برد.

"کارت را خوب انجام داری پسرم. اما به سوراخهای حصار نگاه کن. حصار هیچوقت مثل روز اولش نخواهد شد. وقتی موقع عصبانیت چیزی میگویی، حرفهایت مثل این، شکافهایی برجای میگذارند. مهم نیست چند بار عذر خواهی کنی، چون اثر زخم همیشه باقی می ماند."

مراقب حرفهایتان باشید، چون می توانند بسیار آزار دهنده باشند و اثراتشان برای سالها باقی بماند.


 
 
گزارش15- عکس یادگاری2
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٤:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩۱
 

 

 

 


 
 
گزارش14- از شایعه تا واقعیت
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩۱
 

سازمان حج و زیارت با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد: در یک اقدام پیش بینی نشده از سوی مؤسسه ارائه خدمات عمره، عربستان از تاریخ 31خردادماه سیستم صدور ویزا را برای برخی از کشورهای اسلامی از جمله ایران متوقف کرد.
 
در اطلاعیه ای که توسط سازمان حج و زیارت صادر شده آمده است: به اطلاع هم میهنان می رساند در یک اقدام پیش بینی نشده مؤسسه ارائه خدمات عمره عربستان از روز چهارشنبه مورخ 31 خرداد سیستم صدور ویزا و ارسال اطلاعات افراد برای اخذ ویزا را برای برخی از کشورهای اسلامی ازجمله جمهوری اسلامی ایران متوقف کرد. لذا امکان صدور ویزا از آن تاریخ تاکنون میسرنگردیده است.
 
شایان ذکراست که مقدمات اخذ ویزا، ارسال اطلاعات زائران از طریق مؤسسه مذکور است که به دلیل توقف صدور ویزا از تاریخ فوق الذکر امکان ارسال اطلاعات از سازمان حج و زیارت گرفته شده است.


 
در این اطلاعیه آمده است، اما کماکان برای آن دسته از افرادی که ویزا اخذ شده به صورت روزانه 4500نفر عملیات اعزام ،انجام می شود لکن ممکن است تاریخ اعزام با تغییراتی روبرو شود.
 
دفتر نمایندگی سازمان حج و زیارت در عربستان درحال پیگیری موضوع است، و امیدواریم قبل از اتمام ویزاهای اخذ شده مشکل برطرف شود.

در فاصله یک روز از تایید تلویحی توقف صدور روادید برای متقاضیان ایرانی عمره مفرده، سازمان حج و زیارت این اتفاق را رسما تایید کرد.به گزارش خبرآنلاین، سازمان حج و زیارت در اطلاعیه ای اعلام کرد: در یک اقدام پیش بینی نشده از سوی مؤسسه ارائه خدمات عمره عربستان از مورخ 31خرداد ماه سیستم صدور ویزا را برای برخی از کشورهای اسلامی از جمله ایران متوقف کرد. - در این اطلاعیه آمده است: "به اطلاع هم میهنان می رساند در یک اقدام پیش بینی نشده مؤسسه ارائه خدمات عمره عربستان از روز چهارشنبه 31 خرداد سیستم صدور ویزا و ارسال اطلاعات افراد برای اخذ ویزا را برای برخی از کشورهای اسلامی ازجمله جمهوری اسلامی ایران متوقف ...

 


 
 
قدرت جملات مثبت
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ۱۳٩۱
 

داستان زندگی کاترین رایان

Catherine Ryan

نویسنده داستانهای کوتاه و برنده جایزه بزرگ ادبی انگلستان

من هم خواستم طبق این داستان الگوی یکی باشم اما نقره داغ شدم این روش در ایران جواب نمی دهد من تجربه کردم

خدا را شکر


 
 
گزارش 13- وقتی همکاران جو گیر می شوند
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ تیر ۱۳٩۱
 

کم کم که به آخر هفته سوم نزدیک می شویم ؛خستگی؛ دلتنگی؛ فشار و استرس کاری باعث می شود تا جملاتی مانند جملات زیر بروز کند:

1- من به فلانی گفتم که کار من را انجام دهد

2- من صبحانه توزیع می کردم به کار خودم نرسیدم

3- فلانی 4 شیر برداشت گذاشت توی پلاستیک از دستش گرفتم

4- هر کسی باید کار خودش را انجام دهد به من ربطی ندارد

5- چرا فلانی روزی 2 بار برای نماز و زیارت می رود من وقت ندارم سرم را شانه بزنم

6- شیفت من نبود... شیفت من تمام شده بیا

7-بیکار نایست بیا به من کمک کن

8- همین که تو می ری ناهار من نیم ساعت جا ایستادم

9- چرا زنگ می زنم 20 دقیقه بعد می ای ؟ زود بیا

10 - من تا ساعت 6 صبح نگهبانم زود بیا می خواهم بروم

11- می خواستی با من هماهنگ کنی جای من چرا قول دادی

12- نوبت استراحت من است می خواهم بروم بازار و خرید وقت ندارم

13- به من چه ؛ به تو چه ؛ جهنم


 


 
 
یامهدی
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ تیر ۱۳٩۱
 
امشب شب جمعه است و
معلوم است در مدینه
اولاد فاطمه(س) غریبند

 
 
با دشمنان..... با دوستان.....
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ تیر ۱۳٩۱
 

به نظر شما این دو تصویر با هم چه ارتباطی دارند؟


 
 
گزارش 12- جلسه هفتگی
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ تیر ۱۳٩۱
 

 دیشب بعد از 10 روز ؛اولین جلسه و گردهم آیی جهت بررسی عملکرد و رفع نواقص فعالیت گروه راس ساعت 12 شب با حضور هر 12 نفر در لابی هتل برگزار شد.

در این جلسه که با قرائت قرآن آغاز و با صلوات ساعت 2 فردا صبح تموم شد موارد ذیل بررسی و مورد گوشزد قرار گرفت:

از فعالیت همگی در این مدت توسط آقای چگینی ؛تشکر و تقدیر شد و

1- داشتن انصاف ؛ سعه صدر و آرامش هنگام برخورد با زائران

2- به هیچ عنوان لابی هتل بدون ارائه کارت شناسایی کلید اتاق ها داده نشود.

3- حتما شرح وظایف خود را مطالعه کنید تا کارها موازی و تکراری انجام نشود و یا تداخل در کار ها ایجاد نگردد.

4- هر فردی دارای تعداد مسئولیت است ؛ اولویت و ضرورت در انجام موظف است سپس کمک به دیگری.... هیچ عذری در کوتاهی عملکرد پذیرفتنی نیست.

5- با هم برادریم و با کمی گذشت و ایثار کار پیش می رود مهم فعالیت کل گروه است و خدمت به زائران این اجر معنوی را با اختلافات کوچک و یا با دلتنگی از خانواده ضایع نکنیم.

6- از آنجاییکه هتل دوربین مدار بسته ندارد همگی چشم و گوش اموال و نوامیس و اکرام زائران هستید.

7- اصل خدمترسانی است و با برنامه ریزی به زیارت و عبادت مستحبی خود در حرم برسید .... کسی وظیفه واجب خود را رها نکند و برای عبادت مستحبی

8- کاری کنید زائر بیشترین دغدغه او فقط عبادتش باشد و محیط هتل امن و آرام و با خاطره خوش و دعا کنان وداع کند.

9- ما همچون رزمندگان و بسیجیان در جبهه جنگ در خط مقدم هستیم و به نیت خدمت آمده ایم توجه داشته باشیم در حال که ما مزد و اجر خود را از خداوند می گیریم و در آخر روز گزارش کار ما را حضرت حجت بن الحسن امضا می کند .... ان شا الله


 
 
گزارش 11- خستگی
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ تیر ۱۳٩۱
 

 بعداز یک روز طولانی و خسته کننده مخصوصاَ برای روز هایی که هم ورودی و هم خروجی کاروان داریم و یا روزهایی که خروج ساک و یا زیارت دوره هم به این فعالیت اضافه می شوى بسیار انرژی بچه ها تحلیل می رود

 حال تجسم کنید روزی را که سالاد داریم و یا برش و سلفون کشی هندوانه برای بیش از 700 نفر در لیست برنامه آنها نیز باشد

خدایا ؛این خستگی را با خستگی یاران حسین(ع) ىر بعد یک روز شمشیر زنی و مبارزه در ظهر عاشورا هم ارج و مقام قرار بده

 

 


 
 
گزارش 10- بدون ریا
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ تیر ۱۳٩۱
 

در این ایام مبارک بسیاری از همکاران من روزه بودند بدون اینکه خللی در کارهایشان ایجاد شود ببخشید اگر در مورد نماز شب ایشان در حرم و یا عبادتشان تصویری قرار نمی دهم اما همین بس که تجسم کنید ناهار یا صبحانه توزیع می کنند در حالیکه که در هوای 52 درجه مدینه تشنه لب به انواع اطعمه و اشربه نگاه می کنند خدا ثواب دهد.

تقریباً همگی در حال جمع آوری  ثواب در حرم ؛ زیارت و عبادت خود هستند .من طبق معمول همون دعای همیشگیم را زیر لب تکرار می کنم:

خدایا ؛ من نه وقت و نه حالش رو دارم

تو از روی بزرگی و بخشش خودت؛

یا منو کشان کشان  ببر توی راه راست

یا راه راست را بطرف من کج کن


 
 
گزارش 9 - عکس یادگاری
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۳:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ تیر ۱۳٩۱
 

 

 

 

 


 
 
گزارش 8- شارژ اتاق ها
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ تیر ۱۳٩۱
 

شارژ اتاق اصطلاحی است که بعد از رفتن کاروان معنی می دهد

بعد از رفتن یک کاروان که بین 57 تا 66 اتاق را در 3 طبقه هتل به خود اختصاص داده است ابتدا عوامل ثابت هتل اتاق ها را وارسی کرده تا احتمالا موبایل یا ساک و یا ... جا مانده است جمع آوری و با درج شماره اتاق و نام کاروان تحویل استقبال هتل دهند.

با موبایل مدیر کاروان تماس گرفته می شود تا نسیت به تحویل آن اقدام نماید.

در مرحله دوم عوامل بومی هتل ملحفه و رو تختی ها را جمع آوری کرده برای شستشو ؛ به طبقه زیر زمین می فرستند. اتاق ها و سرویس ها ی بهداشتی را نظافت و سم پاچی می کنند.

یکساعت بعد عوامل ایرانی هتل هر کدام با یک ارابه دستی وارد طبقات فوق شده و از دستمال کاغذی تا آبمیوه ؛ آب معدنی و میوه داخل یخچال تا شامپو و صابون سرویس ها را کنترل و یا تجهیز می کنند

که به اصطلاح به این کار شارژ می گویند..... بعد از کنترل نهایی خانه دار( فرد مسئول اموال و امکانات هتل) درب اتاق ها را برای تحویل به کاروان بعدی می بندد.

 


 
 
گزارش 7- اعیاد شعبانیه
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ تیر ۱۳٩۱
 

برای کمتر کسی اتفاق می افتد که در شب میلاد حماسه سازان کربلا در کنار بقیع در مدینه منوره باشندبه همت کاروان های هتل و مسئول ثابت ایرانی آقای چگینی و آقای معصومی معاون فرهنگی هتل در سه روز پیاپی جشن با شکوهی با سخنرانی ،تواشیح و مولودی خوانی ،برگزاری مسابقه و اهداء جایزه مراسم بیاد ماندی در ذهن و جان زائران حرم نبوی به یادگار گذاشتند

خدا قوت دهد بانیان این مراسم را

 

 

 

 


 
 
گزارش 6- خروجی
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ تیر ۱۳٩۱
 

 هر کاروان بعد از 5 شب اقامت در هتل تمام ساک و وسایل خود را تحویل ماشین های مخصوص حمل بار می دهند و با یک دست لباس سفید و ساده و یک دمپایی سفید پلاستیکی و چشمانی اشکبار و دلی امیدورا مصمم و نگران با ما خدا حافظی کرده و پس از یک مراسم ساده با مدینه و همه گوهر های آن الوداع می کنند ....بطرف مسجد شجره

تحویل اتاق ؛ گذفتن کلید، کنترل غرفه ها، تسویه حساب با مدیر کاروان و ثبت اتوبوسهای مسئول حمل زائران تا مکه و ... خود مراحلی از انجام این بدرقه است که باید همه همکاران را فعال و اکتیو نگه می دارد

به هر زائری که می گوییم فردا ساعت 16 برای مراسم خدا حافظی در سالن هتل حضور یابید اشک در چشمانشان جمع می شود یا بخاط اینکه از ائمه بقیعه جدا می شوند و یا بخاطر اینکه به بازار و هتل عادت کرده بودن و یا بخاطر .... نمی دانم ؛ جداً چرا اشک  می ریزند دیدار یار و گرد طواف کعبه مقصود چرخیدن اشک ریختن دارد؟

 

 


 
 
گزارش 5 همکاران
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ تیر ۱۳٩۱
 

همکاران باصفای خودم را قدر می دونم و تعدادی از عکس های اون ها رو برسم یادگاری تو وبلاگم قرار دادم

همکارانی با مدرک بالا و بسیار مخلص و فداکار

اهل علم و تقوی و عاشق خدمت به مردم

اکثراً از محل کار خود مرخصی گرفتند تا بتونند اینجا در ایام شعبان به زائران پیامبر(ص) خدمت کنند