عقل و عشق

http://rezap502.epage.ir

تصمیم گیری
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۳۱ تیر ۱۳٩٠
 

تصمیم گیری خوب

                                                                           

گروهی از بچه ها در نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول به بازی کردن بودند. یکی از این دو ریل قابل استفاده بود ولی آن دیگری غیرقابل استفاده. تنها یکی از بچه ها روی ریل خراب شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی همان ریل غیرقابل استفاده خوابش برد.3 بچه دیگر هم پس از کمی بازی رویریل سالم، همان جا خوابشان برد. قطار در حال آمدن بود ، و سوزن بان تنها می بایست تصمیم صحیحی بگیرد. سوزن بان می تواند مسیر قطار را تغییر داده و آن را به سمت ریل غیرقابل استفاده هدایت کند و  از این طریق جان 3 فرزند را نجات دهد و 1 کودک قربانی این تصمیم گردد و یا می تواند مسیر قطار را تغییر نداده و اجازه دهد که قطار به راه خود ادامه دهد.

سوال:

اگر شما به جای سوزن بان بودید در این زمان کوتاه و حساس چه نوع تصمیمی می گرفتید؟

بیشتر مردم ممکن است منحرف کردن مسیر قطار را برای نجات 3 کودک انتخاب کنند و 1 کودک را قربانی ماجرا بدانند که البته از نظر اخلاقی و عاطفی شاید تصمیم صحیح به نظر برسد اما از دیدگاه مدیریتی  چطور .... ؟

در این تصمیم، آن 1 کودک عاقل به خاطر دوستان نادان خود (3 کودک دیگر) که تصمیم گرفته بودند در آن مسیر اشتباه و خطرناک، بازی کنند، قربانی می شود.

 این نوع معضل هر روز در اطراف ما، در اداره ، جامعه در سیاست و به خصوص در یک جامعه که گاهاً غیر منطقی تصمیم می گیرد، اتفاق می افتد، اقلیت قربانی اکثریت احمق ، نادان، نا کارآمد، غیر کارشناس ، و یا غیر مسئول می شوند.گاهی هم بالعکس

کودکی که موافق با انتخاب بقیه افراد برای مسیر بازی نبود طرد شد و در آخر هم او قربانی این اتفاق گردید و هیچ کس برای او اشک نریخت. کودکی که ریل از کار افتاده را برای بازی انتخاب کرده بود هرگز فکر نمی کرد که روزی مرگش اینگونه رقم بخورد.

اگرچه هر 4 کودک مکان نامناسبی را برای بازی انتخاب کرده بودند ولی آن کودک تنها قربانی تصمیم اشتباه آن 3 کودک دیگر که آگاهانه تصمیم به آن کار اشتباه گرفته بودند شد. اما با این تصمیم عجولانه نه تنها آن کودک بی گناه وعاقل جانش را از دست داد بلکه زندگی همه مسافران را نیز به خطر انداخت زیرا ریل از کار افتاده منجر به واژگون شدن قطار گردید و همه مسافران نیز قربانی این تصمیم شدند و نتیجه این تصمیم چیزی جز زنده ماندن 3 کودک احمق نبود.

مسافران قطار را می توان به عنوان تمامی کارمندان یک نهاد، ارگان، سازمان فرض کرد و گروه مدیران  را همان کودکانی در نظر گرفت که می توانند سرنوشت سازمان (قطار) را تعیین کنند.

گاهی در نظر گرفتن منافع چند تن از مدیران که به اشتباه تصمیمی گرفته اند، منجر به از دست رفتن منافع کل سازمان خواهد شد و این همان قربانی کردن صدها نفر برای نجات این چند نفر است.
گاهی صورت مسئله را حذف میکنیم، گاهی عامل مخل را دورمی کنیم، گاهی مسیر را عوض میکنیم، گاهی کار خودمان را انجام می دهیم و در جمع انکار میکنیم، گاهی بدور تصمیمگیری خود عایق و پیله مذهبی می گذاریم و..... سوال این است:مدیریت امری ذاتی است یا اکتسابی، علم است یا سلیقه؟ دانایی است یا توانایی؟ پویاست یا ساکن؟ مدیریت پاسخگو یعنی چه؟ میریت بحران فقط شعار است؟ برنامه ریزی مهم تر است یا برنامه سازی؟....

زندگی کاری همه مدیران پر است از تصمیم گیری های دشوار .
با عدم اتخاذ تصمیمات صحیح به سبک من مدیرم و یا کارشناسم،
و یا سپردن کار به غیر اهلش
مسئولیت ( مدنی، شرعی، اخلاقی،قانونی)
از گردن مدیر ساقط نمیگردد.

به یاد داشته باشید
آنچه که درست است
همیشه محبوب نیست...
و آنچه که محبوب است
همیشه حق نیست

 

 
 
خدا کریمه
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٠
 

گاهی این جمله را در گوشه و کنار  می شنویم:

1- خودت رو ناراحت نکن خدا کریمه

2- کسی که خبر نداره فقط من و تو بودیم خدا هم که بخشنده است

3- بی خیال بابا خدا بزرگه

4- تو دیگه چرا تو که اهل نماز و مسجدی با اونها نگرد

5- فلانی آدم خوبیه من تو نماز جماعت دیدمش

6- نه بابا به حاجی چیزی نگی فازش با ما فرق داره

7- خدا بخشنده است باشه بعداً توبه می کنیم

8- ....

 

 

شخصی از مسجد خارج می شود ، صدقه ای داده است ؛ کار خیری انجام داده و یا از زیارت و حج باز گشته است و یا.... چند دوره مسابقه قرآن شرکت کرده مقامی کسب کرده ، چند ماهی جبهه در پرونده دارد ، در فلان ارگان چند سال خدمت کرده و ...

این ها را برای خود مقام و منزلت و امتیازی می داند و گاهی برای او وهم ایجاد می شود که من فرزند فلانی هستم از خانواده بساری هستم و یا من فلان مجلس و فلان کلاس پای منبر و جلسات فلان استاد شرکت کرده ام ؛ من خادم فلان کسکم ، در فلان آزمون مقام کسب کرده ام و برای خود نزد خدا مقام و منزلتی می داند و احساس می کند که با خدا پسر خاله شده است.

و گاهی به جایی دعوت می شوند مانند بستگان پیامبر و یا فامیل خدا رفتار می کنند ... ایشان بر اساس آن ثواب در خود غروری کاذب ایجاد شده است که گویی تافته جدا بافته اند و تمامی مردم را جهنمی و گناهکاراند و ایشان چند روزی از بهشت ماموریت دارند تا در این جماعت زندگی کنند !!!

آیا چنین کسانی را دیده اید با نام دین و با لباس دین و با جای مهر روی پیشانی و یا درصد فلان فعالیت هر کاری و هر حرفی را بخواهند می زنند و گویی خدا در عرش نشسته دست به قلم ایشان هر کاری خواستند بکنند و او هم قلم عفو بعد از هر نماز بر جرائم ایشان بکشد ...

ایشان جوانان ما را  نه تنها از دین بلکه از دیندار هم گریزان کرده اند.

گاهی کسانی از این جنس را در شب های قدر می بینیم که با خدا در حال معامله هستند  و گاهی تعدادی از ایشان را در مراسم و مجالس دعا و مرثیه می بینی در بالای مجلس نشسته اند و گویی بقیه مدعوند...

برای عده ای از افراد که معتقدند تنها مسلمانان جهان مائیم و تنها شیعه در دنیا مائیم و خدا نشسته فقط ما بخواهیم و او انجام دهد و تمام دنیا کافرند و چون ما دم از خدا ، خدا می زنیم وظیفه خداست که برای ما کاری انجام دهد و یا دعای ما را مستجاب کند  . خداوند در سوره فاطر در آیه 5 بدون تعارف و رک می گوید این یک حیله و ترفند شیطان است که به عبادت و ایمان خودتان مغرور می شوید و این یکی از فریب های دنیاست ...

کسانی که احساس می کنند با خدا زده بندی دارند و یا برای سر پوش گذاشتنم روی کارها و اعمال خود از کرم و بخشش خدا مایه می گذارند باید گفت: اگر بدانیم کاری که انجام می دهیم گناه است ؛ اشتباه است ؛ مورد رضایت خداوند نیست و با علم به این موضوع که ما انجام می دهیم بعدا برای خدا توضیح می دهیم و یا الان ماموریم ومعذور و بعدا توبه می کنیم و یا شرایط و جریانات چنین اقتضا می کرد باید این آیه را خواند که خدا رک می فرمایید شیطان شما را فریب ندهد به کرم خدا وعده خدا حق است

هیچ دقت کردیم که اگر بدانیم و گناهی انجام دهیم گناه کبیره است و اگر سواد و امکانات کافی داشته باشیم و خودمان را به ندانستن بزنیم و یا دنبال علم وعمل درست نباشیم و خود را به زیور و تزئینات و بازی های دنیا مشغول کنیم نمی توانیم با این بهانه سرمان را بالا نگه داریم و این همان دعوت شیطان است که بسوی آتش جهنم است ....

کسانی که  جملاتی شبیه به جملات بالا را بکار می برند دقت کنند خدا بخشنده است چه ربطی به ما دارد؟  خدا بخشنده است در مقابل کار ها و اعمال آنان که در پرونده ایشان حق الناس و یا عمد و مکر و برنامه ریزی قبلی در آن نیست ؛ خدای ناکرده  تهمتی ؛ افترایی و یا .... نیست وگرنه سر کارمان با حزب شیطان است حتی اگر جای مهر روی پیشانی ما مانند گروه خوارج زمان حضرت علی (ع) همچون زانو های شتر پینه بسته باشد.( اینطور نیست برای خود بهانه بتراشیم و بخاطر داشتن ابلاغ و یا پست و مقامی و یا ریش سفید در محله ای و یا ... با آبرو و آینده کسی بازی کنیم و تا دستمان به پرده خانه خدا رسید و برگشتیم مدعی  بندگی خدا شویم خواجه عبداله انصاری با سوز دل می گوید خدایا ما از غافلانیم نه از کافران .....  خداوند از کسانی که می دانند و به غلط انجام می دهند و یا در انجام وظیفه کوتاهی می کنند نمی گذرد .... وعده خدا حق است )

یکبار هم شده به این جمله با دقت فکر کنید:

چرا خداوند می فرمایید ما هر کسی را بخواهیم هدایت می کنیم ...و بقیه را به بازیچه های دنیا مشغول می کنیم


 
 
تعدادی از خلاف های راهنمایی و رانندگی
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠
 

تعدادی از خلاف های راهنمایی و رانندگی در شهر و بیرون از شهر

<!--[if !supportMisalignedColumns]--> <!--[endif]-->

1077

استفاده از تلفن همراه

 

1076

ایستادن روی خط عابر پیاده

 

1032

تعمیر وسیله نقلیه در معابر عمومی

 

1043

نداشتن و نبستن کمربند ایمنی

 

1098

شستشوی وسیله در راه ها

 

1078

خوردن آشامیدن سیگار کشیدن و...

 

1035

باز کردن درب خودره بدون احتیاط

 

1131

سرعت غیر مجاز

 

1036

باز گذاشتن درب وسیله سمت سواره رو

 

1130

عبور از چراغ قرمز

 

1129

لاستیک صاف بدون عاج

 

1092

حق تقدم       عابر پیاده

 

1068

لاستیک میخدار در مواقع غیر ضروری

 

1132

سبقت غیر مجاز

 

1163

استفاده از لاستیک خارج از استاندارد

 

1101

عدم رعایت فاصله  (عقب و جلو - هنگام تصادف)

 

1084

نداشتن مدارک

 

1044

عدم حرکت بین خطوط

 

1122

مغایرت مدارک با مشخصات فنی

 

1160

دور زدن ممنوع

 

1123

نداشتن برچسب عوارض شهرداری

 

1128

عدم رعایت حق تقدم (وسیله نقلیه دیگر)

 

1111

نداشتن وسایل مناسب فصل زمستان

 

1088

توقف                مطلقا ممنوع

 

1039

در آغوش داشتن طفل درحین رانندگی

 

1089

توقف                 دوبله

 

1009

اطفال کمتر از 12سال صندلی جلو

 

1091

توقف                 ایستگاه اتوبوس و تاکسی

 

1090

ورورد به طرح ترافیک

 

1060

توقف                 پارک ممنوع

 

1107

عدم حرکت در مسیر های تعیین شده

 

1146

توقف                 پیاده رو

 

1102

عدم توجه به تابلو و چراغ ایست

 

1134

توقف دوبله         در ایستادن ممنوع

 

1133

عبور ممنوع

 

1100

توقف در پیچ-حریم تقاطع-پل-تونل

 

1046

عبور در ساعات ممنوع

 

1053

توقف           سد معبر یا اختلال عبورمرور

 

1109

عبور از مسیر ویژه اتوبوس

 

1073

توقف          با موتور روشن بدون راننده

 

1099

عبور کامیون در مسیر غیر مجاز

 

1045

توقف         خلاف جهت حرکت وسایل دیگر

 

1099

و اتوبوس در ساعات غیر مجاز

 

1074

توقف اتوبوس         در خارج از ایستگاه

 

1116

حرکت در سرازیری با دهنده خلاص

 

1030

پارک تاکسی بدون راننده در ایستگاه

 

1119

حرکت غیر ضروری با دنده عقب

 

1096

توقف اتوبوس و کامیون ترانزیت در خیابان شهر

 

1106

پارک روی خط عابر پیاده تا 10 متری

 

1126

توقف در حاشیه راه برای فروش کالا

 

1064

عدم رعایت مقررات هنگام گردش

 

1105

توقف در حریم تقاطع راه آهن 15 متری

 

1140

استفاده از بوق شیپوری در شهر

 

1075

توقف              در ایستگاه بارگیری و تخلیه بار

 

1104

بوق مکرر و غیر ضروری

 

1095

توقف در سطح آسفالت جاده (دارای حریم)

 

1108

صدای نا هنجار لوله اگزوز

 

1159

عبور وسیله نقلیه از پیاده رو

 

1144

بدون پلاک و یا پلاک ناخوانا

 

1138

حمل اشیا کثیف و حیوانات با وسیله مسافربری

1097

تغییر استاندارد پلاک

 

1103

حمل کود و نخاله ساختمانی بدون پوشش

1125

نداشتن زوج پلاک یا پلاک سوم( دست کاری)

 

1115

حمل جنازه با وسیله شخصی و عمومی

1113

حرکت با پلاک بدون اعتبار و غیر مجاز

 

1118

حمل بار تجاری با وسیله شخصی و مسافربری

1112

حرکت با شماره موقت بیش از 10 روز

 

1135

حمل  مواد محترقه و آتش گیر غیر مجاز

1055

عدم رعایت فاصله قبل و بعد از سبقت

 

1137

حمل بار ی که موجب نارضایتی مسافر گردد

1093

عدم استفاده از عینک طبی( گواهینامه)

 

1143

حمل تیر آهن بدون شرایط ایمنی

1166

دستکاری سرعت سنج یا سرعت نگار

 

1152

حمل مواد سوختی خارج از باک مجاز

1047

ریزش روغن و سوخت در سطح راه

 

1139

تخلیه زباله و نخاله در حریم راه

1136

دود کردن وسیله و نقص فنی

 

1158

باز کردن قفل مخصوص (ماموران راهنمایی )

1127

حرکت مارپیچ

 

1121

تجاوز به چپ از وسط معابر(خط ممتد)

1170

حرکت نمایشی و خطر ناک

 

1148

مغایرت مشخصات مسافر با بارنامه

1071

عدم رعایت حداقل سرعت تعیین شده

 

1161

سوار و پیاده کردن خارج از محل مجاز

1154

باربند نا امن و عدم بارگیری مناسب

 

1080

سوار کردن فرد برروی بارها

1156

رانندگی با مستی

 

1065

سوار کردن فرد در صندوق عقب

1157

سبقت از راست

 

1072

سبقت کامیون واتوبوس در شهر

1094

گردش  به چپ و راست در محل ممنوع

 

1114

مسافرکشی با وسیله شخصی  در شهر

1120

تغییر خط و حرکت ناگهانی در معابر

 

1168

جابجایی مسافر با پلاک شخصی در جاده

1038

حرکت با نور بالا در شهر و معابر

 

1164

حمل مسافر با وسیله غیر مسافربری

1081

پوشاندن چراغ عقب و جلو

 

1052

حمل مسافر توسط ماشین آلات کشاورزی

1146

نقص سیستم روشنایی هنگام شب

 

1056

یدک کشی برخلاف قانون و بدون احتیاط

1110

نقص در چراغ جلو-عقب-راهنما

 

1087

بدون علامت دست یا راهنما پیچیدن

1034

روشن نکردن چراغ در شب

 

1031

استفاده غلط از چراغ راهنما

1062

نورافکن یا نور سفید عقب-قرمز جلو

 

1057

استفاده غیر مجاز از آژیر و چراغ گردان

1033

نداشتن کلاه ایمنی

 

1151

استفاده از پیک نیک در داخل وسیله

1170

تک چرخ زدن

 

1079

عبور کامیون و اتوبوس از خط سرعت( اتوبان)

1014

سوار کردن بیش از ظرفیت

 

1058

حرکت در موازات هم در راه های با عرض کم

1061

راه ندادن وسیله نقلیه پشت سر( سبقت)

 

1155

رانندگی بیشتر از مقدار ساعات تعیین شده

               

تعدادی از خلاف های راهنمایی و رانندگی در شهر و بیرون از شهر

 


 
 
حلول ماه شعبان و اعیاد آن بر شما مبارکباد
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٠
 


 
 
زندگی
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠
 

زندگی چیست ؟

نان . آزادی . فرهنگ . ایمان و دوست داشتن

بارها این جمله را دیده ام که زندگی را در چهار کلمه خلاصه می کنند و یا بعضی ها که خود را دکتر علوم انسانی می دادند تا سه کلمه هم زندگی را معنا کرده اند
من فقط چندتا سوال می پرسم:
اگر این معنی زندگی باشد پس اینجا عبادت من مسلمان ؛ زیارت من شیعه ؛ جهاد من مبارز و حج من حاجی معنی خود را از دست نمی دهد ؟
مشعر یعنی شعور پیدا کردن در یک شب
عرفه ، یعنی به عرفان و شناخت عالم خلقت و هدف از آفرینش رسیدن در یک شب...
می دانی چرا نماز دو تا سجده دارد؟

اول از خاک بوجود می آیی و دوم باز به خاک بر می گردی
ما فقط به اندازه بین دو سجده در این دنیای خاکی زندگی می کنیم و به قول قرآن از این هم کمتر
حال اگر مفهوم اصلی زندگی را پیدا نکنم چه می شود؟
غروب از یخ فروشی پرسیدن : بارت را فروختی ؟
گفت: نخریدند ولی تمام شد( این است مفهوم لفی خُسر)

خداوند میلیاردها فرشته دارد که فقط او را عبادت می کند
میلیاردها ملک فقط خدا را در طول روز هزارمیلیاردها بار رکوع می کنند
میلیاردها پری خدا را هر ثانیه فقط سجد می کنند
حضرت علی (ع) می فرمایید از این آسمان که بیرون رویم تا سقف آسمان هفتم بین ستارگان و سیارات و حتی بعد از ستارگان ( راه شیری و بعد از ابرهای سحاب) هیچ جایی را به اندازه یک سجاده جای خالی پیدا نمی کنی مگر اینکه فرشته ای درحال ذکر خداوند باشد...
پس مرا چرا خدا آفرید؟

پس مرا چرا خدا آفرید؟
برای سرگرمی خودش؟
یا برای کم کردن روی ابلیس؟
و یا برای به رخ کشیدن توانایی و دانایی خودش ؟
ما آمده ایم زندگی کنیم تا قیمت پیدا کنیم نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم...

 
این معنای زندگی ماست؟





 
 
با این خصوصیات که می فرمایید کسی را نیافتم
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠
 

این چند خط را بخوانید و در مورد آن کمی فکر کنید و نظرتان را بنویسید

کافی ، ج2،

روزی یکی از یاران امام محمد باقر علیه السلام ، به نزد امام وارد شد و گفت:

در شهر و دیار ما خیلی شیعه هست ( در جشن میلاد  شما شادی می کنند ؛ شکلات و شیرینی پخش میکنند؛  با صدای زیبا دعا می خوانند؛در وصف شما شعر می گویند؛ ریش می گذارند و انگشتر عقیق به دست دارند؛ و در عزای شما سیاه می پوشند و خرج می دهند، به سر و سینه می زنند و...).

امام فرمود:

آیا ثروتمندان به مستمندان کمک می کنند؟

آیا نیکوکاران از بدکاران می گذرند؟

آیا باهم برابری و مساوات دارند؟

گفت: نه

امام فرمود:

اینها شیعه نیستند، هر کسی که بگوید من علی (ع) را دوست دارم که شیعه نیست شیعه کسی است که

از خدا می ترسد - متواضع است-زیرک است - امانتدار است- ورع در دین دارد- راستگوست- تلاش دارد برای رضای خدا- به همسایه خود نیکی می کند-رازدار است- جوانمرد است-  با دوست مدارا می کند- اهل نماز و روزه و قرآن است- مراقب رفتار و گفتار خود هست- مردم را به غیر از زبانش جذب می کند- نماز را سبک نمی شمارد- .... خلاصه هرکسی مطیع خداست او دوست ماست هر کسی خدا در کردار و گفتار او نیست او دشمن ماست.

او گفت : با این خصوصیات که می فرمایید کسی را نیافتم

امام علی (ع) در خطبه 150 نهج البلاغه می فرماید:

در آخر الزمان ؛ شیعیان و یاران فرزندم مهدی چنیند :

... چون شمشیران صیقل یافته اند؛ دیده و گوششان با قرآن خو گرفته و هر صبحگاه و شامگاه  جام های علم و حکمت را سر می کشند ( شیران روز ؛ زاهدان شب؛ عالمان زمان خود هستند و گفتار و کردارشان با قرآن هماهنگ است)

با این خصوصیات که می فرمایید کسی را نیافتم

دانی که به چند رسید عدّه ی عشاق دهر

نیست به سیصد و سیزده یکی هم  بیشتر


 
 
مثل درخت باش
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ تیر ۱۳٩٠
 

سعی کردم توی زندگیم مثل یک درخت قد بکشم و تنومند بشم

برگ هام رو باز کنم مثل یک چتر بزرگ و سایه بشم

و هر کسی که خواست از میوه ی علم و هنرم رایگان ، بچیند

در فصل بهار بی دریغ عطر شکوفه ی خود را به همه هدیه دادم.

رهگذران زیر سایه من استراحت کردند ، رفتند و پشت سرشون را نگاه نکردند.

بچه ها چند روزی زیر سایه من درس خواندن، هنر آموختن.

تعداد ی با لنگه کفش به من ضربه زدند تا از میوه های من بچینند.

تعدادی هم با یکی دیگه با آدرس من قرار گذاشتند

چون طرف دیر کرد ، برای سرگرمی با نوک خنجرش روی تنه من اسمش را کند.

و تا دوستش اومد،  اون هم خنجرش را کوبید وسط قلبی که کنده بود و رفت.

خیلی ها از من تاب خوردند و بالا رفتند، هنوز جای پایشان روی تنه ی من مانده.

خیلی ها به تنم میخ زدند و کت و شلوارشان را آویزان کردند.

همه را دوست داشتم و به کسی بدی نکردم حتی در پاییز

اما خیلی ها با تیز کردن تیغه ی تبر خود

زیر چشمی منتظر زمستان شدند.

باز هم خدا را شکر به درد مردم خوردم

 

و باز هم خدا را شکر

که هنوز سر پا و مغرورم

در مقابل باد و طوفان حوادث ایستاده ام.


 
 
دوستی
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ تیر ۱۳٩٠
 

چند روزی بود یک کتابی رو مطالعه می کردم خلاصه اون رو براتون می نویسم شاید بعد از مطالعه کمی بکار اومد.

  عواملی که باعث تحکیم و ماندگاری رفاقت و دوستی می شود:

1- خوش خویی ( خو و اخلاق درونی خوب و پسندیده).

2- خوش رفتاری با مردم

3- خوش رویی و داشتن چهره شاد و لبخند و بشاش

4- .اخلاص در دوستی( بخاطر خدا دوست داشتن)

5- رعایت ادب ( با کلبامت و جملات مودبانه صحبت کردن).

6- اظهار دوستی( حتما بیان کنید که دوست دارید).

7- تواضع و فروتنی

8- وفا داری

9- رعایت انصاف( موقعیت و شرایط طرف را هم بسنجید).

10- نرمی و بخشندگی( مدارا با دوست).

با افراد زیر رفیق نشو اگر داری رها کن:

بخیل- متکبر - گناهکار- دروغگو و کسی که صله رحم را قطع کرده


عواملی که باعث گسستن رفاقت و دوستی می شود:

1- بدخلقی( ترشرویی و اخلاق نا پسند)

2- جدال ( بحث و جدل کردن)

3- ستزه جویی

4- حسد ورزی-

5- عیبجویی( مگس صفتی)

6- تنگ چشمی و بخل

7- تکبر و خود را بر تر دیدن

8- دست انداختن دوست

10 - نیرنگ و فریبکاری

سه چیز باعث هلاکت است :

1- کبر =شیطان را رانده کرد

2- حسد= قابیل را بیچاره کرد

3- حرص=حضرت ادم را آواره کرد


 
 
به کجا چنین شتابان؟/
نویسنده:رضا عقل و عشق - ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ تیر ۱۳٩٠
 

در جایی خواندم : که آخر زمان از زنان حیا ، عفت و حجاب و از مردان غیرت و تعصب می رود .... نمی گم این حدیث است یا دارم نصیحت می کنم چون جوانان برام پیام فرستادند شما ها عادت دارید نصیحت کنید و در گوش ما آیه و حدیث بخوانید....

البته اونها که تو خیابان های شهر قدم نمی زنند و

هرگز وارد پارک شهر نمی شوند و

 از جلو درب دانشگاه ...رد نمی شوند

چشمانتان را ببندند.

که فردا نگید فلانی رعایت شئونات اخلاقی را نکرد و

 اشاعه فساد در جامعه نمود چون ...

اصلاَ بازم من اشتباه کردم 

 یعنی .... چی؟  هیچی!! بفرما مزمز

 

حتماَ برادر خواهرند

 

حتماَ زن و شوهر هستند

حتماَ تو حیاط مدرسه اند

 

حتماَ توی پارک بانوان هستند

حتماَ توی مجلس زنانه خودمانی هستند

 

حتماَ دانشجویند بحث علمی می کنند

 

×××××××××کلیک کن×××××××

 

یعنی باز هم این عکس ها رو از پارک های خارج گرفتند؟

 

 بابا یک فکری واسه این وضع بکنید

 

 اگر نمی تونید و به قول خودتان میخواهید آزادی بدهید

 

 پس یکفری برای چشم و گوش و دل و

 

 دین و اعتقادات ما بکنید

 

ببخشید باز هم من اشتبا ه کردم 

عکس ها و آدرس زیر آنها و ... تقلبی است

اصلاً بی خیال حدیث و نصیحت

عجب هوا گرم شده !!

قیمت ها چرا گران نشده؟؟!!