عقل و عشق

http://rezap502.epage.ir

همشاگردی سلام
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٠
 


 
 
عید بر عاشقان مبارک
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠
 
 
عید بندگی

بر شما روزه داران مبارک


اسما خداوند متعال 

 

 
 
قابل توجه اهل تفکر
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠
 

متن درج شده در قسمت ادامه شاید 10 دقیقه وقتتون را بگیره ولی اگر بهش یکساعت فکر کنی انگار هفتاد سال عبادت کردی

معامله سودمندی ؟ نه؟


 
 
بسلامتی
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ شهریور ۱۳٩٠
 

بسلامتی کی ؟

ادامه را بخونید


 
 
غلط املایی اول ها
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ شهریور ۱۳٩٠
 
ما واسه صداهای کاملا مشابه، حروف مختلف داریم
واسه این صدا ۲ تا حرف داریم: ت، ط
واسه این ۲ تا: هـ، ح
واسه این ۲ تا: ق، غ
واسه این ۲ تا: ء، ع
واسه این ۳ تا: ث، س، ص
و واسه این ۴ تا: ز، ذ، ض، ظ
این یعنی:
«شیشه» رو نمی‌شه غلط نوشت
«دوغ» رو می‌شه ۱جور غلط نوشت
«غلط» رو می‌شه ۳ جور غلط نوشت
«دست» رو می‌شه ۵ جور غلط نوشت
«اینترنت» رو می‌شه ۷ جور غلط نوشت
«سزاوار» رو می‌شه ۱۱ جور غلط نوشت
«زلزله» رو می‌شه ۱۵ جور غلط نوشت
«ستیز» رو می‌شه ۲۳ جور غلط نوشت
«احتذار» رو می‌شه ۳۱ جور غلط نوشت
«استحقاق» رو می‌شه ۹۵ جور غلط نوشت
و «اهتزاز» رو می‌شه ۱۲۷ جور غلط نوشت!

واغئن چتوری شد که ماحا طونصطیم دیکطه یاد بگیریم!؟

 
 
رابین هود
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ شهریور ۱۳٩٠
 

در مورد کسانی که حق یکسری را می برند و در جای دیگه بذل و بخشش میکنند چیزی شنیده اید . مثلا بعضی از مردم که خون خلق خدا را در شهر و دیار خود می کنند توی شیشه ولی تن تن به کشور های دیگر اهدا می کنند میشود بشر دوستانه؟

ادامه را بخوانید


 
 
با این خصوصیت کسی را نیافتم
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ شهریور ۱۳٩٠
 

این چند خط را بخوانید و در مورد آن کمی فکر کنید و نظرتان را بنویسید

ادامه را بخونید


 
 
تیر دعا
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ شهریور ۱۳٩٠
 

از هر کرانه کرده ام تیر دعا روان

باشد کزان میانه یکی کارگر شود


 
 
شب قدر
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ شهریور ۱۳٩٠
 

گاهی از خودم می پرسم که تا کجا و چقدر به اطرافیان و مردم احترام بگذارم که فردا سرزنش نشم؟
شب قدر فرصتی شد تا با کتاب خدا کمی خلوت کنم و چندتا از آیات قرآن را چراغ تفکر خودم قرار دادم و به این نتیجه رسیدم :
خداوند در سوره اسرا آیه 23 برای احترام به پدر و مادر و حتی والدین اونهایی که ولی ما هستند و سرپرست ما هستند و دستمان روی سفره اونها دراز میشه و مسئولیت کارهای ما با اونهاست و رشد فکری و جسمی ما با اونهاست ؛ یکی و یا هر دوی اونها پیر شدند ؛ رنجور شدند؛ نیاز به کمک داشتند و به من کاری سپردند حق ندارم کلمه ای بگم که ناراحت بشند حتی بر اثر خستگی و کار زیاد به اونها نباید اف بگم و خدا از درون هر کسی آگاه است و اما نکته مهم این آیه اینجاست که برام یک راهنمایی است :
خدا در این آیه و چند آیه موازی میگه به والدین خودتون حالا پدر؛ مادر و یا مادر بزرگ و ... که ولی شما هستند احترام بگذارید تا اونجا که پرستش خداوند به خطر نیفته و به اونها احترام کنید
حق نداریم به علت پیری اگر حرفی به ما زدند و یا کاری کردند .... ما تلافی کنیم خدا از درون هر کسی آگاه است.
و هرگز نگفته به آنها به عدل و احسان رفتار کنید  حق تلافی کردن نداریم؛ حق شکایت کردن نداریم؛و حتی حق نداریم اونقدر اونها را دوست داشته باشیم که فرمان و دستور اونها بر واجب و حرام خدا اولی شود....هرگز حق ندارم با کبر با اونها حرف بزنم و همیشه پیش اونها به ادب و متواضع بنشینم....
ولی در جای جای قرآن می گوید با مردم به عدل و انصاف و احسان رفتار کنید
یعنی به مردم و اطرافیان بجزء خویشان به احسان رفتار کنید در این رفتار اعتدال را در نظر بگیرد و انصاف را زیر پا نگذارید و حقوق آنها را رعایت کنیم و ...
حالا سوال این است چرا حق ندارم به مادرم اگر به من بدی کرد تلافی کنم و یا حرفی به من زد و ناراحت شدم به عدل با اون رعایت کنم چرا من حق ندارم پدرم را نفرین کنم و یا مادرم را به دادگاه بکشونم خدا چی را می دونه که من نمی دونم؟
چرا در مورد مردم خدا گفته انصاف را رعایت کن حتی در رفاقت عدل را رعایت کن نه کم و نه زیاد و افراط بخرج بدهم ....چرا مردم را به نیکی صدا کنم ولی به عدل با آنها مراعات کنم چرا با دوستان مدارا کنم؟؟؟
این سوال به ساعتی فکر کردن نمی ارزه؟ که ثواب هفتاد سال عبادت توشه